دنیای خیالی

تو بهم گفتی که عشقو خونده بودی از نگاهم
توی لحظه های هر روز می نشستی چشم براهم

تو بهم گفتی از عشقت من دوباره جون میگیرم
توی باورت می شینم از تو من سامون میگیرم

توبرام ستاره بودی تو شبای آشنایی
یا مثل هم قصه بودی تو روزای پابه پایی

روتن درخت کوچه عکس قلبتو کشیدم
واسه دنیای خیالی من چه نقشه ها کشیدم

تو مثل یه قصه بودی یا یه خواب کودکانه
یا مثل نفس کشیدن زیر بارون شبانه

میشد از خاطره رد شد تا رسید به فصل امروز
میشد عاشقت بمونم مثل لحظه های دیروز

میشد از باغ ستاره واسه عشقت گل بچینم
یا توی تقویم چشمات بهترین روزو ببینم

عشقمون از خاطرت رفت از دلو از من گذشتی
رسیدن روزای آخر منو زیر پا گذاشتی

از روزای با تو بودن خیلی وقته که گذشته
دل من از رفتن تو مثل آیینه شکسته

توی اون روزای آخر گفتی که دوستم نداری
فقط اون نگاه سردت واسه من شد یادگاری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: