جای پای تنهائی

از همه دنیا بریدم، تا تو عاشقم بمونی

اینهمه درد دلارو تو نخواستی که بدونی

دیگه لبخند به لب من روی خوش نشون نمیده

همه غمهای تو دنیا سمت ما نشونه میره

اینکه عاشقت نبودم تن به این معنا نمیدم

اگه آتیش میشدی تو میدیدی پروانه میشم


لحظه ها قیام کردن، یک قدم جلو نمیرن

واسه لمس اینکه خوبی به چشام رزومه میدن

من نگاهم مات و مبهوت، همه قصه هام غلط بود

اونکه تنهائیمو بردش جای پاهاشو بلد بود


من و دل باهم غریبیم، وقتیکه تورو نبینیم

میونم بد شده با دل، صد دفعه بهم پریدیم

به کتش نمیره اینکه، دیگه اینجا ته خطه

تو خیالش تورو داره از حقیقت میره تفره


لحظه ها قیام کردن، یک قدم جلو نمیرن

واسه لمس اینکه خوبی به چشام رزومه میدن

من نگاهم مات و مبهوت، همه قصه هام غلط بود

اونکه تنهائیمو بردش جای پاهاشو بلد بود

از این نویسنده بیشتر بخوانید: