بانوی پاییز

پاییز وقتی بغض تلخش رو
بی وقفه میکوبه روی شیشه
مهر از نگاه شهر می افته
آبان از چشمات شرو(ع) میشه

چشمات عجب آرامشی دارن
تو بهت این روزای غمگینم
دریا تداعی میشه تو ذهنم
موج تو موهاتو که میبینم

بانوی زیبا روی پاییزی
تو مرحم روزای دلگیری
با روز میلادت هماهنگه
تاریخ عشقای اساطیری

انقدر زیبایی نمیتونم
از صورت تو چشم بردارم
جوری بهم میریزم از عشقت
انگار از دنیا طلبکارم

احساسمو تنها تو میفهمی
با لحظه های تلخ درگیری
آروم میشم وقتی بی پرده
دستامو تو دستات میگیری

بانوی زیبا روی پاییزی
تو مرحم روزای دلگیری
با روز میلادت هماهنگه
تاریخ عشقای اساطیری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: