*شوخی با ممیزی*

با مزگیمو دوس داری ، هنوز!؟
به صرفِ آبکی هم ، پایه ام!؟
همش مقدسم ، پاکم ، یه کم
به فکرِ دخترِ همسایه ام!!

تنم یخه جلوت ، ولی الان
عجیبه! زیر صفرو مایع ام
تناقضاتو دوس دارم ، ولی
همیشه پیش تو که ضایع ام!

***
دروغ نگو که نابغم
یک از صدم ده از هزار
شکلکِ عاقلانتو
جلو چشایِ من نیار

به شدّتِ یه دارکوب
درخت علمو نوک زدی
تو لونه یِ عمیق شعر
یه دونه ای! بلن(د) قدی

ممیزیِ محترم
این راهو ، اینه چاهِ من!
با الگوریتمِ مورچه هم
اصلاح نمی شه راهِ من

***

اصلا تو راستو من کجم ، ولی
یه لایه ام ، تو چنتا لایه ای!؟
توو هر خطایِ زندگیم، خودت
پیغمبرو کتاب و آیه ای!؟!

چونکه تِمِ ترانه هام سیاست
آماجِ گوشه و کنایه ام!؟
شوخیمو هم ممیزی نکن
کُلا بَدم ، همش گلایه ام!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام کاکو،یکی از بهتریناتو خوندم عزیزم.
  • سلام آقای مهندسِ شاعر :) ترانه ی جالب و خوبی بود اصلاحات جالبی به کار برده بودی یکم اولش موضوعو متوجه نشدم دو بار خوندم تا یکم دستم اومد
    • سلام بانو مهشاد محترم...:-)....خوش اومدین...من هنوز مهندس نشدم..سربازیمو که رفتم اونوقت شاید بشم... کاملا باهات موافقم.. یکم تهران داشت بهم خیلی خوش نمی گذشت ذهنم پراکنده شده بود. سعی می کنم کارامو اصلاح کنم...بازم ممنون.
  • سلام آقا علیرضای عزیز. کار متفاوت و با فضای جالبی بود. مخصصا الگوریتم مورچه که منو یاد یه پروژه و خاطره دلنشین انداخت واسم خیلی جذاب بود. موفق باشی و برقرار
    • سلام جناب قاسمی.دوست خوبم...تو پروژه ها خاطرات دلنشین زیادی وجود داره ، مخصوصا داده سازیا و پیچوندن استاد....هیچی بیشتر از این واسم دلنشین نیست؛-)(شوخی)
  • عالی بود عزیزم
  • سلام علیرضا برعکس اون یکی ترانه ات اینو فهمیدم! خوشحالم که یذره زبونتو میفهمم...همینشم غنیمته خخخ دوست داشتم اینو موفق باشی داداشی
    • سلام بانو مائده عزیز . لطف کردی و با حضورت خوشحالم کردی . خدا روشکر . همین یه ذره هم که زبونمو می فهمی واسم یه دنیا ارزش داره ... چون به هر حال می فهمم هنوز ارتباط برقرار کردنو فراموش نکردم . موفق و موید باشی دختر خوب .:-)
  • سلام برادر خوب شیرازی ام... ببخشیدا من چون عاشق شیرازم همش دوست دارم این شهر و دنبال اسمتون بنویسم تا ذکر خیری از سرزمین شعر و عشق کرده باشم ... راستش جناب سرمدیان من این کار شما رو خوندم اما یه سوال برام پیش اومد... اینکار اینجا برای چی ارسال شده ؟ برای خوندن من مخاطب و احیانا گفتن ایراداتی که من نمی تونم نبینم و یا همینطوری برای طبع آزمایی شما ؟ اگر برای من مخاطب هستش پس باید منتظرم باشید تا برای نقدش خدمت برسم ولی اگر احیانا کاملا شخصی هستش و برای دل خودتون نوشتید و حالا بهر علتی که برای خود شما یقینا مشخصه اینجا گذاشتید ، در اینصورت هیچ حرفی برای گفتن نمی مونه منتظر ترانه بعدیتون می مونم .. موفقتر باشید
    • سلام خواهر مهربان ... قدمت رو چشام ... خوش اومدی ... راستشو بخوای نمی دونم چرا گذاشتم ... باور کن قصد و غرض خاصی نداشتم . خودمم نمی دونم دارم چه کار می کنم . ولی خب یه جورایی دارم سعی می کنم خودمو با موضوع های سخت ، قوی تر کنم . وگرنه منم می دونم بعضی چیزا ارزش هنری ندارن . اگه واسه دل خودم بود که تو دلم می موند . بعضی وقتا ما آدم ها حتی تو همچین سنی هم بچه می شیم ، کارای عجیب می کنیم تا ببینیم عکس العمل دیگرون چیه ... احساس می کنم شاید منم اینجوری شدم . همه می دونن که من هیچوقت ناراحت نمی شم . آدم حرف گوش کنی هم هستم تقریبا . چه اشکال داره اگه حتی بگی مزخرفه . شاید باعث شدی از این به بعد حتی یه کوچولو هم که شده مسیرم عوض شه و شاید با این کار حتی باعث بشی یه روز همیشه حداقل تو ذهنمم که شده بگم شما باعث شدی این اتفاق خوب تو زندگیم بیفته . پس هر چی که هست هیچوقت از من دریغ نکن . از اون دسته هم نیستم که وقتی بفهمم یه چیزی اشتباهه دوباره تکرارش کنم . صفا آوردی . البته اگه ترانه بعدی رو بخونی شاید دیگه ازم قطع امید کنی . منم منتظر حضورت هستم . راستی گلامونو که گرفتن ... ولی دلامون که نزدیکه ، حداقل منم ترانه خوندنو دوس دارم خواهر مهربونم .با حضورت خوشحالم کردی .
  • تو سبک رپ نوشته شده بود دیگه؟
    • سلام شایان جان ...من به رپ فک نکرده بودم اصلا و اصلا هم فک نمی کنم ، بعضی از تکست های رپ خیلی قوی هستن بعضی هاشون البته ... احتمالا شما رپ دوس داری ... ممنون که وقت گذاشتی ... حضورت با ارزشه ...
  • سلام دلنوشته با مزه ای بود دوس داشتم سلامت و موفق و شاد باشی.
  • سلام جناب سرمدیان دیدگاه تون خیلی جالب بود سنت شکنیتون قشنگه ممنون
  • سلام آقای سرمدیان ترانه ی متفاوتی رو ازتون خوندم واقعیتش متوجه الگوریتم مورچه نشدم هر چند که من خودم الگوریتم و فلوچارت تدریس می کنم ولی تا به حال ترکیب الگوریتم مورچه رو نشنیدم البته اشکال از منه که مطالعه م در زمینه ی ادبیات و استفاده از واژ ه ها اندکه یه چیز دیگه که می خواستم بگم اینه که ریتم خاصی برای خوانش پیدا نکردم که لازمه بگم احتمالا باز هم اشکال از خوانش من باشه به هر حال جسارت بنده رو در بیان نظرم به بزرگی خودتون ببخشید
    • در ضمن منتظرتون تو ترانه ی قبلیم بودم که نیومدین
      • سلام بانو وحیدی عزیز ... اول از همه بابت حاضر نشدن پای کارتون ازتون عذر خواهی می کنم .. باور کنید منم مثه خیلی ها سرم خیلی شلوغه ... اینقدر که گاهی وقتا فراموش می کنم حتی پای کار خودم به کامنتا پاسخ بدم ... حتما به کارتون سر می زنم ... در رابطه با الگوریتم مورچه ، این یه مسئله بهینه سازی هست ، که تو علوم مهندسی کاربرد داره ، که با استفاده از زبان برنامه نویسی مسایل رو باهاش بهینه می کنن ، مثل همون کاری که مورچه ها واسه پیدا کردن کوتاه ترین راه یا همون راه راست انجام می دن و با بویی که از خودشون پخش می کنن کم کم راهشونو اصلاح می کنن ، چون شوخی بود کار یه جورایی با این الگوریتم کلونی مورچه ها بازی کردم ... در رابطه با نحوه خوندن هم ... راستشو بخواین مشکل از خوده کاره نه شما ، این کار بیشتر به ترانه رو کاغذ می مونه تا ترانه اجرایی ... دلیل نوشتنم تو این وزنا و این موضوع ها فقط تمرینه ... ممنون که به کارم سر می زنید و نظرتونو صادقانه می گید ... :-)
      • سلام مجدد واقعیتش برای کوتاه شدن الگوریتم و مختصر نوشتن و رسیدن به جواب وحل سریع از مثال قضیه ی حمار استفاده می کنیم جالب بود برام الگوریتم مورچه
  • سلام آقای سرمدیان ترانه زیبا و ازتون خوندم موفق باشید دوست عزیز
  • سلام آقای سرمدیان عزیزکارزیبایی بود همترانه. اصلا تو راستو من کجم ، ولی یه لایه ام ، تو چنتا لایه ای!؟ توو هر خطایِ زندگیم، خودت پیغمبرو کتاب و آیه ای!؟!.این بندو دوست داشتم،مرسی
    • سلام بانو رستگار محترم و قطعا عزیز ... شکی در فرهیختگی ذهنی شما نیست و از ترانه هاتونم مشخصه ... امیدوارم حداقل ارزش و لیاقت وقتتونو داشته باشه ... موفق باشی ...
  • درود علیرضای عزیز سوالاتی دارم بعد میپرسم اگر دوست داشتی البته در کل کارتو دوست داشتم ولی خیلی این شاخه به اون شاخه میپری کاش یه مسیر رو ادامه بدی
    • سلام نیما جون .. این چه حرفیه که اگه دوس داشتی می پرسم .... بپرس داداش ! خودتم می دونی که کلا ترانه رو بشوری بندازی رو بندم ناراحت نمی شم ، اتفاقا خوشحالم میشم .. هر چند که چیزی که نوشتم خودمم نمی دونم چیه ... اینکه می گی ازین شاخه به اون شاخه می پری باهات موافقم ... دست رو دلم نذار ، تو زندگیمم همینطوریم ، تو درسم همینطورم ... مثلا لیسانسم هم سیالات خوندم هم جامدات ، الانم که بازم همینجوریم هم فلان(سرتو درد نیارم) رو می خونم هم فلان ، کلا همه چی بلدمو تو هیچکدومم ، به معنای واقعی هیچی نیستم(البته اقتصاد مملکت فلجه فرقی هم نداره که بلد باشی یا نه) واست یه تک بند می ذارم تا منظورو بفهمی : وقتی که اقتصاد ما خلاصه می شه تو لباس نفت و برنج و واردات شعار اختلاس ماس(ت) . . . کسی به تخصص ما احتیاجی نداره ...بذار ما هم شاعر بشیم ، شاعر نشدیم وقتی قرار نیس هیچی بشیم چه فرقی داره ... نمی دونم اگه اختلاس مثه تغلب(الان می گی تقلب...) بود و وجدانم اجازه می داد شاید رو اونم برنامه ریزی می کردم .. ..البته درگیری ذهنی من و بهتره بگم پراکندگی ذهنی مشکل بزرگیه که تو ازین شاخه به اون شاخه پریدن به وجود می یاد ... یه جورایی واسه اینه که همیشه دنبال کشف جدیدم و همین بلاخره تو زندگیم کار دستم می ده .. همینطور که بار ها کار دستم داده ;-) دعامون کن البته اگه خدایی باشه که بشنوه که قطعا هست !... ولی خب تو ترانه حد و مرزی وجود نداره(دنیای رویا با دنیای واقعی تفاوتش همینه ) به نظرم و من دارم تمرین می کنم ...
  • خیلی خوب! و متفاوت!حتی با چیزی که من خونده بودم موفق باشی مهندس
    • سلام ... ممنون از لطفی که به دلنوشتم داری ... راستشو بخوای خودمو زیاد راضی نکرد این ... فقط خواستم بنویسم تا باشم ... ترانه بعدیم اگه فرصت شه که نمی شه تا یکی دو هفته آینده آماده می شه ..از اونایی هست که خودمو راضی می کنه ... روز و روزگارت خوش بانوی خوش ذوق ...
  • سلام.. چقدر قشنگ و بامزه بود ترانتون و طرز دیدو ابیات امروزیو عالی بود.