فصل آخر

به من خوبی نکن شاید
برای هردومون بد شه
شاید این قلب بی احساس
توو تصمیمش مردد شه

یه روزایی باهام سرد باش
یه وقتایی باهام بد شو
غرورت رو برام نشکن
از احساسات من رد شو

توو این پاییز تنهایی
قدم هاتو ازم دور کن
این احساسات گنگم رو
به مرگ رویا مجبور کن

بزن تیر خلاصم رو
بگو از من جدا میشی
نترس حسم رو پرپر کن
چه بی منطق رها میشی

توو فصل آخر این عشق
نفس هامو معطر کن
ازاین احساس بدعادت
رها شو قصه رو سر کن

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مائده نجفی

فردا شاید بروم و به این زودی برنگردم فقط آب تنگ ماهی را عوض کن و هر وقت قهوه خوردی از یاد نبر ته فنجانت را نگاه کنی نیستم ، اما قرارمان را فراموش نکن هرگز بی من فروغ نخوان یکی از همین روزها دوباره به رویایت باز خواهم گشت با گیسوانی خوشبخت تر از پیش maedehnajafi424@yahoo.com

  • سلام خلاصم کن از این کابوس از این تردید پنهونی از این دلواپسی ها که همش می گن نمی مونی . . . . . . . . . . . . . . بزن تیر خلاصم رو بذار درد دلم واشه تو هم مثه همه رفتی برو تنهام بذار باشه ترانه : مرتضی رامندی از آلبوم اتاق سوخته با صدای سهیل خدابنده سال انتشار ترانه : ۱۳۹۲ با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بزن تیر خلاصم رو...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ :-? [-( :<
    • سلام شباهتی نمیبینم.کامنتهای دوستان رو بخونید بی زحمت. ذکر کردم که الهام گرفته از ترانه روزبه بمانیه نه استاد مرتضی رامندی ;)) ممنون @};-
  • سلام خانم نجفي ... كار زيبا و خوبي بود ... موفق باشيد @};- @};- @};-
  • سلام کار خوبی بود خانم نجفی =D> =D>
  • سلام =D> =D> =D> =D> =D> بی نهایت زیبا و دوست داشتنی این ترانه رو نوشتین . بهترین ها رو برات آرزو دارم دوست خوبم @};- @};- @};- @};-
  • پسند 14 بسیار زیبا بود @};- @};-
  • ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺳﺮﺩ ﺑﺎﺵ ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺑﺪ ﺷﻮ ﻏﺮﻭﺭﺕ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﻡ ﻧﺸﮑﻦ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻣﻦ ﺭﺩ ﺷﻮ . سلام...خییلی زیبا بود.کار احساسی ! لایک 14
  • سلام دوست معناگرا... چه ترانه ی زیبایی ازت خوندم افرین لایک تقدیمت @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام عکست خیلی بانمکه :-) نفس هامو معطر کن میشه توجیهش کنی برام؟منظورت چیه؟ اول کارت خیلی خوب بود اینکه اونو مجبور به بد بودن کنی چون خودت خودت نمیتونی بد بشی! =D> اما بعدش کلیشه شد اگه همونو ادامه میدادی خیلی بهتر بود موفق باشی رفیق :-) @};- @};- @};-
    • بانو سپينود رفيق برا خانم هاست ؟ 8->
      • پس جناب پهلواني هم درست ميشه :-))
    • سلام سپینود خانوم عزیز :-) ممنونم این قسمت شاید برام یه ترکیب شخصی باشه... ولی اگه عمومی بخوام توجیه کنم منظورم این بود که باوجودت و هرم نفس هات این آخرین لحظاتمون رو عطراگین کن.گفتم البته این فقط یه توجیه هست و منظور اصلیم شخصی بوده. ببخشید اگه باز شخصی نوشتم!!! مرسی که بهم سر زدی :-x سپاس @};-
  • سلام مائده جان ترانت خیلی قشنگ بود از خوندن ترانه لذت بردم آفرین لایک12 =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
  • توو فصل آخر این عشق نفس هامو معطر کن ازاین احساس بدعادت رها شو قصه رو سر کن وزن سر جاش قافیه درست عالی @};- @};- @};-
  • سلام خانم نجفی عزیز یه نکته ای که خیلی جدیدن توی کار دوستان تازه کار می بینم تکرار تکه هایی از ترانه های دیگرانه. این بد نیست تا یه حدی. اما امیدوارم اگه آگاهانه ست در پایان ترانه به اسم اون ترانه سرا هم اشاره کنیم. مصرع اول شما کاملا و مو به مو مشابه مصرع اول ترانه "تو باید جای من باشی" آقای بمانیه که سعید شهروز اجراش کرده و از کارهای مورد علاقه منم بوده. البته گاهی ناخودآگاه هم این اتفاق میفته. خواستم فقط اطلاع بدم. جدا از این بحث، ترانه خوبی خوندم ازتون. البته به نظرم خیلی کم فراز و نشیب بود.ممنون از شما همیشه شاد و سلامت باشید. @};-
    • سلام مجتبی جان @};- اول ازهمه مرسی که به کارم سر زدی و اینکه اگه امنت بچه هارو بخونی فکرمیکنم متوجه بشی که من ذکر کردم این کار رو با قسمتی از ترانه ی روزبه بمانی شروع کردم. خودم میدونستم قسمتی ازکار ایشونه و توی کامنتهاهم گفتم ولی بازم ممنون که یادآور شدی سپااااااس @};-
  • سلام.نمیدونم چه باید گفت... فعلا فقط میگم لایک @};-
  • سلام... اول چنتا نکته درباره ی کلیت کار باید بگم، بعد جز به جز وارد نقد ترانه میشم... ت @};- رانه قبل از هر چیزی باید شعر باشه، تفاوت بین نظم و شعر کاملا روشنه، نظم کلام موزونه ولی شعر(کلاسیک) علاوه بر موزون بودن باید از آرایه های ادبی بهره ببره، ترانه ی شما نظمه و شعر نیست، من شاعرانگی نمیبینم، دلیل ادبی نمیبنم، شاید بشه تک عبارت هایی رو مثال زد اما همون عبارت ها هم قبلا بارها استفاده شده مثل مرگ رویا... این ترانه روش فکر نشده و از دم دست ترین تعابیر استفاده شده، انتخاب صفت ها بشدت ضعیف و بی ربط بوده مثلا "احساس بد عادت" احساس چیه که بد عادت بودن اونو توصیف میکنه؟! همیشه ترانه ای تو ذهن میمونه که با توصیفاتش ذهن مخاطبو درگیر کنه، این کلام موزون چیزی برای تعلیق و درگیری برای ذهن مخاطب نداره و اما... به من خوبی نکن شاید برای هردومون بد شه شاید این قلب بی احساس...صفت این به چی اشاره میکنه؟ این قلب منظور کدوم قلبه؟ وقتی که در قبل تر از این با قلب سرو کار نداریم متوجه میشیم این قلب صرفا برای پر کردن وزنه توو تصمیمش مردد شه یه روزایی باهام سرد باش یه وقتایی باهام بد شو...انتخاب قافیه ی بند 1 غرورت رو برام نشکن...شکستن غرور، بارها استفاده شده از احساسات من رد شو توو این پاییز تنهایی قدم هاتو ازم دور کن این احساسات گنگم رو...دوباره اومدن"این" کاملا برای حفظ وزن بوده به مرگ رویا مجبور کن بزن تیر خلاصم رو...برگردان: تیر خلاصِ من را بزن، خب یعنی چی این جمله؟ بگو از من جدا میشی نترس حسم رو پرپر کن چه بی منطق رها میشی... بی منطق هم خوب نیست چون ربطی نداره، داری میگی نکن این کارو که واسه هردومون بد میشه، یعنی داری دلیل و منطق میاری بعد میگی بی منطق رها میشی... توو فصل آخر این عشق نفس هامو معطر کن ازاین احساس بدعادت رها شو قصه رو سر کن...متوجه تناقضهای موجود تو این بند نمیشم خلاصه من متوجه این عاشقانه نشدم به امید کارهای بهتر مائده جان ممنون از نقد پذیریت
    • سلام یاسری:-) اول ازهمه مرسی که همیشه دعوتم رو میپذیری و افتخارمیدی و واسه ارتقا ترانه هام وقت میذاری دوست عزیز @};- راستش خودم فکرنمیکردم این ترانه انقدراهم ساده و مبتدی باشه ولی الان که روی نکاتی که بهم گفتی زوم کردم دیدم آوره خیلی هم کار ok ای نشده =(( خیلی خوبه که وقت میزاری واینقد جز به جز ایرادای کارم رو میگی اینطوری راحت تر میتونم ویرایشش کنم و مسلما کارای بعدم این ایرادارو نخواهد داشت:-) یه دوستی بود که میگفت شاعر هیچ جا پیش شعرش نیس که بخواد منظورشو واضح تر برسونه و درباره هدف کارش توضیح بده اما اونجا که میگم بزن تیر خلاصم رو منظورم اینه که یه بار تموم کن اینقدر کش نده!!! البته نه به این صراحت خخخخ درباره اینکه گفتی چن جا از واژه ها واسه پرکردن وزن استفاده کردم! فکرنمیکنم هدفم این بوده باشه چون خوشبختانه همه بچه های آکادمی میدونن من وزن بلد نیستم و هرچی بوده به صورت تجربی و ناخودآگاه بوده. خلاصه اینکه خعلی با نقدت حال کردم و خعععلی بهم کمک کرد که توی ترانه های بعدیم ازتعابیرساده استفاده نکنم و شاعرانگی بیشتری به خرج بدم. بازم ممنونم بابت وقتی که صرف مطالعه و نقد این کار ساده و ابتدایی کردی یاسرخان. واینکه امیدوارم کارای بعدیم رو بپسندی...تشکرات فراوان این گل های ناقابل تقدیم شما @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • آفريررررررين مايده گل کاشتى =D> @};- با روزبه بمانى دارى رقابت ميکنى ;))
  • =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- خيلي زيبا بود ريتم كار خيلي خوب بود و تا آخر جذاب بود تصاوير كم بود ولي زيبا بود ما كه پسند+ @};- @};- @};- @};- @};- احساس ميكنم يه جاهايي از ترانه هاي ديگه الهام گرفته شده :-? :-? :-? :-/ :-/
    • سلام محمدجون :-) خیلی خوبه که رد نگات و میبینم پسر!!! و اینکه عالیه که پسندیدی @};- راستش پاره ی اول بند اول ایده ی کار بود که مثله اینکه از روزبه بمانی هست ولی خودم اول که شرو به نوشتن کردن نمیدونستم و بعداز اتمام کار ترانه سرایی که این ایده رو بهم دادن گفتن. میسی که هستی @};- @};- @};-
  • این ترانه تقدیم به... هعی...همه اونایی که این روزا حال وهواشون مث من خاصه @};- و اینکه متاسفانه نمیدونم ترانه سراشون چه کسیه. همراهه هم بودیم وتو دلخسته بودی ازهمه گفتی که این دنیای تو خیلی غریب و درهمه گفتم برام حرفی بزن حرفی که دنیا تازه شه رخت غزل روی تنِ شعرای من اندازه شه گفتی اگه شعرای من توو خاطرت مونده بمون گفتم اگه عاشق شدم؟ گفتی برام حافظ بخون... گفتم یه بیت از من...ولی شعرامو بی پاسخ نذار تامن غزل ساز توام تاعاشقم طاقت بیار اما نگو شعرای من تکراربغضای توئه ازعشق هروقتی بگی حرفات حرفای نوئه حرف بهاروتازگی حرفای سبزوسرخ تر هفت سین شعراتو بچین... هفت سین آغاز سفر گفتم به تو عاشق شدم گفتی به من شاعربمون گفتم برای دلخوشیت؟ گفتی برام حافظ بخون
  • چقدر این ترانتون منو یاد خیلی از کارای قبلیم انداخت...چقد زیبا...چه احساسی داشتم اون موقع...و چه احساس نابی شما دارین... خیلی وقته دیگه اینجوری و با این احساس نمینویسم... تبریک میگم...خیلی زیاد @};-
    • سلام حمیدرضاجان خیلی خوشحالم که با این ترانه یه حس قدیمی رو به یادت انداختم مرسی از حورت که واقعا خوشحالم میکنه @};- البته شاید منم ازاین بعد بی احساس بنویسم.شاید بهتر باشه فقط شاعر باشم شاعری بدون هیچ پسوندی.شاید... به هرحال حضورت واسم خیلی خوشایند بود.ممنون @};-
  • سلام… زیبا بود… لایک منو پذیرا باشید… ایشالا تو یه فرصت مناسب میام همشو بخونم… =D&GT; :-X ;)) @};- @};- آخه نذر کردم برای همه کامنت بزارم ، چون دوباره سایتو دیدم که درسته. ;))
    • خدااااااااااا... ببخشید سوتی میدم هااا... خیلی مشتاقم. خیلی... چون سایتو دوباره دیده جووو زده شدم @};- :-)) :-)) :-S
      • اول ازهمه سلام قائم جان بعدشم خخخخخخخخخخ :-)) :-)) :-)) اولش فک کردم فقط خودم این مدلی مشتاقم بعدش دیدم نعخیرشم از من مشتاق ترا هم هستن :-)) :-)) :-)) خوبه خوبه به خودم امیدوار شدم خخخخخخخ مرسی که به کارم سر زدی اونم این همه زیاد و خعلی خعلی!!! سپاس بیکران @};-
      • :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) شرمنده کردین ;)) ;)) مرسی
      • @};- @};- @};-
  • سلام کارتون خیلی زیبا بود.... بزن تیر خلاصم رو بگو از من جدا میشی نترس حسم رو پرپر کن چه بی منطق رها میشی واقعا دوست داشتم این کارو لابک 8 تقدیم شما @};- :"> :">
  • بنده خیلی متوجه روایت کار نشدم :-? اولا: دلیل این سرد شدن و از هم دور بودن :-/ دوما: بند آخرین کار اگر اشتباه برداشت نکرده باشم کل بندهای قبلش رو نقض میکنه. اگه یه توضیحی بدید در مورد روایت و هدف کار ؛ ممنون میشم. @};- :-)
    • سام آقای شریفی عزیز @};- اول ازهمه ممنون که وقت گذاشتین و ترانم رو خوندین و اینکه هدف این ترانه دعوت به جدایی بود که ازش میخواستم با سرد بودن و بد بودن و نادیده گرفتن احساساتم منو از خودش دلسرد کنه که راه برای جداییمون هموارتو بشه. درباره بند آخر هم باید بگم که نه نقض نمیکنه فقط میگه که بیا توی این فصل آخر یه پایان خوب داشته باشیم و بعد قصه رو تموم کنیم. درکل مضمون این ترانه دعوت به یه جدایی شیرین بود.بازم اگه جاییش براتون مبهم بود درخدمتم. میس ازحضور سبزتون @};-
  • سلام خانم نجفی عزیز . :-) @};- عجب ایده هایی تو کارات هست ، این نگاهتو واقعا دوس داشتم ، آفرین ، از لحاظ وزنو انتخاب قافیه ها هم بهت احسنت می گم دایره واژگانت فراتر از سنته واقعا ، ذهن پویایی داری و همینم باعث شده اینهمه زیبا بنویسی، دست از تلاشت بر ندار که هر روز داری پخته تر می شی. :-) @};- تقدیمت.
  • سلام موفق باشید
  • درود بانو خيلي عالي بود وزن قافيه خمه چيز زيبا بود افرين لايك
  • سلام خانم نجفی ترانه خیلی زیبایی بود از همه لحاظ =D> @};- فقط چرا یهو لحن ترانتون عوض شد صحبت از یه وقتایی بد بودن و یه وقتایی بدی کردن بود که خیلی موضوع ناب و خوبی بود یهو تبدیل به دک کردن و پس زدن شد @};- @};- موفق باشید و به امید بهترین ها @};- @};-
    • سلام حامدجان خیلی خوشحالم که رد نگات و پای کارم میبینم @};- من که از همون اول هم گفتم "ازاحساسات من رد شو" شاید به خاطراینه که اراده من ضعیفه ونمیزاره من باهاش بد شم واسه همین ازش خواستم اون احساسات منو نادیده بگیره و ازم رد شه وباهام بد شه! دلم خیلی واست تنگ شده بود مرسی از حضورت @};-
      • اوا... یادم رفت خخخخ :-)) :-)) :-)) @};- @};- به امید بهترینای خودت @};- @};-
  • سلام خانم نجفی....کارتون زیبا بود لایک 2 =D> =D> =D> =D> :-x :-x :-x :-x