ما به هم بی ربطیم!

ما به هم بی ربطیم! مثل مرگ و موندن
مثل دو تا پایان، مثل تو مثل من
ما به هم بی ربطیم، واقعیت اینه
دیر یادم افتاد، اشتباه شیرینه
بودنت معجزه نیست، تو یه عمره دوری
روبرومی اما، مثل من مغروری!
تو که بودای منی، منو آرومم کن
از همه خوشبختیم، ساده تر دورم کن
عشق خوابش برده، دست من بیداره
آخر این قصه، نقطه چین می ذاره…
عشق گم شد اما، من که پیدا بودم
تو که دل می کندی، من کجاها بودم؟!
تو که از کوچ بگی، عشق هم ناچاره
عاشقت هم باشم، خب چه ربطی داره؟!
راه قصه ساده بود، اشتباهی رفتیم
تو درست می گفتی، ما به هم بی ربطیم!

اولین ترانه ی ۹۴!!!!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام خانوم محاسن دارم به زبان احساس زیبا تون حسادت می کنم .... خوب مکه چیه .... هم کاراتون و هم وزن هایی که انتخاب می کنید رو ........ پیروز و موفق باشید ....
  • درود.. اول ترانه منو یاد یک آهنگی به نام یادم نیست ولی اولش اینجوری شروع میشد.. ما به هم محتاجیم مثه دیوونه به خواب مثه گندم به زمین ......... یادم نیست دیگه انتظار داشتم همونجوری پیش بره اما اونجوری نشد خورد تو ذوقم.. موفق باشید
    • "شب شیشه ای" گوگوش؟؟؟؟؟؟؟وااااااقعا؟؟؟؟؟باعث افتخااااااااااره، ترانه ی من شما رو یاد کار جنتی عطایی انداخته؟؟؟مرسییییییییییییییییییییی!!!!!!! راست می گیدا...اصصصلا حواسم نبود، بههههترین کامنتیه که پای این ترانه نوشته شد، واقعا ازتون متشکرم که حواسمو به این سمت ماجرا کشوندید، ببخشید که باعث شدم تو ذوقتون بخوره آخه فکر پشت این ترانه نزدیکی چندانی با شب شیشه ای نداره و ساختارش هم خیلییییی تصادفی شباهت پیدا کرده... بازهم متشکرم
  • سلام. ترانه ی خوب و دلنشینی بود که پر از تصاویر قشنگ و البته یه جاهایی متناقض بود که دوستان به خوبی اشاره کردن. آفرین. برقرار باشید و سبز.
  • سلام فاطمه جان. از خوندن کارت و نقدایی که دوستان داشتن خیلی استفاده کردم. حضورتون تو سایت می تونه مبارک باشه. امیدوارم مرتب ازتون ترانه بخونیم چه از ترانه های جدیدتون چه قدیمی. نقدایی که آقای شمس و قاسمی و ... نوشتن جای حرف اضافه برای من نمی ذاره. موفق باشید.
  • سلام بار اول هست که از شما کار می خونم تنها چیزی که خیلی در ترانه شما به چشم میخوره برای من ، ارتباطات ضعیف بین مصراع ها و معانیه ! به عبارتی بی ربطی در ترانه شما جاریه .. دو تا پایان ، بی ربط نیستن به هم ! دست کم اینکه هر دو رو به عنوان تمام شدن می شناسیم! و شما منظورتون دو تا پاپان متفاوته. بودنت معجزه نیست، تو یه عمره دوری روبرومی اما، مثل من مغروری! تو که بودای منی، منو آرومم کن از همه خوشبختیم، ساده تر دورم کن اول اینکه "بودا" چقدر بیگانه و بد نشسته تو این ترانه و علتشو آقا یاسر گفته ، بعد اینکه از معشوق می خواد با آروم کردنش از خوشبختی دورش کنه ! این نمیتونه جالب باشه کسی که بودنش معجزه نیس کسی که یه اشتباهه بعدش مث بودا بیاد عاشق و آروم کنه و از خوشبختیشم دورش کنه ! در کل ترانه تون در انتها بهتر شد به نظر من فکر می کنم پتانسیل خوب نوشتن رو دارید دوست عزیز موفق باشید
    • درود بر شما آقای شمس متشکرم از اینکه کارم رو خوندید. تمام این ترانه یه طعنه س، یه شوخی در واقع این بوده: ما به هم باااااااا ربطیم متوجه منظورم می شید؟کامنتا رو اگه دقت می کردید می دیدید که گفته م که: عاشق داره به معشوقی که اصرار داره ثابت کنه به هم بی ربط هستن، از راه برهان خلف، خلاف فرضیه رو اثبات می کنه. "حکم این بوده: ما به هم با ربطییییم"، "فرض این بوده: ما به هم بی ربطیم"، شاعر با آوردن مثال هایی که کاملا به هم مربوطند بی ربط بودن رو رد می کنه.دو تا خط موازی رو در نظر بگیرید، دقیقا به خاطر شباهت های بسییییااااار هرگز نمی تونن دارای یه نقطه ی اتصال یا تقاطع بشن،به هم نزدیکن ولی دور هستن ، هردوشون یه جا تموم می شن اما واااقعا "یک جا" تموم نمی شن و...حتی ممکنه روی هم منطبق باشن اما باز هم نمی تونن نقطه ی اتصال داشته باشن،مثل اینکه شا به تصویر خودتون توی آینه دست بزنید و تصویر توی آینه هم واقعا لمستون کنه! شباهت ها بسیاااارند، فاصله خیلیییی کمه، اما اتصالی وجود نداره، هرچقدر هم به آینه نزدیکتر شید که به یک نقطه ی پایان برسید بااااز هم پایانی که بهش می رسید یک پایان واحد نییییست! تمام ارتباطات بین بی ربطی ها داشته به این مسئله ی بااااا ربط بودن دامن می زده،خوشم میاد همه متفق القول متوجه تناقض ها شده ن ولی بعنوان نقد نوشتنش...بخخخدا هدف همین تناقضه بوده که همه هم درکش کردن فقط نمی دونم چرا متوجه عمدی بودنش نشدن!آخه بیت های : تو که از کوچ بگی، عشق هم ناچاره عاشقت هم باشم، خب چه ربطی داره؟! راه قصه ساده بود، اشتباهی رفتیم تو درست می گفتی، ما به هم بی ربطیم! اصلا جای شک نمی ذارن دیگه. من اییینهمه با ربط بودنمون رو مثال زدم اما آخرش نوشته م: تو درست می گفتی، ما به هم بی ربطیم!!!! آیا با اینهمه شباهت که من ذکر کردم معشوق درست می گفته؟ آیا واقعا به هم بی ربط هستن؟!!!
  • ما به هم بی ربطیم! مثل مرگ و موندن مثل دو تا پایان، مثل تو مثل من ما به هم بی ربطیم، واقعیت اینه دیر یادم افتاد، اشتباه شیرینه خانوم محاسن زیبا بود لذت بردم کار ازتون نخونده بودم ولی اسمتون برام آشناس انگار استاد جدیده آکادمی شمایی بقیه میدون خالی کردن ؟؟؟؟؟ موفق باشید
    • سلام. متشکرم جناب یاری،لطف دارید. کم سعادتی از بنده بوده که کارم به چشمتون نیومده بوده...اما بازم شکر! استااااد؟؟؟؟نخیر...بنده فقط علاقمند به ترانه سرایی هستم...
  • عشق گم شد اما، من که پیدا بودم تو که دل می کندی، من کجاها بودم؟! خیلییییی خوب بود
  • سلام بانو محاسن عزیز ... ترانتونو همون شب اول هم خوندم ... راستشو بخواین اول خواستم اینا رو بنویسم : ما به هم بی ربطیم! مثل مرگ و موندن----> مرگ و موندن کاملا به هم ربط دارن ٪٪٪٪ بودنت معجزه نیست، تو یه عمره دوری---->بودنت معجزه نیست و یه عمره دوری روبرومی اما، مثل من مغروری!-----> حالا چرا دوباره می گی روبه رومی مصرع قبل گفتی یه عمره دوری!!!ا ٪٪٪٪ از همه خوشبختیم، ساده تر دورم کن----> استفاده از *همه* رو دوس نداشتم چون می شد سختگیرانه تر کار کرد و ترانه رو غنی تر کرد ، بهتره فقط به بستن وزن توجه نشه .... استفاده از اضافه ها و صفت ها خیلی کارو غنی تر می کنه .... تو که از کوچ بگی، عشق هم ناچاره---->واژه کوچ قدیمی شده ..مگر اینکه به صورت اضافه به کار بره و زیبایی آفرینی کنه ... بعد از خوندن کامنت ها چندین بار این به ذهنم خطور کرد ... خب اگه شما اینهمه حرفای قشنگ واسه گفتن داشتید ، چرا سعی نکردید با تغییر وزن کارتون همه اون حرف هایی که به دوستان زدیدو، تو ترانه بیارید و کار رو قابل هضم تر کنید ... راستشو بخواین من علاقه مند به خوندن کار های پیچیده هستم ..اما به نظرم این کار نقاط اتصال رو به خوبی رعایت نکرده تا اون چیزی که شما مد نظرتونه رو به ما برسونه ... صرفا با آوردن ما به هم بی ربطیم نمی شه فهمید که عمدا مرگ و موندن رو بی ربط در نظر گرفتین ...ولی خب فارغ از همه صحبت ها ..ایده کار خیلی خوب بود ... قطعا کاراتونو دنبال خواهم کرد ...
    • سلام،‌خوبید؟ متشکککککرم... دررابطه با روبرومی اما...: گفته م بودنت معجزه نیست(کل دوبیت دارن له مخاطب ترانه می گن: حاضر همیشه غایب) تو هستی،‌اما دوری. روبرومی اما نیستی... و اما دیگه اینکه بله حق با شماست،‌انشالا همه ی کاستی های این کار با ترانه ی بعدیم جبران شه! مشتاق دیدن نظرتون پای ترانه های قبلی و بعدیم هستم
  • سلام بسیار زیبا ملودی ترانه همراه خودش بود حس کردم داره شادمهر عقیلی ترانه رو میخونه تو سبک و حال و هوای ترانه های مونا برزویه بود عشق گم شد اما، من که پیدا بودم تو که دل می کندی، من کجاها بودم؟! تو که از کوچ بگی، عشق هم ناچاره عاشقت هم باشم، خب چه ربطی داره؟! خیلی خوب بود
  • خب گفتنی ها رو دوستان بیان کردن!! چیزی نمیمونه جز اینکه بگم خوشحالم بعد از مدتها کار زیبای دیگه ای رو از شما خوندم
  • زیبا سرودید موفق باشید.
  • سلام اردیبهشت بانو خوشحالم بعد از مدتها اومدی ترانه تو خیلی دوست داشتم میگی ساده س ولی من ساده هاتو بیشتر دوست دارم بازم بنویس
    • سلام ناهید جان عزیزم...عیدت مبارک ناهید خاومی، ممنونم ازنت که هنوز منو یادته...لطف داری بهم عزیزم...
      • یه چن ماه نبودم همه تو صلح و صفا بودن...باز اومدم با نظرام همه رو انداختم به جونم!!!!
  • سلام فاطمه جان ترانتونو خوندم خوب بود امیدوارم که همیشه شاد باشی و سلامت عزیز دلم
  • سلام خانم محاسن از ترانه هایی بود که حرفی برا گفتن داره پس خیلی قابل احترامه....اما... ما به هم بی ربطیم! مثل مرگ و موندن......با آقا نیما موافقم مرگ و موندن کاملاً با هم در ارتباط هستن و به نظرم تشبیه درستی نباشه مثل دو تا پایان ....... اینجا گنگه کدوم دوتا پایان اگه منظورتون مثه پایان من مثه پایان تو هست که به نظرم بین دو نفر یه پایان اتفاق میفته دیگه مثل من مغروری!....دومین جای رد کردن ما به هم بی ربطیم تو که بودای منی، منو آرومم کن....سومین جای رد کردن ما به هم بی ربطیم عاشقت هم باشم، خب چه ربطی داره؟!.....تو این مصرع علامت سوال خیلی دردسر درست کرده اگر علامت سوال رو نادیده بگیریم یه نتیجه گیری از دیدگاه عاشق داریم که در جای خودش محترمه اما اگه علامت سوال رو لحاظ کنیم در اون صورت فک کنم یه سوال اگه اشتباه نکنم استفهام انکاریه یعنی شما می دونید ربط داره و از ربط نداشتنش از دید معشوق متعجبید که باز ناقض اسم ترانس... اما به نظرم بیت آخر دوست داشتنی ترین بیت ترانس یه اعتراف بغض آلود و شیرین که البته باز در این صورت با اسم ترانه در تضاده راه قصه ساده بود، اشتباهی رفتیم تو درست می گفتی، ما به هم بی ربطیم! .....موفق و پیروز باشید.....
    • واااای چقد نقد...عاشششششق نقدم مرسییییی...خب...اگه دارم جواب می دم اصلا بحث دفاع نیستا...ببینید ماجرای ترانه یه عشق یه طرفه س.اول شخص داره به زززور خودشو راضی می کنه که بگه ما به هم بی ربطیم و شدیدا با حرف خودش مخالفه، اینجاست که تناقض ها بوجود میاد(یعنی تناقض ها کااااملا عامدانه هستن)، درواقع سعی می کنه از دید معشوقی که مدام اصرار داره ثابت کنه به هم بی ربط هستن به قضیه نگاه کنه ولی بازم حرف خودشو می زنه، یه مثال بی ربط بودن می زنه بعد نقضش می کنه که بگه باربطیم! از راه برهان خلف می خواد اشتباه معشوق رو ثابت کنه و در نهایت هم می گه باشه من تسلیم، اصلا ابشه هرچی تو بگی ولی حالا با حرفایی که زدم و اییینهمه شباهت برات مثال زدم خودت قضاوت کن، ما به هم بی ربطیم؟؟؟؟! اونجا هم که گفتم خب چه ربطی داره دقیقا همونطوره که شما خودتونم متوجه شدید، از دید معشوق نگاه کرده و گفته من که هرچقدم عاشقت باشم در نهایت تو باز حرف خودتو می زنی و می گی به هم بی ربطیم و عشق هم کارگر نیست این وسط.
  • عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود...... دوست قدیمی :)
  • درود بانو ترانه زیبایی بود فقط یک سوال ذهنم رو دگیر کرد مرگ و موندن بهم ربط دارن فکر کنم مرگ باشه موندن نیست موندن باشه مرگ نیست شاید من اشتباه میکنم
    • سلام، خوبید؟ نه دیگه... مرگ و موندن همزمان اتفاق نمی افتن . وقتی مرگ بیاد سراغ آدم دیگه موندنی درکار نیست...منظور اینه که هر دو از یک جنسیم اما نمی تونیم با هم اتفاق بیافتیم. مثل دو تا "پایان"، پایان یعنی اتمام یه ماجرا یا هرچیزی، پس جنس هر دو مورد یک چیزه، هر دو در عین یکی بودن، نمی تونن یکی باشن یا به هم مربوط باشن، یه نفر پایانِ موندنه(مثلاً)، یکی پایانِ رفتنه(مثلاً) اما در نهایت هردو یک عنوان رو به دوش می کشن به نام پایان، حالا چه چیز منطق رو رقم می زنه برای این حرف من؟ بیت بعدی که میام می گم دیر یادم افتاد اشتباه شیرینه، دقیقا الان مسئله حل می شه دیگه، من تا الان داشتم چیزهایی رو که در ظاهر به هم شبیهند و در باطن متضاد هم هستند رو بی ربط می خوندم، الان اینجا می گم من به اشتباه این بی ربطی ها رو با مرتبط بودن اشتباه گرفتم، چون جنسشون یکی بود که دقیقا می شه حرف شما، که می گید به هم مربوطن، این ظاهر قضیه س که اول شخص داستان داره اعتراف می کنه که گول این ظاهر قضیه رو خورده...
  • سلام استاد... دهه هفتادی باشی و بهت بگن استاد خیلیه...اما به هر حال من شما رو توو اکادمی به عنوان استاد انتخاب کردم و به خاطر حرف شما رو ترانه جدیدم چقدر فسفر سوزوندم تا به اون خلاقیته برسم... استاد شعرت ساده بود و اون خلاقیت شعرایه قدیمی رو نداشت اما توو این بچه ترانه هایی که توو اکادمی خوندم همین هم پدری هست واسه خودش.. درکل از ۱۰ بهش ۵ میدم چون خیلی ازتون انتظار دارم... موفق باشی استاد
    • اولا یه بار دیگه به من بگی استاد هرچی دیدی از چش خودت دیدی، ثانیا کاااملا باهات موافقم، منم به ساده بودنش معتقدم، ایشالا ترانه ی بعدی خلاق تر می شم به بزرگی خودت ببخش دیگه...!!! موفق باشییییییم!
      • موفق بااااااااااشیم استاد....خخخخخخخخخخ
      • تا بوده همین بوده تا آکادمی به هرکی میگی استاد ناراحت میشه
  • سلام اینکه ترانه در پایان به نقطه ی اول ش برگشت، خیلی چسبید تو که بودای منی، منو آرومم کن از همه خوشبختیم، ساده تر دورم کن....از بودا استفاده کردی ولی میتونستی دو سه کلمه ی دیگه هم می آوردی که با بودا تو یه دایره قرار بگیرن و مراعات نظیر برقرار کنی....هرچی که به بودا مربوط میشه، اینجوری بودا تک و تنهاست،به جایی گیر نیست عشق خوابش برده، دست من بیداره آخر این قصه، نقطه چین می ذاره…...اینجارو دوس داشتم آفرین... یه جاهایی کلیشه رفتار کردی... مثل من مغروری،منو آرومم کن،تو که دل می کندی بی ربط بودن دو تا پایان دور از ذهنه! موفق باشید
    • چه عجب یه بارم شما به ما سر زدید! واااااقعا خوشحالم کردید، ممنونتونم اسااااسی.یه حقیقتیو بگم؟ حال و حوصله نداشتم خیلی چیز جدیدی بنویسم واسه همین این کلیشه ها از دستم در رفتن،در واقع "معمولی محض" بودن سرلوحه ی این کارم بود! ترانه ی بعدی ایشالا...! بازم تشریف بیارید آقا یاسر قاسمی...
      • سلام یه بیت با حوصله ، مخاطب رو خیلی بیشتر تحت تاثیر قرار میده تا یه دیوان بی حوصله . منتظر ابیات با حوصلتون هستم
      • سلام. ای آقااااا... جمعه ایشالا...یه ترانه می ذارم این یکیو جبران می کنم بخدا...!!!
  • سلام استاد نقد.. خیلی زیبا بود.وعالی..و پخته. :)...توکه بودای منی منو آرومم کن... :)