دلتنگی

من از درد دلتنگیام واسه تو، دوباره تو اتاقت پا میزارم

تا شاید بشه با عطر لباسات، واسه برگشتن تو کم نیارم

من از دلشوره ی اومدن تو، به دستام لرزه افتاده عزیزم

نگرانت شدم کی برمیگردی؟ تو از روزی که رفتی من مریضم

دارم قدم قدم توی اتاقت، با خاطراتت از نفس می افتم

میترسم حالا که نیستم کنارت ، من از چشمای ناز تو بیفتم

دلم میخواد وقتی برمیگردی، سر و وضعم دوباره خوب باشه

ن اینکه از غم دوریت عزیزم، تموم زندگیم اشوب باشه

نگران توام دل تنگی هامو، برا برگشتنت بهونه کردم

تو که نیستی من از این بیقراری، تموم خونه رو دیونه کردم

تا اسم تو میاد سر زبونم، تو گوشه ی چشام بارون میگیره

نمیخوام بی خیال ماجرا شم دلم میخواد که دستاتو بگیره

دارم ثانیه ها رو میشمارم واسه برگشتنت اماده باشم

نمیخوام تومسیر این زمونه سواره باشی و پیاده باشم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: