میشد عاشقم باشی اما…

نبودی ندیدی نبودت تبر شد
تن تک درخت بهارت رو خشکوند
که رد تگرگای بی همزبونی
رو پوست سفید تن خونه جا موند

نموندی و دنیامو ویرونه کردی
نموندی که ماتم شه پشت و پناهم
بی تو زندگی رو نمیشه قدم زد
قد بی تو موندن علم شد به راهم

یه عشق قلم خورده از زندگیتم
که تو استین دفترت موندگاره
اگه حتی چشماتو رو من ببندی
یه چیزایی من رو به یادت میاره

یه خونه یه ایوون یه شعر قدیمی
یا حتی لباسی که پوشیده بودی
لبایی که تو آینه رو به روته
تو با اون لبا… من رو بوسیده بودی!

نه!تحمیل و احساس زوری نمیخوام
تورو با صبوری تو دوری نمیخوام
نمیخوام تو رویای من جون بگیری
از این عاشقی های صوری نمیخوام!

منم اون که غرق یه رویای پوچه
ولی تازه فهمیده دریا نبودی
میشد پیش این قلب عاشق بمونی
میشد عاشقم باشی اما…نبودی

سپینود پهلوانی ۱۶/۹/۱۳۹۳

از این نویسنده بیشتر بخوانید: