کنارم باش

کنارم باش همین لحظه
دلُ درگیر خواستن کُن
طلوع صبح عشقم باش
منو گرم شکفتن کُن
کنارم باشی آرومم
تو این رگبار بی تابی
میون بوسه خوابم کن
تو این اوازِ بی خوابی
چه زیبا میشه این لحظه
منو تو گرمِ دل دادن
دیگه میمیره اون روزا
بهونه دست غم دادن
واسم یلدای احساسُ
میون واژه معنا کن
تواین مهتابیِ عشقت
منو گرمِ تمنــــــا کن
میخوام آروم شه این لحظه
میون پیچک چشمات
بمون بامن بمون با من
بذار گم شم توی دستات
نگو پایان این راهیم
که بی تو سردُ نابودم
دلت اهلِ خیانت نیست
مقصر خودِ من بودم
بمون با من همین لحظه
منو بی پرده باور کن
منو مهمون آغوشت
میون شام آخر کن

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

710
۶