گلای قالی

دورِ هم خوش بودیم
همه چی عالی بود
کی آخه فک می کرد
نقشِ من تو خونه ،گلای قالی بود

واسه خوشحالیشون
همه کاری کردم
بد شکستم اما
هر کی فکر خودشه، من فقط نا مَردم

این زنِ بیچاره
آرزوهاشو فروخت
با خودش فک می کرد
کی سراغشو گرفت؟ وقتی تو آتیش سوخت

غرولُندِ شوهر
شاخِ گاوِ داماد
دردهای مادر
ای خدا خستم از ، این بدی و بیداد

هر کسی رو دیدم
ادعای دین داشت
فک کردم سادَس
ساده من بودم اون ، مار در آستین داشت

بدی رو نشناختم
با همه دَس دادم
حالا چشمم کور شه
تا که اقرار کنم ، منِ احمق سادَم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام بانو سلیمانی عزیز .... ترانتونو چند بار خوندم قبلا هم..فقط گذاشتم وقتی تمرکزم بیشتره نظر بدم ... اول از همه اینکه از لحاظ بار معنایی ایده و حتی قالب کارتون خیلی خوبه ...اما وقتی کار رو رو قالب های جدید می نویسیم خیلی باید به وزن توجه کرد ...متاسفانه وزن خیلی نوسان می کنه مخصوصا تو تعداد هجاهای مصرع آخر هر بند... اگه تو قالب معمولی نوشته بودید زیاد به چشم نمی یومد ...اما ایده قالب عالیه ..اگه وزن کارو درس کنید ، حتی با ضرب آهنگ و از همه مهمتر تعداد هجاها و نه حتما تقطیع، کار خیلی خوب و دوس داشتنی هست و به خاطر قالبش می تونه ملودی پذیری خوبی داشته باشه ...ملودی جدید ...به هر حال موفق باشید ....
  • سلام زیبا بود هم ترانه ای لایک
  • سلام ناهید عزیز کار زیبایی بود موفق باشی
  • سلام ناهید خانم...از ابتکار عملی که برای قالب ترانه به خرج دادین کلی لذت بردم:)) آفرین... ترانه، منو غمگین کرد چون حقیقتی که توش موج میزد رو فقط نخوندم، لمسش هم کردم...ترانه هایی که غمگینم میکنن رو بیشتر دوست دارم چون هر اندوهی با خودش پیامی داره...ذات اندوه، آموزگاره... اگه بخوام پیشنهادی بدم اینه که توو مصرع: "مار در آستین داشت" برای محاوره ای شدن زبان ترانه، "در" رو حذف کنید و بنویسید: "مار توو آستین داشت..." امیدوارم دلتون همیشه شاد باشه بانو:)
    • سلام نسیم عزیزم ممنون که وقت میگذارین و ترانه هامو می خونین البته شعرهای من ارزش ادبی ندارن دلنوشته هامن .دلتنگیهامو با زبون ساده می نویسم. اتفاقا خودم هم اول نوشتم مار توو آستین داشت ولی دیدم دو سه بار از توو استفاده کردم و تغییرش دادم سلامت و شاد باشین در پناه حق .
  • سلام ناهید خانوم چه قدر این ترانتون عالی بود فکر کنم قالب نوشتنتونم هم یه ایده از خودتون بود به نظرم خوب بود برام جالب بود
  • سلام سرکار خانم سلیمانی. ترانه ی جالبی بود. در مورد قالب که خب اشاره کردید ابتکاره و منم آشنایی نداشتم باهاش. در مورد وزن هم همونطور که دوستان اشاره کردند یه جاهایی خارج میزد. اما جسارتا استفاده از کلمه ی احمق رو دوس نداشتم. البته مشخصه که این ترانه شما هستو مختارید در استفاده از کلمات. حتما خانم ها این ترانه رو بهتر درک میکنند. برقرار باشید.
    • سلام آقای قاسمی ممنون از حضورتون .حقیقتش زمانیکه این شعرو گفتم اونقدر از دست خودم عصبانی بودم که احمق کمترین ناسزایی بود که نثار خودم کردم در هر حال ببخشید.زنده باشید.
  • هر کسی رو دیدم ادعای دین داشت فک کردم سادَس ساده من بودم اون ، مار در آستین داشت سلام ناهید جان زیبا بود فقط جسارتا این قالب نوشتن جدیده یا من ندیدم ؟؟؟؟ موفق باشید
  • سلام ناهید عزیز از زبون یه زن گفتی و خوب درکش کردم دلم گرفت :(
  • سلام خانم سلیمانی ترانه خوبی بود نوعی درد و دل مادرانه... .....موفق و پیروز باشید....
  • درود ناهید عزیز فک میکنم یکی از زیباترین کارهایی بود که ازتون خوندم هزار افرین
    • سلام آقای مقدم بعد از اینکه این ترانه رو ارسال کردم پشیمون شدم چون روزی بود که واقعا بخاطر سادگیم لطمه خورده بودم و خیلی سریع شعرو نوشتم و فرستادم ولی حالا دیدم شما تعریف کردین ممنونم ازتون حالمو خوب کردین. امیدوارم همیشه زندگی به کامتون باشه.
  • سلام ناهید عزیزم ترانت واسم جالب بود انگار یه سبک جدید توی ترانت ایجاد کردی امیدوارم که همیشه شاد باشی و سلامت
  • درود بانو ناهید ترانه تون احساس زیاد داشت ولی وزنش خیلی نوسان داشت
    • سلام آقانیما ممنون از حضور همیشگیتون. برای هر بند این ترانه می تونم یه کتاب داستان واقعی بنویسم شاید به این خاطر احساس زیادشو شما متوجه شدید.
  • سلام خانم سلیمانی متوجه قالب نشدم مستزاد ؟ وزن کمی ایراداتی داشت موفق باشین
  • سلام،ترانه ی زیبایی بود،لذت بردم،موفق باشید