گلای رو دیوار

 

نم نم بارون توی این حوالی

خیس شدنا ی من به زیربارون

چه حالی می ده پرشم ازخیالت

می شه نبودنت یه ذره آسون

 

قدم زدم توجاده عشقمون

دیدم هرگز جداازهم نبودیم

هرگزجدانمی شدن دستامون

مابی خودی باهم دیگه نموندیم

 

سهم من ازتونمی خوام خیال شه

باجاده ایی که تنهایی روبرومه

اگه من اشتباهی دلت وشکستم

من وببخش عشق توآبرومه

 

سهم من ازچشات انگاربارونه

انگارفکر برگشتن وتونداری

بدت نمی یاد حسرتم زیاد شه

بارفتنت حرصم ودرمیاری

 

خداکنه به عشق من اسیرشی

حتی نخوای یه لحظه هم جداشی

ببینی که چه دردیه تنهایی

اونوقت یه ذره هم به فکر ماشی

 

دلم نمی یاد دلت وبشکنم

همون یه بارم بسمه عزیزم

همون که دلیل رفتنت شد

دلم شکست وهنوز اشک می ریزم

 

خیره می شم به کاغذ دیواری

گلای رودیواروتومی بینم

فقط همون نیس که آخه عزیزم

منگ شدم ومی خوام توروبچینم

 

عقربه های ساعت و می بینم

دقیقه ها پشت درمن می شینم

نمی دونم چی شدکه اینطوریم

اما بدون , بدون تو همینم.

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: