هم مرگ

با تشکر از خانم ربانی عزیز برای دعوتشون.

بخواب ارووم تو اغوشم
که شب تقدیرِ مهتابه
تا قبل از پرسه ی خورشید
چشای هر دومون خوابه
هوای این قفس سرده
منو جا کن توو اغوشت
نزار این لحظه ی اخر
بشه هرگز فراموشت
بزار همراهِ هم باشیم
تا قبل از زنگِ خاموشی
تا قبل از اخرین دیدار
تا تکرارِ فراموشی
بزار یادش بره دنیا
ماروتا صبح بی فردا
بزار این گمشده بازم
بشه تو چشمِ تو پیدا
شکار دستِ این مردم
اسیرِ زوزه ی بادیم
با اینکه سبزِ سبز موندیم
ولی از شاخه افتادیم
دوباره دستامو ارووم
توو دستای تو میگیرم
چه خوبه این دمِ اخر
تو اغوشِ تو میمیرم
بخواب ارووم تو اغوشم
حالا که هر دو بیتابیم
با لمسِ بوسه های صبح
من و تو تا ابد خوابیم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سهیل عزیز ترانه ی روان و دلنشینی بود @};-
  • دوباره دستامو ارووم/توو دستای تو میگیرم چه خوبه این دمِ اخر/تو اغوشِ تو میمیرم شبهات مهتابی و پرترانه سهیل عزیز@};-
  • سلام جناب پیلتن عزیز آفرین خیلی زیبا بود ... جدن لذت بردم لایک @};- @};- @};-
  • سلام دوست قدیمی من خوشحالم که میبینمت کار روونی بود اما تصویر تصویر تصویر کم داشت
  • :-) @};- @};-
  • =D> =D> =D> سلام زیبا سرئدید موفق باشید
  • بسیار زیبا یه ترانه موزون و ملودیک @};-
  • سلام سهیل جان لایکی برادر =D> =D> =D> =D>
  • درود جناب پیلتن عزیز زیبا بود =D> =D> =D> =D> =D> خوشحالم از حضور دوباره تون شاد باشید @};- @};- @};-
    • درود بر خانم رئيسي عزيز نگاهتان زيباست بزرگوار منم خيلي خوشحالم از حضور خيلي قوي و خوبي كه به همراه مهرشاد عزيز داشتين موفق باشين @};- @};- @};-
  • سلام آقای پیلتن ترانتون بسیار زیبا بود فکر می کنم برای اجرا عالی باشه @};- @};- @};-
  • درود سهیل عزیز خوشحالم باز هم ازت می خونم .... پسندیدم @};- @};- @};-
  • بزار یادش بره دنیا ماروتا صبح بی فردا بزار این گمشده بازم بشه تو چشمِ تو پیدا شکار دستِ این مردم سهیل جان دلم واسه حس زیبای ترانه هات تنگ بوود .. خوشحالم که دوباره در جمع دوستای قدیمی حضورتو دارم .. @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام جناب پیلتن چه خوب که ترانه گذاشتین عالی بود موفق باشین @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام زیبا بود ممنون @};- @};- @};- =D>
  • سلام سهیل جان دست مریزاد داداش پسندیدم کار زیباتو @};-
  • سلام سهيل جان چقدر خوبه كه بازم از تو خوندم ترانه بسيار خوب و زيبايي بود مثل هميشه عالي بود مخصوصا آخر كارت رو بيشتر دوست داشتم لايك
  • دروود سهیل عزیز.بسیار خوشحالم از حضورت و خوندن یه کار پره احساس با قابلیت اجرای بالا ازت. ممنون.لایک تقدیمت =D> شاد باشی @};-
  • به به سلام سهيل عزيز چقدر كار زيبايي بود برادر مدتها بود دلم براي احساس نابت تنگ شده بود سهيل جان نميدونم چرا اينجا گزينهاي براي پسند كردن نداشت اما مسلما من پسنديدم =D> @};- @};- @};-
    • درود نیما جان دوست عزیز و مهربانم نگاهت زیباست سپاس از حضور پرمهرت منم دلم برای کارهای خوبت تنگ شده خوشحالم که هستی و باز فرصت یاد گرفتن پای کارهات رو دارم @};- @};- @};-
  • سلام جناب پیلتن عزیز ترانه تون زیبا بود و لذت بردم ارتباط بین بند اول با بند آخر جالب بود موفق باشید.امینـ @};-
  • سلام سهیل عزیز خیلی خوشحالم دوباره میخونم ازت و خوشحال تر از این که خیلی از دوستان دوباره با قلم زیباشون فضای بسیار خوبی رو در آکادمی ایجاد کردن بیشتر باشت دوست قدیمی من @};- @};-
    • درود بر احسان عزیزم دوست بزرگوار و مهربانم سپاس از اینکه منت گذاشته پای ترانه حقیر حضور داشتی بنده هم خیلی خوشحالم از خواندن مجدد دوستان و اینکه میبینم جمعمون باز دور هم جمع شده بروی چشمم رفیق حتما سعی خواهم کرد بیشتر باشم @};- @};- @};-
  • ممنون سهیل عزیز بابت ترانه ی زیبا مثل همیشه زیبا بود @};- @};- @};-
  • سلام سهیل گرامی دوس داشتم ترانه ت رو آفرین هم ترانه . زنده باشی با لمسِ بوسه های صبح من و تو تا ابد خوابیم =D> @};- @};-
  • با اینکه سبزِ سبز موندیم ولی از شاخه افتادیم درود سهیل جان زیبا بود فقط نمی دونم چرا ایراد نگارشی خیلی دوستان دارن بذار صحیحه لایک 3 تقدیمت @};- @};-
    • درود نیما جان نگاهت زیباست رفیق ممنون از حضورت در مورد ایراد نگارشی باید عرض کنم اگه بخوایم بگیم مطلب را جایی قرار بده باید بگیم "بذار" و اگه بخوایم بگیم مثلا اجازه بده برم باید بگیم "بزار" برم سپاس @};- @};- @};-
      • این بزار که شما میفرمایید ریشه فعلش چیه
      • آقا نیما خوبی برادر؟ می بینم خواستی جای من باشی غلط بگیری اما نشد اونجا که شعر برام می گی بنازم به سوادش باید فکر اینجارو هم می کردی .بزار درسته .حالا از همونجا که معنی ماجور رو پیدا کردی ریشه فعل بزارو پیدا کن .با پو زش از اقای پیلتن :-)) :-)) :-))
      • گذاشتن / گزاردن (غلط ننويسيم، صفحه 319-321) عده‌اي گمان مي‌كنند كه اگر گذاشتن دلالت بر عملي عيني و ملموس نكند يا، به بيان ديگر، اگر مفعول آن جسم نباشد، بايد با حرف "ز" نوشته شود. مثلا قانون يا بدعت يا بنيان چون جسم عيني و ملموسي نيست در تركيب با اين فعل لابد مي‌شود قانونگزار يا بدعتگزار يا بنيانگزار. اين تصور نادرست در وهله نخست ناشي از خلط معناي حقيقي و معناي مجازي گذاشتن و در وهله بعد ناشي از خلط معناي اين فعل با معناي فعل گزاردن است. گذاشتن در معناي حقيقي كلمه، "قرار دادن به طور عيني و مشهود" است، مثلا: "ليوان را روي ميز مي‌گذارم" يا "كتاب را در قفسه گذاشت". اما گذاشتن مجازا به معناي "قرارداد كردن، وضع كردن، تاسيس كردن" است و چون مقصود از قانونگذار كسي است كه قانون را وضع و بنا مي‌كند (و نه فرضا كسي كه قانون را اجرا مي‌كند) بايد به همين صورت، يعني با حرف "ذ" نوشته شود. همچنين است قانونگذاري به معناي "وضع قوانين"، چنانكه مي‌گويند: "مجلس قانونگذاري". بنابراين نوشتن اين دو كلمه به صورت قانونگزار و قانونگزاري غلط است. و نيز بدعتگذار كسي است كه بدعت را وضع و تاسيس مي‌كند (و نه فرضا كسي كه بدعت را اجرا مي‌كند) و بنابراين با حرف "ذ" نوشته مي‌شود. ايضا بنيانگذار، به معناي "موسس"، كسي است كه بناي كاري را يا موسسه‌اي را مي‌گذارد و نوشتن آن با حرف "ز" غلط است. اما گزاردن. نخست بايد دانست كه گزاشتن با "ز" و "گذاردن" با "ذ" غلط است و صحيح گذاشتن و گزاردن است. خلط اين دو فعل اخير از آنجا ناشي شده است كه صيغه امري هر دو از لحاظ آوايي يكسان است، يعني امر گذاشتن مي‌شود گذار و امر گزاردن مي‌شود گزار. ولي معناي آنها البته يكسان نيست. گزاردن معاني متعدد دارد كه همه آنها را مي‌توان در دو معني به شرح زير خلاصه كرد: 1- يكي به معناي "به جا آوردن" يا "ادا كردن" يا، بر طبق استعمال معاصران، "اجرا كردن" و "انجام دادن". مثلا نماز گزاردن يعني "ادا كردن نماز"، بنابراين بايد نوشت نمازگزار و نه نمازگذار. يا وام گزاردن يعني "ادا كردن وام"، بنابراين وامگزار صحيح است و نه وامگذار. و نيز حج‌گزار صحيح است، يعني "انجام‌دهنده مناسك حج"، و نه حج‌گذار. همچنين بايد نوشت: خراجگزار، سپاسگزار، شكرگزار، خدمتگزار، حق‌گزار، پاسخ‌گزار، مدح‌گزار، سنت‌گزار (به معناي "به جاي آورنده سنت" و مقصود از آن "به جا آورنده نماز نافله" است) و جز اينها. از همين معني است كه تركيب كارگزار، يعني "انجام‌دهنده و اجرا‌كننده كار" ساخته شده است. تركيب پيغام‌گزار را مي‌توان دو گونه تفسير كرد: "كسي كه پيغام را ادا مي‌كند" يا "كسي كه پيغام را بازگو مي‌كند" (در صورت اخير، معناي دوم گزاردن منظور است. 2- معناي دوم گزاردن "برگرداندن از زباني به زبان ديگر يا از بياني به بيان ديگر يا، به تعبير اين زمان، از نظامي (سيستمي) به نظام ديگر" است. بنابراين مرادف است با "ترجمه كردن" (گزارنده و گزارش به معناي "مترجم" و "ترجمه" بوده است) يا "تعبير كردن" و "شرح دادن" (خوابگزاري يعني "تعبير خواب" و خوابگزار يعني "معبر"). اصطلاحات گزارشگر و خبرگزار و خبرگزاري كه امروزه در معناي خاصي به كار مي‌روند يا از همين معناي اخير گرفته شده‌اند يا مانند پيغام‌گزار از معناي اول گزاردن. و دقیقا به همین دلیل بذار درسته نه بزار چون در اصل باید گفت بگذار ( به معنای اجازه دادن ) تا بروم باید بنویسیم بذار تا برم بگذار تا مقابل روی تو بگذریم (سعدی)
      • بانو به اندازه شما سواد نداریم ولی به قول اقای تلیکانی سیکل که داریم :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-))
      • ببین نیما جان چقد خوب شد خودت رفتی تحقیق کردی و اقای پیلتن رو به زحمت ننداداختی ولی با اینکه من می دونستم وقتی می گیم بزار من برم یعنی بگذار من برم فک می کردم با ز نوشته میشه.ممنون ازت .ولی خوب شد فهمیدیم ارزش سیکل قدیم کاملا برابر کار شناسی ارشده امروزه شایدم بیشتر. =D> =D> =D> @};- @};-
      • اصلاح می کنم در ننداختی یک دا اضافه تایپ کردم ببخشید.
      • درودخدمت دوستان عزيزم ممنون از بحث مفيدتون با احترام سر حرف قبليم هستم و مثالي رو كه از شعر سعدي زدين رو مناسب اين بحث نميدونم چون زبان ترانه با زبان كلاسيك متفاوته بگذاري كه شما نوشتين با بزار خيلي متفاوته ما داريم در فضاي محاوره و ترانه بحث ميكنيم اینم یه مثال: سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگیره بزار تا آروم دل بی تابت بگیره... بذار به معني گذاشتن بزار به معني اجازه دادن موفق باشين @};-
  • سلام جناب پیلتن عزیز..عالی.بسیار پراحساس و زیبا و زیبا. ممنونم از حضورتون . منتظرم بیشتر ببینمتون .دوستان رو از لطافت احساستون بی بهره نگذارید. ممنون از شما. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • درود بر خانم ربانی عزیز و همیشه مهربان ممنونم که با حرکت بسیار زیباتون به بنده فرصت دادین که در جمع دوستانم باشم از اینکه منت گذاشته و پای ترانه حقیر حضور داشتین سپاسگزارم @};- @};- @};-
  • درود سهیل عزیز بینهایت خوشحالم از حضور مجددت برادر حیفه که دوستان خوبی مثل شما در اکادمی حضور نداشته باشن امیدوارم که همیشه موفق باشی رفیق لایک @};-
    • درود بر جناب مقدم عزیز و مهربان بنده هم بینهایت از دیدار مجددتان خوشحالم ممنون که مثل همیشه بنده رو قابل دونستین و با حضورتون به بنده افتخار دادین سپاس @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- :-)
  • درود جناب پیلتن @};- از اینکه مجددن شما مینینم بسیار خوشحالم ترانه بسیار زیبایی سرودید مث همیشه وبندهم لذت بردم @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D>
    • درود بر دوست همیشه عزیز و مهربانم جناب زرین قلم عزیز بنده هم از دیدار مجددتون بسیار خوشحالم ممنون که منت گذاشته مثل همیشه با حضورتون بنده رو خوشحال کردین سپاس @};- @};- @};-