( تنها امید نا امیدیهای من باش )

(چشم انتظاری)مرگ با اعمال شاقه س /// آخه چرا اینجوور قصد کشت کردی؟

آغاز مرگ من از اون روزی شروع شد /// که بیخبر رفتی به عشقم پشت کردی

اونقدر مغروری.. که حتی اشکهامو /// اندوهمو با دیده ی تحقیر دیدی

اونشب تو رفتی بیخبر دنبال راهت /// مثل همیشه گریه هامو دیر دیدی

حالا توو این شبهای لبریز از جدایی /// من موندمو این خونه ای که بی چراغه

از یاد بردی خاطرات خوبمونو /// مرگ منم حتی برات یک اتفاقه

اینروزها دارم میجنگم با خیالت /// میخوام فراموشت کنم اما نمیشه

طاعون غم تسخیر کرده لحظه هامو /// عشقت به دل مهمونه اما تا همیشه

خوابیدی و.. اینجا یکی هر شب بیادت /// با چشم گریوون تا سحر بیدار بوده

دور از تو و آغوش گرم و مهربونت /// تنها رفیق بی کسیش سیگار بوده!

حتی نگاهت رو ازم دزدیدی اما /// هر روز و شب با عشق تو درگیر بودم

گفتی فراموشم کن اما نازنینم /// من بی تو از این زندگی هم سیر بودم

شاید بخندی ..یا بگی دیوونم آخه /// از وقتی رفتی آسمون هم بی ستاره ست

باید که از این بی سرانجامی رها شم /// یک مشت قرص خواب..تنها راهه چاره ست!

بی آشیونم مثل باد سرد پاییز /// تابوده این دنیا باهام ..نامرد بوده

تنها امید نا امیدیهای من باش /// نشکن دله مردی که کوه درد بوده

(۱۳۹۲/۱/۲۷) عباس مقدم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

881
۴۵