لطفا"

میخوام گریه کنم .. لطفا "..
نبین این صحنه ی دردو..

تماشایی نیست این صجنه ..
نبین اشکای این مردو..

چشاتو هم بذار هر جا ..
دل ِ یه مرد میگیره..

نباید باشی جایی که..
غرور .. جون میده .. میمیره..

دلت طاقت نداره که ..
باتقدیر همنشین باشه ..

تموم ِ غصه ها یکجا ..
یه وقت .. توی دلت جاشه..

نبین این بار سنگینو ..
رو دوشای من ِ خسته..

ببند چشماتو روی من..
مثه یه رازِ سر بسته..

فقط ..یه دل سیر گریه ..
دوامه ..اینو میدونم ..

چشاتو وانکن عشقم..
برات .. مغرور .. می مونم ..!

1178
۹۴

  • سلام. ترانه بسیار زیبایی خوندم ازتون.واقعا لذت بردم و چقدر موضوع خوبی داشت فقط جساراتا یه سوال ذهنمو مشغول کرده اگه این ترانه بخواد اجرا شه احساس میکنم این جمله(تماشایی نیست این صجنه ..)روان خونده نمیشه. یه ذره در مورد وزن این قسمت اگه توضیح بدین ممنون میشم مثلا به نظر من "نیست" اگه تبدیل به "نی" شه روان تر خونده میشه. منظورم این نیست که این کلمه میتونه جایگزین شه.میخواستم بدونم از نظر شما هم اینجا سکته داره یا نه.
    • سلام از ماست وسپاس از محبت و حضورشما . واما جناب یاران خودم این سکته را بقول شما .. احساس نکردم شاید بدلیل نوع خوانشم ..ولی فرمایشات شمارو اینطور میتونم تصدیق کنم که بله در هنگام اجرا (س و ت ) میتونه از جهت تلفط با تخفیف در هنگام ادا ی کلمه مشکل رو برطرف کنه اگر سکته ای احساس شه و غالبا در محاوره هم اگر دقت کنیم میبینیم که خیلی از صامتها پس از یک مصوت کشیده ساقط میشن از تلفظ یا دقیقتر بگم نزدیک به ساقط می شن در تلفظ.
  • با سلام کار زیبایی بود.میشد نوشت:ببند چشماتو وقتی که... البته با اینکه سواد ادبی زیادی ندارم اما چشماتو هم بذار کاملا درسته موفق و سلامت باشین
  • :) چه صبر و حوصله ای دارید خانم ربانی البته سالهای تدریس دیگه شمارو ورزیده کرده دوستان راجعبه چشماتو هم بذار هیچ شکی وجود نداره که کاملن صحیحه اینکه عزیزان از این همه توضیح به جایی نمی رسن ، جای تعجب داره برای من . حذف شدن " روی " در زبان محاوره اتفاق افتاده و بر میگرده به دایره زبان شناسی که توضیحاتش رو زحمت کشیدن خانم ربانی راجعبه پلک هم همینطوره پلکهایت را روی هم بگذار پلکاتو روی هم بذار پلکاتو رو هم بذار پلکاتو هم بذار می بنید که در زبان محاوره / رای مفعولی / تبدیل به او شده و واژه پلکهایت تبدیل به پلکات شده خب با این حساب اونم اشتباهه و نباید پلکات به مرور زمان و سهولت بیان در محاوره تغییر میکرد!! معمولن از لحاظ دستوری چندان صحیح نیست که ما یه کلمه ی مستقل رو از جمله حذف کنیم مگر اینکه حذف اون کلمه خلل اساسی در جمله وارد نکنه در چشماتو هم بذار // به نظر من هیچ خللی ایجاد نمی شه ... حال اگه پلکاتو هم بذار باشه / بازم فرقی نمی کنه اما من شخصن نمی پسندم پلکاتو هم بذار را .. موفق باشید
    • مرسی آقای شمس. خیلی بحث خوبی بود و جواب های دوستان موضوع رو کاملا روشن کرد. تشکر بی کران از شما و خانم ربانی. "تنها مسافر" از قافله جا مونده و دست نقد شما رو میبوسه.
      • سلام جناب شمس عزیز ممنونم از لطف و حضورتون فربان . البته که بحث و بررسی خوبه و سوال و پرسش خوبتر. اما اونچه که بهتر از هردوی اینهاست اینه که در اعلام رای ونظر متکی به اطلاعاتی باشیم که از منابع مورد وثوق اخذ کردیم و حکم مون به میشه و نمیشه ها از عمق اطلاعات بربیاد نه از سطح دانش های عمومی و نه چندان تخصصی . البته که اینجا آکادمی ست و می آموزیم درکنارهم و باهم . این بحث ها خوبه به شرطی که انگیزه ایجاد کنه برای رفتن پی سر نخ ها و صدالبته که باید از دوستان عزیزم که بجثو پیش کشیدن تشکر کنم چون دامنه ی بحث از سطح به عمق کشیده شدو جواب سوال استخراج شد . و اما جناب شمس ..به پیشنهاد من برای جلسات حضوری هم شما هم جناب معظمی فکر کنید . ممنونم از شما. موفق باشید .
  • میخوام گریه کنم .. لطفا ".. نبین این صحنه ی دردو.. تماشایی نیست این صجنه .. نبین اشکای این مردو.. از همین اول کارتون ...تاثیری که باید روم می ذاشتو گذاشت ...کار دلنشینی بود ....
  • سلام خانم ربانی عزیز ترانتون بسیار زیبا و دلنشین بود دستتون درد نکنه تشکر به خاطر زحمات و صبر و اخلاقتون .زنده باشید بزرگوار.
    • سلام از ماست .. ممنونم از لطف شما..خوشحالم که ترانه مورد پسندتون بوده. خانوم شما محبت دارید ما که کارکوچکی از دستمون برای مجموعه ای بزرگ از دوستان بزرگوار به ناقصی برمیادچون تلاش ِتمامو میگذاریم وجدانمون راحته که کار به خلوص تمام وکامل میشه نه به بی نقصی .قطعا" دوستان هریک نواقصی رو در مجموع در کار ما مشاهده میکنند وبه دیده ی کرَم میگذرند زحمتی نیست افتخاره در جمع عزیزان بودن تا جایی که مقدوره ومیسره واز ما بخواهند در خدمتیم . قدر دانی میکنم از توجه شما.
  • سلام خانوم ربانی عزیز ترانه یبسیار زیباتونو خوندم و تموم کامنتای ترانتونو در مورد چشاتو هم بذار من بارها و بارها توی محاوره شنیدم و از نظر من کاملا صحیحه البته من از نظر اطلاعات و علم در جایی نیستم که نظر بدم
    • سلام مهشاد خانوم ..عرض شود که این عبارت یک عبارت محاوره و سماعی هست که بسیار زیاد در حد سلام و خداحافظ به کرات شنیدم و هیچ دلیلی بر عدم صحت به زعم بنده تا حدی که سواد ناچیزم قد میدهد ندارد . اینجانب اصولا و اصلا "حذفی "در اونچه به گوش شنیده ام به منظورِ جادادن عبارت در وزن کلام صورت نداده ام ..حذف در خود عبارت صورت پذیرفته به قرینه ی ذهنی به عهد ذهنی . هم گذاشتن =به روی هم گذاشتن .. = برهم نهادن = هم نهادن =هم گذاردن /هم گذاشتن = در وجه امری : هم بذار (چشاتو هم بذار ) اگر دوستان کمترین اطلاعی از ضمایم در بحث" دستور ِ تاریخی " داشته باشند میتوانند از دیدگاه زبانشناسی تحلیل ِ این عبارت ِ جا افتاده در کلامِ محاوره را آسانتر دریابند.. من اجمالا اشاره میکنم . در دستور تاریخی که مبتنی بر داده ها ی زبانشناسی ست بحثی داریم تحت عنوان" ضمایم" .. که در بخشی به "ضمایم بارز "و "ضمایم غیر بارز" یا به تعبیری "ضمایم نمایان "و "ضمایم نانمایان "تقسیم میشود . البته این تقسیم بندی یکی از ده ها مورد در بحث ضمایم است. علی الحال .. ضمایم نا نمایان وغیربارز ضمیمه هایی هستند که آنچنان با اجزای دیگر جوش خورده باشد که در وهله ی اول قابل به شناسایی نباشد .وتنها از مطالعه ی تاریخی و ریشه شناسی بتوان به وجود آن پی برد. مثلا از نمونه ی ضمایم نانمایان وغیر بارز میتوان به " آوردن " اشاره کرد آ در آوردن ضمیمه ی کلمه است و اینجور باید تحلیل شود : " آ " در : آوردن (= آ + بردن یعنی ضد ِ بردن ) همینطور است کلمه ی روشن / روزن / فرمودن (البته مثالی که عرض شد آوردن ..ضمیمه ی آ در فعل تغییر معنایی بوجود آورده و از نوع ضمایم زائد و تقویتی یا تاکیدی نیست . ) خب از این توضیحات فقط این نکته رو میخواهم دریابید و بدانید که صورت تاریخی بسیاری از کلمات و ترکیبات غیر از وضعیت ساختاری کنونی بوده است و این صورت در نتیجه ی زندگی زبان که لازمه اش حرکت و گسترش و تکاملی رو به آسایش و روانی و آسانی ست به صورت کنونی درآمده است. همین چشم برهم نهادن ..شده چشم رو هم نهادن ..چشم روی هم گذاشتن .. چشم هم گذاشتن در شکل امری :چشم هم بگذار =چشم هم بذار {روی ِ هم =رو هم = برهم = هم . خب " رو" یا بر"به معنی ِ " روی ِ " در واقع عنصر ِضمیمه.. و ازنوع ضمایم ِ زائد و ازنوع ضمایم تقویتی تلقی میشود .} یعنی معنی فعل را تنها تاکید و تقویت میکند و وجودش مکمل معنای فعل نیست و معنی ِ فعل را تنها تقویت میکند . هم گذاردن = بر هم گذاردن است( از جهت ظرفیت معنایی منظورم دلالت معنایی ست بطور دقیق. ) که به مرور در گویش محاوره ضمیمه ی تقویتی بنا به عهد ذهنی فرسوده شده وازبین رفته و تخفیف در عبارت ِ کلام ما داده شده در لفظی که ادا میکنیم ..ولی نقش تاکیدی این ضمیمه در منطق ذهنِ ما همراه ِ فعل تداعی میشود و با این مکانیزم در گفتار محاوره سالم وصحیح زندگی میکند.! پس "بر " = "روی ِ" در چشم برهم نهادن / چشم روی هم نهادن / چشم رو هم نهادن/ چشم روهم گذاردن/ چشم رو هم گذاشتن .. در همه ی اینها عنصر تقویتی و ضمیمه ای ست که زاید بر معنای تام فعل و کنش است. چشم هم نهادن / چشم هم گذاردن / چشم هم بذار (هم گذاردن ِ چشم دقیقا" = به برهم گذاردن ِ چشم = بستن دیدگان..دلالت دارد از جهت معنا . "بر " به معنی ِ " رو " تنها تقویت میکند تداعی را در ذهن ..که میتواند در اثر کثرت شنیدار کار تداعی ذهن را اتوماتیکمان در ذهن ونه در ملفوظِ کلام انجام دهد . هم گذاردن ِ چشم به قدری واضح است که نیاز اساسی ومبرم به عنصر ِ ضمیمه ی ِ" بر " ندارد . خودش وافی به مقصوده . راستی کسی از بچه ها در این اکادمی قایم موشک یا قایم باشک بازی نکرده ؟! چی میگیم ؟؟ میگیم کی چشم میذاره !!! و بعد اون که چشم میذاره چی کار میکنه ؟ آیا جزاینه که چشاشو هم میذاره ؟ برهم میذاره ..رو هم میذاره ..روی هم میذاره ؟؟؟ خب اینم باز تخفیف ِ مخفف تر از اونکه من در ترانه آوردم ..که در زبان محاوره جاری ست واگر کسی هنر داره در ترانه قایم موشک رو وصف کنه در یک زاویه از نگاهش قطعا" خواهد گفت کی چش میذاره ؟؟؟ حداکثر خواهد گقت کی چش هم میذاره !!؟ نمیگه کی چش روهم میذاره ..کی چش روی هم میذاره!!! توضیح واضحات دارم میدم بخدا..! آی از دست شماها!!! چشم هم گذاشتن ..خودش وافی به به مقصود است ..پس با خیال ِ راحت دور از چشم برخی از ما و دوستان در آکادمی به حیات خودش در محاوره ادامه میدهد . بعد هم میآید در ترانه ی بنده گیر میافتد ..قصد ِ جانش را میکنند .. از دست ِ بچه های آکادمی کتک میخورد ..این بیچاره ی تغییر شکل داده ی مظلوم ِ بی دفاع ! که البته داریم الان دفاع ازش میکنیم . در نقش وکیل مدافع وارد گود شدیم چونان سوپرمن .. ! چه بگویم والا. اون آقای شمس هم که رفته اند تا قابله بیاورند ظاهرا" بچه متولد شد. حالا هرکی این بچه را قبول دارد که خیلی هم خوب اگر قبول ندارد بگذارد دم ِ در ..سرِ راه. خودمان با کمال رضایت بغلمان میکنیم میگوییم فرزند ِ ذهن ِ ناقص مان و اطلاعات اندکمان است دیگر .. چه بگویم دیگر بابا ! هان ؟؟؟بد میگم بگید بد گفتی ! والسلام نامه تمام. ارادتمند خاص و عام .
      • سلام آزاده جان. توضیحات امروزتون کافی و وافی بود و موضوع رو کاملا روشن کرد. خواهشی که دارم اینه که تو اصلاحات سایت قید بفرمایید پای هر کامنتی که در سایت گذاشته میشه ساعت و دقیقه و روز نوشته شدن ثبت بشه تا از بعضی سوء تفاهمات جلوگیری بشه. آقای سکوت توضیحات اخیرتون پای کامنت مهشاد خانم رو خوندن و فکر کردن من با وجود این توضیحات قانع نشدم و لجبازی میکنم.در حالیکه این توضیحات دیروز که بحث میکردیم نوشته نشده بودن. ممنون
      • ممنون از توضیحاتتون خانم ربانی... من واقعا معذرت میخام...آخه تا بحال نشنیده بودم بخاطر همین واسم جای تعجب داشت.....راستش خودم هم اول که منبع لغتنامه دهخدا رو جویا شدم فکر میکردم که این ترکیب متعلق به گذشته است و شاید در زبان عامیانه امروزی جایی نداشته باشه، بخاطر همین واسم جای سوال داشت.......ولی الان با توضیحات شما قانع شدم...تورو خدا از من ناراحت نباشید خانم ربانی عزیز و جسارتمو ببخشید.....
      • خواهش میکنم مریم جان ..عذر خواهی نداره که.. همه چیز را همگان دانند و همگان از مادر زاده نشدند .. شنیدین این مثال رو که ..! هر کدام از ما بنا به اطلاعاتی که داریم حکم میدهیم و قضاوت میکنیم گاهی سقف دانسته ها هم اندازه نیست و تا به یک درجه واندازه برسند همگان لازمه که انباشته ها ی اطلاعات خود را در معرض آگاهی یکدیگر بگذارند تا مورد واکاوی بشه . دیگه هم بابت سوال از هیچ فردی عذرخواهی نکن مریم جان سوال حق شماست . حق همه ی انسانها ست. ممنونم از لطف و همراهیتون. موفق باشید .
      • سلام از ماست ..همین الان و همون وقتی هم که فرمودید و کلا" تاریخ و ساعت درگوشه ی سمت راست کامنتها درج هست و از قبل هم اینطور بوده. البته توضیحات مفصلی که دیدین بسط ِ همون توضیحات اجمالی و نیمه مفصلی بود که خدمتتون عرض شد از ابتدا تا انتها من یک چیز رو گفتم فقط در آخر احساس کردم که مستند باید ارائه داده شود تا مکانیزم اون تخفیفی که عرض شد باز بشه برای دوستان و وظیفه م رو انجام دادم وخوشحالم که انتظارتونو برآورده کرد. مهم اصل ِمطلب است که باز شد و بقیه دیگه اقتضائات فضای بحث و ناگزیرهاست که گریز و پرهیزی از آن نباید داشت . وحل میشه . سپاس از شما
  • sسلام خانم ربانی..این کارتونو خیلی دوست داشتم و بیشتر از کارای قبلیتون به دلم نشست......احسنت و درود برشما... درمورد چشاتو هم بذار هم جسارتا بنده با انیس جان موافقم که حذف "روی "در اینجا بی مورد بوده.. با توجه به معنی این قسمت میشه اینطور بگیم: نگاتو پس بگیر هرجا دل یه مرد میگیره...... جسارت منو ببخشید خانم ربانی عزیز..
    • سلام از ماست خانوم سپبد عزیز اصلا حذفی عمدی صورت نگرفته ..دقیق تر بگم اصلن حذفی توسط من صورت نگرفته که با مورد یا بی مورد باشه ..عبارتی که سماعی و شنیداری هم شنیده وهم بارها برزبان آورده ام رو اینجا نوشتم. و ممنون از پیشنهادتون ..ولی این عبارت از نظر من ایراد ساختاری نداره که منوط به ویرایش بشه صحتش ..مگر اینکه ترجیح بنده یا هر شخصی غبارت ِ جایگزینی باشه که دراینصورت با عبارت پیشنهادی شما جایگزین بشه.
  • sسلام خانم ربانی..این کارتونو خیلی دوست داشتم و بیشتر از کارای قبلیتون به دلم نشست......احسنت و درود برشما... درمورد چشاتو هم بذار هم جسارتا بنده با انیس جان موافقم که حذف "روی "در اینجا بی مورد بوده.. با توجه به معنی این قسمت میشه اینطور بگیم: نگاتو پس بگیر هرجا دل یه مرد میگیره...... جسارت منو ببخشید خانم ربانی عزیز..
    • سلام از ماست خانوم سپبد عزیز اصلا حذفی عمدی صورت نگرفته ..دقیق تر بگم اصلن حذفی توسط من صورت نگرفته که با مورد یا بی مورد باشه ..عبارتی که سماعی و شنیداری هم شنیده وهم بارها برزبان آورده ام رو اینجا نوشتم. و ممنون از پیشنهادتون ..ولی این عبارت از نظر من ایراد ساختاری نداره که منوط به ویرایش بشه صحتش ..مگر اینکه ترجیح بنده یا هر شخصی غبارت ِ جایگزینی باشه که دراینصورت با عبارت پیشنهادی شما جایگزین بشه.
      • سلام ببخشید وارد بحث اساتید میشم. منم چشاتو هم بذار زیاد شنیدم. فکر میکنم استفاده زیاد از این عبارت باعث بشه بتونیم ازش استفاده کنیم. همون غلط مصطلح میشه دیگه. من در جریان نیستم استفاده ار غلط مصطلح ایراد داره یا نه. من بودم از این عبارت استفاده میکردم. به نظرم ایراد بیشتر تو وزن این قسمته, نه خود چشاتو هم بذار.
      • تازه اینجور که رئیس, ببخشید استاد دارن توضیح میدن غلط هم نیست, که بخواد غلط مصطلح باشه یا نه.
  • خیر شما نمیتونید بگید دستاتو هم بذار ..چون اصلا رو هم گذاشتن که فقط به معنی بر روی هم نهادن و دیگر هیچ ..که نیست ..! چشم هم گذاشتن تنها و تنها یک حالت رو تداعی میکنه و اونم حالت بسته شدن چشم و آغاز خواب و در نتیجه آخرین حد ِ استنباط از این یک تصویر عدم هوشیاری و القا ء خواب و در دامنه ی تعبیرات بی توجهی ِ ناشی از آن است . پس یک حالت داریم با یک دامنه از تصاویری که در همون دامنه شامل طیف های ضعیف و قو ی اند. ولی دست روی هم گداشتن چه حالت خاصی رو ازش میخواهید بگیرید؟؟؟ اشاره ی به چه چیزی رو ؟ روی هم گذاشتن دستها چندین حالت داره و هیچ توافق و تاکید ِ واحدی رو به روی مطلبی نمیتونه برسونه. مادر محاوره چشم هم گذاشتن داریم . وگفته میشه و شنیدم وگفتم و دیدم گفتن این عبارتو ..ولی حالا باید بریم از روی این برای دست هم چنین عبارتی بپردازیم اگر اون درست بود حکم به درستی این بدهیم ! توجه داشته باشید که این عبارت معنی مجازی ش مورد نظره . هم گذاشتن چشما /پلکها در عین اینکه خودش در درونش ساختاری منطبق بر منطق سازه ی ادبی داره باز در عین حال کنایه ای است از حالت ِ بسته شدن چشم .. و باز یک پیچیدگی ِ دیگرش اینکه در کل عبارت از تداعی چشم برهم نهادن که نمایی از به خواب رفتنه ..ما خواب را که اراده نمیکنیم بلکه عدم توجه را میطلبیم و نادیده گرفتن را و اینکه فلان صحنه دیدن ندارد را میخواهیم نمایش بدیم. یک تعبیر تودرتو وغنی شده را که بخش مجازش قویست بشدت و فقط از ظرفیت ِ کالبد و جسم ِ یک عبارت و محدوده ی کنش ِ منطقی یک عضو داره کمک میگیره برای تداعی تصویر در ذهن که قابل مقایسه با مثلا دست برهم نهادن نیست . چشم هم گذاشتن معنی میده اما دست هم گذاشتن که اینجور نیست ..چشم در واقعیت پلکهایی دارد که رو هم می آیند و بسته میشوند تداعی خواب تداعی عدم توجه و غیره ودالک رو میکند ..شما قیاس مع الفارق که نمیتونید بفرمایید. درموردی که تخفیف رو میخواهید پیداکنید در هرمورد که پیش داوری ِموکد ذهن بصورت تجربی و باور در باره ی مطلبی شکل گرفته باشه مادر عبارات از تاکید و از اشاره منصرف میشویم درگفتار .. این اتفاق می افتد ..در هرزبانی هم همینطوره الان حضور ذهن ندارم ولی موردی رو که الان روی اون بحث داریم درهمین قفسه جا میگیره. علی الظاهر من اونچه شرط ادب و احترام به سوال شما بودرو سعی کردم رعایت کنم و بی پاسخ نمونه مطلب .. تمام اونچه قابل عرض بود گفتم . هر نمونه ای با نمونه ای از قبیل خودش قابل قیاسه ..کفش بچگانه با کفش بچگانه کفش بزرگسال با کفش بزرگسال ..طرح و اندازه و مقدار ِ ظرفیت و معنی سازی کلام در چشاتو هم بذار اساسا " فرق میکنه با اینکه با دست چنین ترکیبی رو بسازیم ..حالا ساختیم چه معنیی استنباط ازش بکنیم.. بعد تازه وقتی معنی یی از گزینه ای برمیخیزد زبان سراغ اون لفظ میرود که معنی را منتقل و ابلاغ کند ..نه بر عکس ش . ظرفیت دست .. ازجهت اراده ی معنی با ظرفیت چشم در ترکیب این عبارت به نظرتون یکی ست ! باید این منطق رو بپذیرید که در ادبیات هر گردویی گرد است اما هر گردی گردو نیست. پس تعمیم به عموم مقدور نیست .عمومیت از آن ِ مقوله های هم مقدارند که هم معیار میشوند نه اینجورکه شما تعمیم میخواهید بدهید. مهم این است که رفتار ِ گفتار ادبی را بشناسیم و بپذیریم. واگر حکم به عدم صحت چیزی میدهیم در واقعیت امر این باشد که گفتار ناقص است نه علم و اطلاع ما از مکانیزم های هنجار و رفتار زبان و گفتار.
    • ممنون از توضیحاتتون آزاده جان. پرونده این بحث رو باز میذاریم تا آقای شمس هم تحقیقاتشونو کامل کنن و به اطلاعمون برسونن. مهم اینه که چراغ نقد رو تو آکادمی روشن نگه داریم. جای مهیا جان هم خیلی خالی بود.
      • بله خواهش میکنم .حتما" . منم ازشما ممنونم خانوم جزایری عزیز. بله جای ایشونم خالی بود.
      • خانم ربانی عزیز منهم چنین چیزی رو نشنیدم و این که حتا کسی مثل یغما گلروویی هم چنین ترکیبی اورده باشه دلیل بر درست بودن اون نمیشه البته این بحث رو بیشتر پیش کشیدم تا به ندانسته هام اضافه شه.
      • خب پس توضیحاتمو بخونید لطفا .من واقعا بارها وبارها به اندازه ی سلام وخداحافظی این عبارت رو گفته و شنیده ام . و در تحلیل ش مجبور به ادای توضیح شدم . ونه در موجودیتش.
      • سلام دختر عزیزم انیس جان معذرت می خوام من وارد بحث شدم بچه های اکادمی می دونن من مسن ترین عضو هستم هیچ اطلاعات ادبی و سواد نقد هم ندارم و شعرهام هم ارزش ادبی ندارن و دلنوشته هام هستن اگه پیام خصو صی درست بود اونجا مزاحم شما می شدم فکر می کنم ترانه اولتون بود که خودتون خواسته بودید نقد بشین و بعد از نقد بچه ها کلی جبهه گرفتین و کلی ماجرا در پی داشت دختر عزیزم ممکنه سواد ادبی شما در این سایت از همه بیشتر باشه وکلی هم استاد ترانه سرایی داشته باشید ولی این همه لجاجت درست نیست هم در مورد ترانه خودتون وهم درمورد این ترانه خانم ربانی .با این همه توضیحی که این خانم بزرگوار دادند شما بازهم قانع نشدید و مثل اینکه اینجا دادگاهه می فرمایید پرونده رو باز می گذاریم .حالا یه وقتایی واقعا باید بحث کرد ولی درمورد چشاتو هم بذار بار ها و بارها من برای خواب کردن بچه هام استفاده کردم یعنی واقعا همیشه در زبان محاوره استفاده شده و میشه وخواهد شد پس برای چی اینقدر انرژی برای یک مسله مشخص به هدر بره برای اینکه ثابت کنید شما از همه بیشتر می دونید نه عزیزم من به عنوان مادر بزرگ شما بهتون نصیحت می کنم یه وقتایی به خاطر احترام آدم باید سکوت کنه .سعی نکنید به هر قیمتی حرف خودتونو به کرسی بنشونید حالا یا صحیح ویا غلط . باز هم معذرت از دختر عزیزم انیس خانم و هم از خانم ربانی عزیز.
      • سلام ناهید خانم عزیز و بزرگوار. این تصوراتی که شما در مورد من دارید درست نیست. من سر کلاس هم همیشه با استاد هام بحث می کنم. نه برای اینکه ثابت کنم من از استادم بیشتر بلدم. برای اینکه ابهامات خودم برطرف بشه. زود و راحت قانع نمیشم. اگه دلایل استاد قانعم کرد قبول میکنم اگه قانع نشدم بدون اینکه بخوام علم استاد رو زیر سوال ببرم میگم متاسفانه دلایلتون برای من قانع کننده نیست.پرونده رو باز میذاریم یعنی اینکه هنوز قانع نشدم. قرار شد آقای شمس تحقیقاتی بکنن و ما رو در جریان نتایجش قرار بدن. به هر حال من به کسی بی احترامی نکردم و نمی کنم. تو بحث هایی هم که قبلا داشتم با آقای قاسمی و نتاج بی احترامی از طرف اونها صورت گرفت و من پاسخشونو دادم و آقای یاران میگفتن بهتره تو اینجور موارد سکوت کنی. که من گفتم تو بعضی موارد سکوت رو جایز نمیدونم.
      • دختر عزیزم اگه من این حرفارو زدم به خاطر اینه که شمارو مثل دختر خودم می دونم جسارت منو ببخش فردا در زندگی زناشویی خیلی مسایل پیش میاد شما نمی تونید همش از طرف مقابلتون انتظار قانع شدن داشته باشید همیشه نمی شه بحث کرد حتی اگه مطمئن باشید حق باشماست در اینصورت زندگی تبدیل به میدون جنگ میشه آدم باید از حقش دفاع بکنه ولی گاهی هم بخصوص بعد از ازدواج باید کوتاه اومد حالا شاید شما بگید نقد شعر چه ربطی به ازدواج و این حرفا داره .عزیزم من کلی عرض می کنم جوونها باید در زندگی و در تمام مسائل صبر و تحملشونو بالا ببرن و گذشت داشته باشن چرا این همه آمار طلاق بالا رفته ؟ با اینکه من خودم همیشه طرفدار حقوق خانمها هستم ولی اعتراف میکنم دخترامون لجباز شدن کوتاه نمیان و با ندونم کاریاشون زندگیشونو بهم می زنم .زیاده گویی منو ببخش عزیز دلم.
      • من خیلی عذر میخوام وارد بحث میشم... خانم جزایری قانع نشدن و ما همچین حقی نداریم که ایشون رو وادار کنیم که قانع بشن. در ضمن وقتی یک نفر قانع نمیشه پس دلیلی نداره بیاد بگه حق با شماست. من از توضیحات خانم ربانی قانع شدم و همچنین مطالعات اندکی که در این مورد داشتم کمک بسزایی در درک این موضوع داشت. امّا صادقانه میگم اگه بنده هم قانع نمیشدم به هیچ وجه قبول نمیکردم!! میرفتم دنبالش تا یاد بگیرم. در آخر بنظرم همچین مباحثی بیشتر به پیشرفت منجر میشه تا حاشیه...
      • با احترام خانم سلیمانی و خانم ربانی، درمورد این تعبیر من هم هنوز قانع نشدم....نمیدونم شاید بخاطر اینه که کاربردشو تو محاوره نشنیدم....ولی من هم همراه خانم جزایری بی صبرانه منتظرم ببینم چنین کاربردی در محاوره بوده و اصولا درست هست یا نه؟......و اگه بوده و صحیح هم باشه واسه شخص بنده خیلی جالب میشه که چرا تابحال استفاده ش رو ندیدم.... و این ربطی به احترام یا بی احترامی یا به کرسی نشوندن عقیده خودمون نداره..... بلاخره ما اینجا هستیم که چیزی یاد بگیریم و اصولا ما در دنیا لحظه به لحظه در حال یادگیری هستیم..... با عرض پوزش از محضر شما.....
      • درود خانم جزایری ببخشید که من دخالت میکنم من فکر میکنم به جای این همه لجاجت زحمت میکشیدید لغت نامه دهخدا رو در اینترنت نگاه میکردید پاسخ سوالاتتون رو پیدا میکردید با این همه توضیحات اگر قانع نشدید دلیل جز لجاجت نمیبینم متاسفانه در هر حال عین توضیحات لغتنامه رو براتون گذاشتم لغت نامه دهخدا هم گذاشتن . [ هََ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) بستن . بر هم گذاشتن کتاب را یا چشم را. (یادداشتهای مؤلف ).
      • سلام آقای سکوت. ما اینجا همه داریم همفکری میکنیم . سوالی مطرح شد و بحثی انجام شد که برای من و سایر دوستان نتیجش مشخص نبود و خود آقای شمس هم جواب رو نمیدونستن و قرار شد تحقیق کنیم تا مطمین بشیم. اینکه شما هم تو این تحقیق شرکت کردید و کمکمون کردید قابل تقدیره. در مورد لحنتون و نفرتی که ظاهرا از من دارید هم میذارم به حساب بحث قبلی که گفتم اون استادی که ازشون در مورد وزن ترانه پرسیده بودید سواد ترانه نداره.بهتون نمیاد ولی بر خلاف ادعاتون ظاهرا آدم کینه ای تشریف دارید.پسر گلتون رو از طرف من ببوسید.
      • بانو جزایری من کینه ای نسبت به شما ندارم نمیدونم چرا همچین فکری کردید اما گویا شما هستید که انقدر اسیر غرور شدید که جز خودتون و معدود ادمهای مثل خودتون رو نمیبینید در پاسخی که پای ترانه خودتون به پرسشهام ندادید متوجه شدم که اصلا بنده رو در حد پاسخ دادن ندونستید و لحن تحقیر امیزتون اشکار بود
      • دوتا سوء تفاهم شده آقای سکوت. یکی اینکه شما بعد از بحث دیشب که ما داشتیم وارد شدید و توضیحات آزاده جان رو پای کار مهشاد خانم خوندید و فکر کردید این جزایری چقد لجبازه که باز قانع نشده. در حالیکه این توضیحات آزاده خانم تا دیشب دیر وقت که من بیدار بودم نبودن و تازه نوشته شدن. دوم اینکه توضیحات منو در مورد کامنتتون پای ترانه م ندیدید و ترانه ای که از یغما آورده بودم به عنوان شاهد برای واژه پاسبون. الانم یه سری توضیحات تکمیلی براتون نوشتم که سو تفاهم برطرف بشه. شما آدم مغرور ندیدید که منو مغرور میدونید آقای سکوت.تو گوگل سرچ کنید : جواد پوران. ترانه هاشون تو آکادمی رو پیدا کنید و کامنتای زیرشو بخونید. غرور و بی منطقی رو اونجا می تونید ببینید. لحن تحقیر آمیزی که شما فکر میکنید تو کامنت من پای ترانه م بوده واقعا برام تعجب آوره. پاسخ من به شما دقیقا این بود: سلام جناب سکوت. خوب این ترانه زیاد ادعای منطقی بودن نداره. خیال و آرزو که به جوونا عیب نیست. دنیای بی کینه.رویای من اینه. خواهش می کنم جسارت چیه. نظرتونو فرمودید. کجای این جملات رو تحقیر آمیز دیدید خدا عالمه.
  • سلام خانم ربانی اول از هر چیز باید بگم: "چشاتو هم بذار" همون "چشمات رو روو هم بذار" هستش. "واو" الحاقی به چشمات نشانه ی مفعولی هستش و از نظر من از لحاظ دستوری نمیتونه اشتباه باشه. ولی استفاده از این عبارت رو منم جایی نشنیدم متاسفانه... به فرض مثال: نمیتونیم بگیم: "دستاتو هم بذار" به جای عبارت "دستات رو روو هم بذار" یه جورایی شبیه به جمع بستن در محاوره است. کمتر کسی به جای "رگ ها" میگه "رگا" هر دو صورت صحیحه ولی اگه از اولی استفاده کنیم سلامت زبانی و فصاحت کلام بهتره... از نظر من، این عبارت از زیبایی این مصرع کم کرده!! نکته ی بعدی همیشه دغدغه ی ذهنی من بوده... اینکه چقدر یک اثر میتونه آنگاژگی داشته باشه؟! من این مسئله رو به صورت سوال مطرح میکنم و این کار رو به خودیِ خود نه درست تلقی میکنم و نه نادرست، چون باید بیشتر در موردش یاد بگیرم. اینکه یک خانم بیاد از احساسات یک مرد بنویسه! میتونه یک اثر فاخر تولید کنه یا نه؟! آثاری داریم که همچین حالاتی داشته باشند. امّا واقعاً یک خانم میتونه احساسات مردونه رو به اندازه ای خوب بیان کنه که احساسات زنانه رو بیان میکنه؟ خوشحال میشم دوستان در این مورد بحث کنیم تا بیشتر یاد بگیریم. چشاتو هم بذار هر جا .. دل ِ یه مرد میگیره.. (فک کنم بین این دو مصرع حرف ربط "که" نباید حذف میشد.) در آخر ترانه خیلی خوبی بود.موفق باشید
    • سلام آقای شیخی عزیز. چیزی که حذف شده کلمه ی "روی" بوده :چشاتو روی هم بذار. و دلیلی برای حذفش نداریم که بگیم ایرادی نداره. در مورد احساسات زنانه و مردانه هم اگه قبول کنیم که تو وجود هر کدوم از ما یک نیمه ی زنانه هست و یک نیمه ی مردانه که وجود همون باعث میشه مردا و زنا بتونن حرف و احساس همو بفهمن به نظرم ایرادی نداره گاهی آدم از زبون جنس مخالف ترانه ای بنویسه.در ضمن مردایی داریم که احساساتشون لطیف تر از دختراس و همینطور برعکس.پس قانونی نداریم که بهتره هر کسی فقط از زبون جنس خودش ترانه بنویسه.
      • سلام خانوم جزایری عزیز توضیحاتی دادم زیر فرمایشاتتون از بابت لحن محاوره و چشاتو هم بذار همینجا سلام میکنم به جناب شیخی عزیز ازتون از هردو دعوت میکنم زحمتی بکشید برید ترانه ی منو بنام "گرگم و دلها میبرم با قلدری یه ذره " رو که از زبان یک لوطی گفته شده رو بخونید در صفحه های نخستین آثارمه و بعد ببینم نظرتون چیه !ممنون میشم
      • وای از این همه بی دقتی... باید ببخشید. باید کمتر نظر بدم که کمتر اشتباه کنم. با این حال خانم ربانی هم باید ببخشن این بی دقتی رو(آیکون گل) در مورد سوالم ازتون خیلی ممنونم. جواب خیلی خوبی دادین و استفاده میکنم. فقط منتظر میشم دوستان دیگه هم نظراتشون رو اگه ممکنه منعکس کنند. تا به یه جمع بندی برسم. بازم ممنون خانم جزایری عزیز
      • برید لطفا اون ترانه م رو که از زبان لوطی گفته شده و حالت کنایی و طنز داره و یک لوطی نازک دلو به تصویر میکشه که علیرغم اهن و تلوپی که داره خیلی مهربان و با مرامه رو بخونید وبعد بیاین ببینم چی میگید .
      • سلام مجدد خانم ربانی اون ترانه رو قبلاً خونده بودم و خوندنِ دوباره ش قند مکرر شد برام. فک کنم جوابم رو تا حدودی گرفتم. هم از دیدن ترانه تون، هم توضیح کاملی که خواهر بزرگوارم خانم جزایری دادن... البته اگه خودتون یه کم بیشتر در مورد اون ترانه توضیح بدین که عالی ترم میشه! چون کنجکاوم چه چیزی باعث شد شما همچین سوژه ای به ذهنتون برسه... اینکه به جای یک لوتی سر گذر بشنید؟! من خودم درگیره نوشتن یک ترانه هستم که راویش یک خانم هستن و اوایل با خودم کلنجار میرفتم که این زاویه ی دید اشتباهه یا نه؟! ولی حالا دوست دارم با آگاهی کامل ادامه ش بدم. در ضمن از مباحثی که در کامنت های بالا شد؛ استفاده کردم. ممنون از سه بزرگوار
      • ببینید مثل یک بازیگر که در موقعیت های مختلف باید ذهن و روحیه و اعصاب و روانش رو درگیر کنه با سوژه ی انتخابی و حساسیت هاش به تناسب درگیری با هر سوژه متوجه ِ نکات پنهان وپیدا ی مطلب بشه. ذهن هر هنرمندی باید مثه دوربین عکاسی که به نور حساسه ..حساس بشه نسبت به اطرافش ..البته اینها باید نیست در یک انسان که غلیان احساس و عاطفه زبان او را هدایت میکنه طبیعتا" اتفاق میافته و اون جوشش وجود داره. من با نشستن پای درد دل یک مرد یک زن یک جوان یک پیر یک زندونی یک رزمنده و غیره و غیره میتونم از جهت حس وحال به اصطلاح اونو اسکن کنم و یک رونوشت از او بگیرم در درون ِخودم ..شما و دیگران هم همینجورید ..باید اینو در درون خودتون بپرورید .. وقتی زیاد ِزیاد صیقل بخورید .. درونتون شفاف میشه. چطوری ؟ ذهنتونو رو انباشته ها باورها و عقاید خودتون قفل نکنید و اجازه بدین که طرز تفکر و مکانیزم فکر و اندیشه و رفتار دیگران در روزمره ی ارتباطاتتون باهاتون آمدو شد کنند . وقتی مثلا شما به عنوان یک مرد حرف مسافرت بادوستانتونو میزنید هیچ از محدودیت های یک خانوم که با دوستاش همون سفرو فرضا میخوادبره خبر دارین. نوع نگرش ونگرانی خونواده ها در چنین جمع هایی در مورد هریک از این دو گروه چقدر متفاوته ! خود را از زاویه ی یک پیرزن یا پیرمرد اگر ببینید .. خواهید فهمید معنی ِ به حساب آمدن و مورد توجه بودن برای اونها چه دایره ی تنگ و بی مجالی داره نسبت به اونچه شما از توجه و اعتنا میخواهید. درمورد هر صنف همینطوره . اصل خروج از وضعیت ِ حاضر ِ خود ماست ..ورود به محدوده ی حس و عاطفه ی دیگران کار دشواری نیست..اگر حس به نهایت درک برسد زبان راگویا میکند . خیلی با افراد بیرحم و پر مدعایی روبرو میشیم گاهی که درون وبرونشون مثل کاپشن دو روست . من در این ترانه برعکس ..انسانی رو به تصویر کشیدم که خیلی ادعای بزن بهادری میکنه ولی بسیار دل رحمه و همینو موجب دلربایی ش به طنز قرار دادم و گفتم گرگم و دلها میبرم با قلدری ..یه ذره. ! یک تفننی بود انجام دادیم . ومیشه ازش یه کلیپ بامزه ساخت. اینم از توضیحات ما برای شما.
      • توضیحات کاملی بود. و ممنونم که وقت گذاشتید. زبان با ذهن رابطه ی مستقیم داره و این بستگی داره چگونه ذهن خود رو به کمال برسونیم. بله... اگه درک درستی از هر شخصیت و هر موقعیتی داشته باشیم؛ صددرصد زبان ما گویاتر میشه. بازم ممنون از توضیحاتتون، مطمئناً در ترانه های آینده ام اثراتش رو خواهید دید. در مورد "چشاتو هم بذار" منم اجازه میخوام یه کم بیشتر روش فک کنم. ولی مطمئناً مقایسه ی دست رو هم گذاشتن با چشم رو هم گذاشتن کار صحیحی نبود که بنده انجام دادم. دایره تأویل در عبارت "چشم رو هم گذاشتن" بسیار گسترده تر از "دست رو هم گذاشتن" هست. در مورد تخفیف چیزی که من اطلاع دارم: سانتیمتر=سانت فکر=فک بسکتبال=بسکت و در مورد مجاز به علاقه ی کل به جزء در "چشاتو هم بذار": اولین معنای این واژه که به ذهنمون میرسه؛ میشه حقیقت و دومین معنی که همون "پلک" هست میشه مجاز... اما بنظرم بحث ما ربط آنچنانی به مجاز به قرینه ی کل به جزء نداره! چون در این صورت این عبارت تنها تغییرش این میشه: "پلکاتو هم بذار" امّا اینجا با توجه به قرینه صارفه ی معنوی؛ یعنی با توجه به معنی میتوان فهمید که این عبارت همون: "پلکات رو روی هم بذار هست" و این چکیده ی کامنت هایی است که نوشتید.(این کامنت رو نوشتم که درس پس داده باشم. همین) البته مجاز به علاقه ی کل به جز و سایر علاقه ها هم زیر مجموعه ی قرینه صارفه ی معنوی هستند. طبق فرمایشات خودتون در خوانش این عبارت ناخواسته و به صورت ناخودآگاه ما متوجه میشیم که منظور شما از اون عبارت چی بوده...
      • ممنون آقای شیخی. توضیحاتتون و مثال هایی که آوردید خیلی خوب بود.
  • سلام زیبا بود فقط جسارتا ۱)چشاتو هم بذار هر جا ..----روی بذار سکته داره ۲)فقط ..یه دل سیر گریه ..---روی سیر هم سکته داره در کل خوب بود پسندیدم موفق تر باشید بانو
    • سلام وممنونم از حضورتون شما پزشک خوبی هستید قاعدتا" در تشخیص صحت کلام ..من خودم متوجه سکته در اینجاهایی که دوستان فرمودند نشدم چندبار خوندم ازنو وبازهم متوجه نشدم ولی چون دوستان گفتند حتما موردی هست که لحن گفتار من اونو پوشش داده خودم نمی فهمم ولی دیگر دوستان عزیزم درخوانش اینو متوجه میشن. به هرجهت ممنونم از توجه از حضور واز محبتتون.
  • مثل همیشه خوب و با احساس فقط خیلی با این مصراع و بیان موافق نبودم: چشاتو هم بذار هر جا ..>>> هم بزار!!؟؟ موفق باشید .
    • سلام ممنونم از لطف و حضورتون . کلی هم توضیح نوشتم در مورد فرمایشتون که از شانس شما ارسال نشد هرمرتبه . دیگه فعلن خسته شدم .ولی از توجهتون تشکر میکنم. منظورم در کل این بوده که مردی که مظهر استقامت و دل فراخ ی ست به مرحله ای برسه که دلتنگ و دلگیر بشه به مثابه اون مثلی ست که میگویند وای به حالی که بگندد نمک و دیگه آخر ماجراست که تماشایی نیست و عذاب آوره باید به روی این صحنه چشمارو بست.
  • مثل همیشه زیبا بود دوست من
  • سرکار خانم ربانی خسته نباشید برام بسیار جالب بود که یک شعر با زبان مردانه از شما بخونم بسیار دلنشین و جالب بود بهتون تبریک میگم
  • درود بانو ربانی عزیز ترانه های شما خیلی عاین تبریک میگم بابت حس زیبای ترانه تون بر خلاف دوست عزیزمون ترانه تون منو خیلی درگیر کرد
  • سلام خانم ربانی بسیار زیبا و لایک تقدیمتون
  • بسیار زیبا بود استاد...
  • عاااااااالللللیییییی کمه واسه احساس قشنگتون بانو ربانی براو
  • سلام خانم ربانی خیلی خیلی ترانه دلنشینی بود و خیلی خوب تونستید احساسات یه مرد رو درک و بعد منتقل کنید تبریک می گم.... ......موفق باشید.....
  • سلام آزاده جان. ترانه ت قشنگ بود عزیزم.در مورد چشاتو هم بذار فکر میکنم حق با آقای عباسی باشه. این ترانه ی کارتونی تقدیمت: چشماتو رو هم بذار رفیق/ بیا تا بچگی کنیم/ بیا که تو قصه های کارتونی زندگی کنیم/ بیا شنل قرمزی رو بدزدیم از پنجه ی گرگ/ آخه تو کلبش هنوزم منتظره مادربزرگ/ بیا تا مثل گالیور پا بذاریم تو لیلی پوت /نذار مسافر کوچولو گم بشه توی برهوت/ نذار رابین هود و، تهِ کارتون ما اسیر کنند/ نذار پلنگ صورتی رو با ، ماهی مرده سیر کنند/ دنیای کارتونا قشنگ دنیای ما سیاه و زشت /کاش کسی زندگیمونو شبیه کارتون می نوشت/ بگو که تام سایر کجاست /بگو کجاست هاکلبری/ می خوام بازم سفر کنم به قصه تام و جری-اجرا از رضا یزدانی
    • سلام از ماست خانوم جزایری عزیز..ممنونم از حضورشما .به جناب عباسی در اینمورد توضیح دادم . خانوم حق همیشه که با خانوماست ..مگه یادتون رفته ! جدا از شوخی ..توضیحم رو بخونید . در کاربرد این ترکیب من ملاحظه ی قافیه و خروج از وزن رو نکردم این عبارت رو به همین وضع کاربردش رو شنیدم ودر محاوره معموله .
      • خوب منم خانمم دیگه.پس حق با منم هست. نصفش میکنیم پنجاه پنجاه. احتمالا عبارت مصطلحی هست که از نظر دستوری اشتباهه.تو محاوره از عبارتای غلط دیگه هم استفاده میشه مثل می زنگم و ... ولی تو ترانه سعی بر این هست که سلامت زبان رو حفظ کنیم.
      • ببینید عبارات محاوره ای درسته از جهت اینکه عبارات دچار تغییراتی مثل تخفیف میشه مثلا به جای روهم بذار هم بذار میگن فرضا.. ولی عبارت میرنگم میزنگم اینها خیر از دارو دسته ی دیگری ست و مخالفت قیاس داره و جعله نه از زمره ی تخفیف . توضیح اینکه در عبارت چشاتو هم بذار یک ترفند ادبی مشهوده به جای پلکتو هم بذار میگیم چشتو هم بذار ..یعنی مجاز به علاقه ی کل و جز کل را میگیم جزء را اراده میکنیم یعنی پلک چشمتو هم بذار.. ولی در میرنگم میزنگم خیر یک جعل انجام دادیم و از کنش های طبیعی واژگانی و عادات گفتاری خارج شدیم. بنابراین چیزی که در متن ترانه آمده از نوع عادات گفتاری در محاوره است بدون آسیب واژگانی عمدی ..ولی در اون مثالها از نرم و فرم رایج کلام خارج میشه وابدا" چنین فرمی رو هرگز در ترانه بنده اجازه ی ورود نمیدم .و نمیپسندم. اینکه نوشتم رو عینا در زبان محاوره به گوشم شنیدم و در گفتارم در اینجا بکار بردم. در زبان ما چند کنش طبعی داریم که کلمات رو دچار تغییر طبیعی میکنه مثل : تخفیف مثل تبدیل مثل جابجایی. اینها از موارد جعل و ساختن خلاف قاعده ی زبانی خارجند و پذیرفته شده هستند در بحث زبانشناسی . در هرحال ممنونم از شما خانوم جزایری عزیز.
      • پلکاتو هم بذار هم اشتباهه عزیزم. یه سرچ تو گوگل بکنید می بینید هرجایی این عبارت رو تو شعر و ترانه آوردن گفتن پلکاتو رو هم بذار یا روی هم بذار.
      • همونطور که خانم ربانی توضیح دادن چشماتو هم بذار کاملن صحیحه / گل و گل :)
      • ببینید چشاتو هم بذار رو من گفتم که در عوض عبارت پلکاتو هم بذاره که گفتم مجاز از بابت علاقه ی جزو کل میشه . و روهم بذار رو گفتم که در زبان محاوره وگویش گفتار ی ما به سمت آسان سازی و تخفیف میریم چه در کلمه بعنوان مفرد و چه در بافت عبارت وکلام ..هم بذار جا افتاده و روهم بذار ..یک عبارتی ست که در اثر فرسایش تاکید ( روی ِ رو) به "هم بذار " تبدیل شده ودر گویش محاوره کثیرا" شنیده میشه ومن شنیدم .. (مگر اینکه از مریخ اومده باشم یا ایزوله باشم در بین عده ای معدود ) با مثال میزنگم خیلی تفاوت داره و از موارد پویایی و تطور کلامه در بحث زبانشناسی و ادای واژگان و ترکیب و ترتیب عبارات .مثلا دیوار را مادر تبدیل کلام در بحث زبانشناسی دیفال یا طناب را طناف میبینیم و از لحاظ ریشه شناسی و زبانشناسی اینها مبادی تاریخی و دلایل مستحکم زبانی دارند و قفل یا قلف اینها از موارد ی ست که براتون اجمالا برشمردم . در گوگل اونچه که ما ساعتها در کلاس به بحث و بررسی نشستیم و تحقیقات زبان ولهجه رو بررسی و بازدید کردیم که نمایش داده نمیشه حداقل تا قسمت زیادی برای خودمن قابل اتکا نیست . ما اصل گفتار رو بر طبق آموزه هایی که ثبت ودرج پذیرفته شده مورد وثوق میدانیم. چیزی که خودمن میگم ومیشنوم رو از گوگل سرچ نمیکنم که وبه گوگل اتکا نمیکنم .من عرضم اینه که من عین این عبارت رو در گفتار هم شنیدم وهم بارها وبارها بکار بردم طبق الگوی ساختاری میتونم توضیحش بدم که از مقوله ی تخفیف در کلام وعباراته و شامل جعل وتخلف قیاس هم مانندمیزنگم نمیشه. موضوع هم دفاع از حرفم نیست ..موضوع واقعیتی ست که هست.
      • اینکه در محاوره استفاده میشه شکی نیست آزاده جان. ولی این دلیل به درست بودنش نمیشه. چون تو محاوره عبارات نادرست هم زیاد استفاده میشه. شما برای من چند مثال بیارید که به واسطه فرسایش کلمه ای رو از عبارتی تو محاوره حذف کرده باشن و درست باشه. منم تعصبی رو نظرم ندارم و برای روشن شدن ابهامات خودم سوال میکنم.
    • امان از دقت شما خانم جزایری یغما گلرویی در ترانه " کارتون " / اجرای رضا یزدانی میگه : """ چشماتو هم بذار رفیق """
      • چشماتو رو هم بذار رفیق. به این آدرس مراجعه کنید:http://achomnet.ir/view/post:718230 احتمالا یزدانی برای اینکه با آهنگ جور در بیاد ترانه رو تغییر داده. حتا اگه خود یغما هم گفته باشه چشماتو هم بذار اشتباهه آقای شمس. مگه تو اون بند که یغما قدیس رو با ساندیس قافیه کرده قافیه ش اشتباه نیست؟
      • خانوم جزایری چشاتو هم بذار کاملا در محاوره کاربرد داره وجا افتاده . ودر محاوره صحیحه .مطمئن باشید.
      • دوست عزیز من کتاب های یغما رو دارم / چشماتو هم بذار رفیق / متن صحیح ترانه ی یغماست و در این مورد هم درسته و یغما درست میگه . من نگفتم هر چیزی که یغما گلرویی یا هر کس دیگه ای بگه درسته . شما به جای مقاومت توضیح خانوم ربانی رو بخونید و دقت کنید وقتی میگه چشماتو هم بذار یعنی کل رو ذکر می کنیم جه چشمه و جزء رو اراده می کنیم که پلکه و این علاقه ی کل به جزء هست در بحث مجاز و من و شما از خودمون درش نیاوردیم که دوست گلم :)
      • مقاومت نیست آقای شمس. این بحث علاقه جز به کل ربطی به حرف من نداره. من میگم پلکاتو هم بذار هم درست نیست.
      • خب من بحثم چشماس اینکه پلکاتو هم بذار / صحیحه یا نه اطمینان ندارم و باید راجعبش تحقیق کنم :)
      • درسته جناب شمس ..من که کار گلرویی رو نشنیدم وندیدم ولی بارها این عبارت هم گذاشتن چشمو هم شنیدم هم بکار بردم و صحت گفتار هم طبق الگوهای رایج تایید میشه چون ببینید همونجورکه ما حشو در کلام داریم در گفتار عادی محاوره ی روزمره هم گاهی اونقدر بعضی از موارد در ذهن معهود و جا افتاده است که به تایید و به اتکای ذهنی و به قرینه ی ذهنی از مکانیزم گفتار حذف میشن . اینجام میگن چشاتو هم بذار .. منظور پلکاتو هم بذار .. دیگه معلومه ذهنه که هم بذار یعنی روی هم بذار چون فرض دیگری نداریم که . "روی " به عهد ذهنی محذوفه در گفتار بکاربردنش مانند حشو در کلام بار اضافه ست ..در گفتار محاوره تخفیف میگیره ولی ساختارش خارج از قاعده ی کلام صحیح نیست.
      • درسته خانوم .. کاملا صحیحه . با قاطعیت عرض میکنم . شما زبان محاوره ی طبیعی که در اون قیاس دستوری کلمه تغییر نمیکنه از بابت ادای الفاط ِمورد استفاده بر خلاف گفتگار معمول ..رو با مثالی مثل ِمیزنگم که تابع هیچ موجودیت طبیعی یی نیست در گفتار ما درابتدا سنجیدید .. باید مباحث تغییر و تحول طبیعی زبان را که تابع فرسایش تخفیف تبدیل و غیره وذالک است از متون زبانشناسی و دستور تاریخی ملاحظه بفرمایید تا متوجه عرض بنده بشید . خیر این موردی که بنده بکار بردم شامل صحت گفتار ِ محاوره ای ست . وهیچ ایرادی از بابت صحت بر آن وارد نیست. من هم میدونم که در محاوره غلط های مصطلح هست ..اما من معیار رو زبان رسمی گفتار قرار دادم کلام خود را برا ساس اون معیار صحیح میدانم چون شامل تخفیف شده در فرسایش ِ تاکید . یعنی هم بذار تاکید ِ به روی "رو" نداره چون معهود ِ دهنی ست . از تلفظ ساقط شده.
      • ببینید خانوم اگر یک خارجی که با زبان ما آشنایی نداره در محیط این گفتار به جای پلک رو هم گذاشتن ..پلک هم گذاشتن.. چشم هم گذاشتنو بشنوه و بخونه ..اگر دید ادبی کلامو که منتج از بکارگیری ظرفیتهای تکنیک های ادبی ست کنار بگذاره باید این ایراد به ذهنش خطور کنه که مگر میشه چشمها رو روی هم گذاشت . .! پس شما که الان میفرمایید که این بحث ربطی به علاقه ی جزء و کل نداره ..!که اتفاقا " دقیقا" خیلی هم ربط داره . چون اگر آنالیز کنید دوتا اتفاق افتاده { ۱٫ در زبان محاوره از اصطلاحی بهره گیری شده که مجازا" به بسته شدن چشم اشاره داره یعنی بار ِ ادبی داره این گفتار واز ظرفیت زبان مستقیم منحرف شده به سمت ظرفیت ادبی . ۲٫ بخاطر تخفیف در کلام ِمحاوره که معمول ِ این نوع گفتار است تاکید به روی " رو " فرسوده شده و شده چشاتو هم بذار. واما یک اتفاق دیگه اینه که چون شما در محیط زبان خودتون متنو ملاحظه میفرمایید این مانورهای اتفاق افتاده ی ادبی رو در دید اولیه نمیگیرید ..یعنی اینکه از روش بسادگی رد میشید ومیگید بحث من روی اینها نیست .. یعنی به حَسَب ِ ادعای بنده .. عهد ِ ذهنی دارید و این کلام تا اونجا که معهود ِ ذهن ِ شماست و ذهنتون عادت به آن کرده ..شما از بررسی ش سرباز میزنید و قابل اعتنا نمیدونید . پس محذوف میشه درنزدتون .خب همین اتفاق در درون عبارت میافته و کلمه ی "رو" که معهود ِ ذهن ِ گوینده و مخاطب است از کلام حذف میشه. پس عادات گفتاری ِ زبان .. یک حقیقت ِ بارز و در عین حال تابع ِ دلالت ها ی معروفند که خدمتتون عرض شد . گاهی جابجایی گاهی تخفیف گاهی تبدیل و غیره . این بحث ها رو در کتب دستور تاریخی میتونید دنبال بفرمایید خارج از تحمیل الگوی جعلی و غیر طبیعی به گفتارند اینهایی که عرض شد. اون مثال شما از مقوله ی تحمیلات زبانی ست که رفتار ِ گفتار رو غیر طبیعی به انحراف ِ از معیار زبان صحیح و طبیعی میکشونه . امیدوارم تونسته باشم مطلبو برسونم .
      • ربط ِ جزء وکل از اینجا معلوم میشه که شما از جانداختن ِ (رو) (روهم بذار ) ایراد گرفتین ونه از اینکه چرا گفته شده چشاتو نگفتید پلکاتو ! پس در ذهن شما چشم ناگفته تداعی قسمت پلک رو میکنه و سوال برانگیز نیست .چون در محیط زبانتون به موارد ی اینچنینی عادت ذهنی پیدا کردید ومعتاد ِ ذهنتونه این نوع عبارات . وکمتر حتی اتفاق ادبی ِ رخ داده در این عبارت رو که چشم جایگزین ِ پلک شده را پیش چشم دارید. حالا حرف من اینه که در همین عبارت اتفاق دیگر اینه که زبان محاوره تخفیف فرسایشی هم گرفته بخاطر عهد ذهنی کلام مستغنی ست از درج عبارت "رو" و هم گذاشتن افاده ی معنی کامل میکند و روی هم گذاشتن معنی میدهد. در محیط ادبی این نوع عبارات از نوع عبارات ناقص و ناصحیح نبوده گاهی از نوع عبارات غنی شده در اثر باور و تاکیدات ذهنند و البته بحث اساسی من کنکاش و آنالیز این عبارت نبود بلکه این بود که این عبارت بطور طبیعی وجود داره و استفاده میشه . و من بخاطر خروج از میزانهای وزن وقافیه چیزی از عبارتو ننداختم .منتها شما مُصرید که اشتباهه .خواستم دلایلی که صحتشو تایید میکنه ارائه داده بشه.
      • آزاده جان. فداتشم. شاید حق با شما باشه. ولی من نمی تونم بپذیرم دلایلتون رو. چون اونوقت باید بگیم دستاتو هم بذار هم درسته. در حالیکه اشتباهه. شما چنتا مثال از این نوع تخفیف برام بگید که متوجه بشم.
  • سلام و عرض ادب خانم ربانی عزیز ترانه تون زیباست. جسارتا با آقای عباسی موافقم "تماشایی نیست این صحنه" وزنش با بقیه بندا نمی خونه نمی شه به روونی بقیه بیتا خوندنش. پایانش رو دوس داشتم قشنگ بود.
  • سلام خانم ربانی عزیز تماشایی نیست این صجنه /نیس/ت/رون خونده نمی شه. چشاتو هم بذار /رو هم بذار صحیحه که وزن این اجازه رو بهتون نمیده رودوشای/ رودوشِ فقط یه دل سیر گریه / ویرایش نیاز داره و روون خونده نمیشه... چرا هی امکانات سایت کم میشه پیام خصوصی،شکلای زیر کامنتها و لایک... شاد و پیروز باشید.
    • سلام از بنده ست جناب عباسی گرامی ..ممنونم از محبت وحضورشما ..ممنونم از نظراتتون . البته چشاتو هم بذار کاملا درگویش جا افتاده و خیلی بیشتر میشنویم تا روهم بذار..البته تقصیر شما نیست احتمالا بچه رو پاتون نخوابوندین که بهش مرتیب بگید..چشاتو هم بذار تا بقیه ی قصه رو بشنوی! واما سایت فعلا با همین وضع ادامه داره تا انشالله در سال جدید از نسخه ی طراحی جدید سایت رونمایی بشه با ظرفیتهای برتر وکامل تر . فعلا لیست انتظارهم مجددا راه اندازی شد فقط پیام خصوصی و قسمت برترینها و افراد آنلاین رو در ص نداریم چون در این بخش بنا بر صرف انرژی نیست بدلیل تمهیداتی که برای ارتقاء سایت در نسخه ی جدید هست .که امیدواریم دوستان همچنان همراهی کنند ودرکنار ما باشند تا تحقق وضع مطلوب. از حضور و محبت و پیگیری تون هم ممنون جناب عباسی عزیز.شاد و سربلند باشید .
      • ماشاا... شما که پنجاه سال پیش بچه تون رو رو پاتون میخوابوندین اگه اون موقع مصطلح بود به چشماتو رو هم بذار میگفتن هم بذار من نمیدونم اما الان چنین چیزی تو زبان وجود نداره خب اینم مربوط میشه به قدمتتون من هی میخوام حرف نزنم نمیشه.......
      • خیر قربان الان هنوزم مصطلحه ومن هرجا شنیدم چشاتو هم بذار شنیدم در محاوره ..نه غیر از این ..شماکه از فرط قدمتتون کوچکترین مقیاستون از پنجاه سال ریزش نمیکنه ..ماشالله چند قرنو بسلامت گذروندین و چشم بد و حادثه و واقعه نتونسته روی شما کمترین تاثیری بذاره ..به رسم اطاعت از بزرگان میشه اینموردو هم گوش بدیم ..ولی واقعا " این فرمایشتون ازنوع ایرادات بنی اسرائیلی ست به نظرمن. چون جدا" همینی که نوشتمو شنیدم . چشاتو هم بذار شنیدم . گذشته از شوخی جناب عباسی واقعا همینی ست که عرض شد . چشاتو روهم بذار در محاوره نشنیدم.
  • سلام بانو ربانی بی نهایت از خوندن این ترانه لذت بردم بسیار زیبا واحساسی
  • سلام رئیس منو که درگیر نکرد. امیدوارم بقیه رو درگیر کنه.این درگیر کردنم چیز خوبیه.
    • سلام از ماست. درضمن بنده رئیس نیستم .. و کار کوچکی ازمون خواسته شده که اطاعت کردیم. و امیدواریم تونسته باشیم خدمتی کرده باشیم. خواهشم اینه که رعایت بفرمایید اگر از این به بعد گذرتون به این صفحه ی بنده افتاد این طرز خطاب را اصلاح بفرمایید چون نمیپسندم که اینگونه خطاب بشم. واما ترانه ..بله امیدوار باشید دیگران رو درگیر کنه.. جوانید و آرزو برجوانان عیب نیست ضمن اینکه منم از خدامه که کارمو بپسندن . و اگرم نپسندیدن لحن شون رو در مراوده ی دوستانه و اظهار نظر بپسندم. با سپاس از حضورشما.
      • سلام استاد منم امیدوارم شما لحنمو بپسندین. شما یک ترانه گفتین ما نپسندیدیم ما هم یه حرفی زدیم شما نپسندیدین. همه تلاش ما هنرمندا اینه که شما مردم بپسندین. بازم از این راهنُمایی ها بفرمایین. خوشحال میشیم ادامه دهنده راه شما باشیم. با سپاس از پاسخگویی شما.