دنیای سنگ

خواب سنگ

توو این دنیای رنگارنگ
همه روزام شده یک رنگ
دلم تاریک و خاموشه
مثه دنیا ی ِتیکه سنگ

از این سنگی شدن خستم
از این بن بست خودخواهی
دلم میخواست ابری شم
بشورم چشماتو گاهی

دلم میخواست گلی باشم
توو باغ سبز خوشبختی
ببین حالا ازاین رویا
چی مونده ، ساقه ی سختی

دلم میخواست ستاره شم
تووی منظومه چشمات
شدم سیاره حسرت
نگام به اسمون شد مات

چه پر اشوبه خواب من
مثه موجهای توو دریا
تلاطم داره بخت من
سراب ساحله فردا

از این کابوس بی تعبیر
فقط مونده یه رسوایی
همه عمرم حروم شد توو
همین اشکای تنهایی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: