دخیل

دخیل

دخیل می بندم به آقا امام رضا که دلم عزم سفر داره به مشهدت
دلم هوای حرمت کرده آقا بپذیر این من بی کس این من دربه درت

اگه بذاری که بیام به سوی تو نذری دارم دونه بدم کفترهات و
دعا کنم حاجت بگیرم از تو گدا باشم گدای برق نگات و

دخیل می بندم به اقا امام رضا که می خوام ببندم دلم و به حرمت
شفاعتم ببری پیش خدا که منم یه روز بشم کبوترت

همه میگن اونجا جای عاشقاست جای کفترهای آسمونیه
مگه ما کلاغ های روسیاه دل نداریم بذار بیایم که صحن تو مهمونیه

دخیل می بندم به آقا امام رضا اگه بذاره که بیام به مرقدش
با زبون مادری دعا کنم ببوسم تکیه بدم به صحن و گنبدش

از این نویسنده بیشتر بخوانید: