نونِ مردم

فقط با پول دنیا رو/ نمیشه ساده معنا کرد
نمیشه فرد نادونُ/ فقط با پول دانا کرد

اونایی که به جز ثروت/ دیگه چیزی نمی بینن
فقط آجر روی آجر/ اونم توو خواب می چینن

آخه انصاف هم خوبه/ چقد مردم رو می دوشید
از این زهری که میسازید/ همه یک روز می نوشید

گناهِ آدم و حوا/ همش یه شاخه گندم بود
ببین تاوان اونی رو/ که قوتش نونِ مردم بود

اگرچه داغِ پیشونی/ براتون تاج سر میشه
یه روزی داغِ این کارا/ براتون دردسر میشه

بهشت پاداش اعماله/ نه مصنوعی پرستیدن
یه روزی کل آدمها/ به این اندیشه حق میدن

زمین ماوای آدم نیست/ همه تبعیدی و طردیم
اگرچه فرق بسیاره/ توو این قضیه همدردیم

حقیقت تلخه اما هست/ همه یک روز می میریم
چرا اینجور حرفا رو/ اصن جدی نمیگیریم؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی علی عزیزی

"سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت" حافظ. (برای استفاده از ترانه هام این ایمیل منه: azizi2ali@yahoo.com ، خوشحال میشم اگه بتونم کمکتون کنم.)