"عروس آتش"

تو امشب با تنم هم مرز می شی
من از جسم خودم تبعید می شم
به سرب داغ چندش روی لبهام
به اعدام دلم تهدید می شم

یه عمره سنگ بی احساس قانون
غرور تُرد قلبم رو شکسته
شکاف زخم شلاقای تبعیض
رو پوست نازک من نقش بسته

در و دیوار و تزئین کردن و من
تو جشن مرگ رویاها نشستم
میون جمعیت هیشکی نفهمید
کنار تو چقد تنها نشستم

پدر خوشحاله بعد از این مراسم
یه نون خور کمتره تو خونه ی ما
بساط قربونی کامل مهیاس
فقط یه "بله" مونده با یه امضا

نگاهم خیره به فانوسِ روشن …
من امشب با خدا هم قهر می شم
به روح مادرم سوگند امشب
"عروس آتشِ" این شهر می شم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام ياسر جان عالي بود داداش كارت رو خيلي دوست داشتم لايك تقديمت نگاهم خیره به فانوسِ روشن … من امشب با خدا هم قهر می شم به روح مادرم سوگند امشب "عروس آتشِ" این شهر می شم
  • در و دیوار و تزئین کردن و من تو جشن مرگ رویاها نشستم میون جمعیت هیشکی نفهمید کنار تو چقد تنها نشستم @};- باسلام خدمت شما دوست عزیز واقعا عالی بیشتر از هر چیزی که شخص منو تحت تاثیر قرار داد موضوع بود درسته که فیلم شده ولی یکی از حقیقت های تلخ جامعه ی ماست تا حالا چندین بار با کسانی روبه رو شدم که واقعا این گرفتاری رو داشتند و احساس غمی که توی وجودشون بود وقتی حرف می زندند واقعا آدم به آتش می کشه جای تاسف داره و شخصا به عنوان یه انسان و یه زن از شما به خاطر این ترانه تشکر می کنم موفق باشید @};-
    • درود تبسم خانم. کلا ازدواج مشروعیتشو از عشق میگیره و ازدواج بدون عشق نامشروع هست از نظر من. @};- @};- @};- @};- @};- @};- رفتنت آخر دنیای منه اومدی به زندگیم نفس دادی من و تنهایی باهم رفیق بودیم اومدی تنهاییم و شکس دادی @};- @};- @};- @};- ممنون از حضورتون. ترانه تونو خوندم ولذت بردم. =D>
  • سلام واقعا که شایسته ی لقب استادید :) تبریک به خاطر این همه قدرت واژه پردازی لایک
    • سلام وحید جان. ممنون عزیز. ما هنوز اول راهیم. استاد کسیه که هروقت دست به قلم بشه استادانه بنویسه. ما فعلا داریم هی سعی و خطا میکنیم تا بفهمیم کجای کاریمو درست ترین راه نوشتن کدومه. @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام جناب بهبهانی عزیز باید اعتراف کنم که تو این دو روزی که دوباره به آکادمی برگشتم یکی از بهترین ترانه ها رو خوندم و واقعاً نمیدونم بگم لذت بردم یا درد کشیدم...ترانه تون یه واقعیت تلخ و به تصویر کشید که هنوزم همه مون این صحنه ها رو مشاهده میکنیم و برامون مثل عادت شده که نباید بشه! فقط احساس میکنم بند دوم یه کم مخاطب رو از مسیر پرت میکنه،راستش نتونستم درک کنم قانون این وسط چه نقشی میتونه داشته باشه.و اگه قانون هم موافق با مسیر این ترانه بود چی میشد؟ آیا باز عروس آتشی متولد نمیشد؟ جسارت بنده رو ببخشید بازم ممنون از ترانه ی خوبتون @};- @};- @};-
    • سلام آقا امین. خیلی خوشحالم از بازگشت دوبارتون به آکادمی. از اوایل ورودم به آکادمی با ترانه های شما و نقدهاتون و نوشته هاتون آشنا هستم . خیلی جای خالیتون تو آکادمی حس میشد. در مورد قانون می دونید که تو کشورای پیشرفته قانون برای حفظ عدالت جوری نوشته میشه که جلوگیری کنه از تضییع حق اقشار ضعیف تر در برابر قوی ترها. از کودکان مراقبت میکنه که والدینشون اونها رو تنبیه بدنی نکنن. از کارگرا حمایت میکنه که کارفرماها حقشونو نخورن. از زنان دفاع میکنه که مردی جرات نکنه نگاه چپ بهشون بکنه. تبعیض علیه زنان بمرور زمان و با تلاش های خود زنان از قوانینشون حذف شد و قانون هاشون اصلاح شد. ولی ما هنوز تو قوانینمون موارد زیادی داریم که مصداق کامل تبعیض جنسیتی و زمینه ساز جرات پیدا کردن مردا برای اجبار زنان میشن. خود خانم ها و همینطور اعضای آکادمی خودمون که با جزییات قانون و تبعیض تو قوانین آشنایی بیشتری دارن می تونن تو این بحث شرکت کنن و موارد رو دقیق تر مطرح و موشکافی کنن. ممنون از حضورتون جناب شیخی. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • مجدداً سلام "یاسر جان" راستش تا حدودی با این مسائل آشنایی دارم و مسئله برام کاملاً روشن شد بازم ممنون که از تکرار ها نمینویسی @};- @};- @};- @};-
      • بااجازه چون رشته ام حقوقه مواردی وذکرمیکنم حقوق خانم ها واقایان دراسلام ظاهرا برابر اما درحقوق کشورما مثل سقف تعین مهریه تابع هیچ منبع شرعی نیس ولی بسیاری ازچیز ها مثله ارث مثل شهادت ومثل ازدواج حق بامردهاس درحقوق وقوانین شرعی که نمیخوام واردجزیات بشم اما قانون ما اذن پدربرای ازدواج دخترباکره ولازم دونسته که درنبودپدرجدپدری ودرنبودان ولی و... البته درمواردی که حق دخترداره درازدواج ضایع میشه وطرفش صلاحیت ازدواج داره وپدر بی دلیل اذن نمیده وسخت گیریه بی جا میکنه دخترمیتونه ازپدرشکایت ودادگاه اذن وبه دخترمیده برای ازدواج
      • ممنون از اطلاعات حقوقیتون کوثر خانم. @};- @};- @};- @};-
  • سلام دوست من به سمت پایان که میره بهتر میشه
  • سلام ترانتونو خوندم اما بعضی جاهاشو مفهومشو درک نکردم موفق باشین لایک13 @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • واقعا زیبا بود خیلی زیبا :-) @};- @};-
  • سلام. واقعا زیبا سرودین. من کاراتونو واقعا دوس دارم. @};- @};- @};- خیلی روون و زیبا با یه موضوع عالی هرجند تلخ لایک. کاراتونو نمیشه لایک نکرد به خدا.
    • درود خانم رضایی. غیبت غیر موجهتون زیاد شده تو آکادمی. یادتونه بحث جابجایی ارکان؟ ازون موقع تا حالا نیومدید ترانه جدید بذارید. منتظر کار جدیدتون هستیم. @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام بسیار زیبا بود کارتون موفقتر باشید @};- @};- @};-
  • درود جناب بهبهانی عزیز ترانه ی زیبایی بود وشخصا از تعابیری که توی کاراتون استفاده میکنین لذت میبرم فقط یه سوال توی ذهنم نقش بسته که حتی با سه بار خوندن ترانه تون بازهم نتونستم جواب قابل قبولی به اون بدم راوی ترانه چرا اینقدر نسبت به شوهرش و حتی زندگی نگاه تیره و منفی داره؟ بنظرم توی کارتون باید یه اشاره ای هم به دلایل این نگاه اشاره میکردین اما در کل مثل همیشه میپسندم @};-
    • درود آقای مقدم عزیز. والا برای من خود داستان و جزییاتش مهم نبود و بیشتر وزن ترانه رو دوش بند دوم بود که کلا از مظلومیت زن های وادار شده به ازدواج اجباری صحبت میکرد. این تنفر و نگاه منفی به شوهر و زندگی میتونه بخاطر عشق ناکامی باشه که مجبور به دل کندن از اون شده یا کلا ظاهر و باطن چندش آور شوهر اجباریش و یا هر قضیه دیگه. ولی ترانه مثل رمان این مجال رو نداره که همه زوایای داستان رو روشن کنه و مجبوره فقط رو گلچینی از قضایا زوم کنه و حتا برای شاعرانه تر شدن زبان ترانه بعضی قضایا رو غیر مستقیم و با ابهامو ایهام اشاره کنه مثل خودسوزی این زن که اشاره ای شده به فانوس روشن و عروس آتش شدن. ممنون از حضور همیشه سنگین و با وقارتون. @};- @};- @};- @};-
  • دست مريزاد ياسرجان عالي بود @};- @};- @};- @};-
  • لایک @};- سلام یاسر جان تو چند وقت اخیر بهترین ترانه های اجتماعی رو ازشما خوندم =D> فقط اینقدر توقع من ازت بالاست که دیگه فقط بیان مشکلات اجتماعی منو راضی نمیکنه از شمایی که اینقدر درک عمیقی نسبت به مسایل اجتماعی داری توقع دارم تو ترانه های بعدی یه راهِ حل هم ارائه بدی @};- یا حد اقل اگه میگی این بده آخرش بگی چی خوبه ترانه سرایان خوبی مثل شما و سایر عزیزان و اساتیدِ آکادمی میتونن نقش مهمی در اصلاح جامعه داشته باشن.
    • درود محسن عزیز. کلا این بحث مفصله و فک میکنم تو خانه ترانه هم یه بار مطرح شده که آیا میشه همچین وظیفه ای رو روی دوش ترانه و ترانه سرا گذاشت یا اینکه رسالت ترانه نشون دادن راه حل و ...نیست. ولی اینکه فرمودی اگر میگیم این بده آخرش بگیم چی خوبه. وقتی از بدی اجبار داریم حرف میزنیم قاعدتا متضاد اجبار رو تبلیغ میکنیم و میخوایم آزادی رو تکریم کنیم. اگه از بدی خیانت صحبت میکنیم خواه ناخواه وفاداری رو داریم تایید میکنیم و نیازی نیست مستقیما چند بند در تایید و تبلیغ وفاداری اضافه کنیم. ممنون از حضور و نظراتت محسن عزیز. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • زیبابودبه امیداینکه این موضوع دیگ هرگزتحقق نیابد!
  • ببخشید شعر قبلیمو خونده بودی کامنت هم گذاشته بودی ولی پاسخ منو نخوندی کلا پاسخ هارو ادیبانه داده بودم یه سری بزن @};-
    • درود ناهید خانم. انجام وظیفه شد. فکر نمی کنم هیچ کدوم از کامنتایی که پای کارهای بچه ها گذاشتید رو نخونده گذاشته باشم. مرسی که در جبهه های مختلف هوامو دارید @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام اقایاسر خیلی عالی بود پسندیدم وقت کردی یه سری به شعر من بزن می دونم ضعیفه ولی بدک نیست فک کنم شعر قبلیمم نخوندی من اگه دیر سر می زنم خودت می دونی مسولیته زیاده .البته دومرتبه در مدح فامیله . @};- @};- @};-
  • سلام یاسر جان اینو نفهمیدم ممنون میشم توضیح بدی:به سرب داغ چندش روی لبهام چند جا موصوف و صفت ها و مضاف و مضاف الیه هایی که استفاده میکنی بیش از حد بلند میشه که به کارت لطمه میزنه و گره گشایی که نمیکنه به اثر گره اضافه میکنه مثل:سنگ بی احساس قانون/شکاف زخم شلاقای تبعیض/غرور تُرد قلبم....به نظرم این تشبیه ها بیشتر مربوط به دهه ی 60 و 70 میشن مثل حریر دریا و ... که زیاد استفاده میشن، هرچی که زبونت روونتر باشه تشبیهاتتم بهتر و دلچسب تره و تو این کار به نظر یه نونخور کمتر شدن بهترین جای کارته چون منِ مخاطب لمسش میکنم مرگ رویاها ترکیب خوب و مستعملیه که خیلیا ازش استفاده کردن و تکرار مکرراته فرستادن دختر با نارضاییتی و به زور به خونه ی یکی که شوهرشه ادات تشبیهی با قربانی کردن نداره!نونخور کم شدن هم نمیتونه توجیهی باشه! برای رسیدن به مصراع آخر پرداخت خوبی نداشتی و به نظرم قصه رو خیلی پیش و پا افتاده جلو بردی و برای عروس آتش شدن خیره بودن به فانوس روشن کافیه؟! آوردن قسم روح مادر وقتی هیچ جای اثر رگه هایی از حضورشو حس نمیکنیم هم جالب نیست! این نظرات مخاطب همیشگیته!مخلصیم! @};-
    • درود یاسر جان. خوشحالم از برگشت فعالانه ت به آکادمی. اتفاقا نقاد تو آکادمی خیلی کم داریم و خیلی خوبه که با نگاه های سخت گیرانه و انتقادهای بی رحمانه هم پای کارهامون آشنا بشیم. استفاده کردم از نقدت. ممنون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • آقا یاسر شما استاد بنده هستی من دوست دارم سراغ کارای دم دستی نریم و کار مبتذل بیرون ندیم، اگه برای کارامون ارزش قائل بشیم مسلما وقت بیشتری روش میذاریم تو کارات همیشه جز کارای خوب اینجا بوده و خوشحالم که کاراتو میخونم اون یه مدتی هم که نبودم واسه این بود که میدیدم بین خود ترانه سراهای اینج بدسلیقگی بیداد میکنه و خیلی از کارای ضعیف مورد توجه قرار میگیرن دقیقا مثل کارای مسعود ده نمکی! واسه همین دیگه خواستم نیام! تو همین سری که آکادمی به روز شده کارایی که بیشترین لایکو خورده رو کالبد شکافی کن و ببین که چقدر ضعیفن! من مخلصتم! @};- @};- @};-
  • سلام عالیییی بود اقا یاسر لایک. @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- @};- @};- 20 @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود جناب بهبهانی ... بسیار زیباس برادر...بجز یه سرب داغ چندش روی لبهام...سرب داغ روی لب و کلمه چندش ...میدونم منظورتون رژ لبه ولی هیچ رژی داغ نیس...وشایدم برداشت من اشتباه بوده در و دیوار و تزئین کردن و من تو جشن مرگ رویاها نشستم میون جمعیت هیشکی نفهمید کنار تو چقد تنها نشستم....این بند برای من بهترین بند این اثربود و با زیبایی تمام بیان شده...آفرین
    • درود مهیا خانم عزیز. شاید اگه بجای سرب از مهر داغ استفاده میکردم بهتر بود. منظورم رژ لب نبود. بوسه های اجباری بود که باید تحمل میکرد و به ریختن سرب مذاب چندش روی لبهاش تعبیر شده. احتمالا باید ویرایش بشه این قسمت که رساتر بشه. ممنون از حضور با ارزشتون @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام یاسر جان بسیار عالی هنوزم جا داش پیاز داغشو زیادتر کنیا ;)) لایکی داداش هشتمیش ماییم @};-
  • لایک @};-
    • درود به بانوی دلشکسته @};- @};- @};-
      • :-)) :-)) :-)) =D> =D> 8->
      • گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم حافظ! ار خصم خطا گفت نگیریم بر او ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم
      • خدا این شادی رو از شما نگیره جناب رامندی
      • "دل شکستن هنر نمیباشد" =(( این جمله واستون آشنا نیست جناب؟ قبلا زیاد ازتون میشنیدم...
      • ار کجا آمده ایم به کجا می رویم؟ جواب فقط سکوت :-)) :-)) :-)) :-))
      • ما را به رخت چوب شبانی فریفته اند این گرگ سالهاست که با گله آشناست =D>
      • :-)) خوب بود مرتضی خان. اسباب خنده شدید. :-))
      • آقا یاسر این و نگید چی میگید؟؟؟ لابد میگید ورود افراد متفرقه ممنوع :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-))
  • عجب =(( شورشه عجیبی داره این ترانه چون من به عنوانه یه زن هرگز مجبور به انجامه کاری نشدم یعنی یکسی نمیتونه اینکارو بامن بکنه تحمله این حرفا تو دلم شورش بر انگیزه ممنون از این حسه جدید
    • درود مهسا خانم. تو مناطق زیادی از کشورمون هنوز این مسایل عادی هست که دختر رو به اجبار شوهر بدن. و چندش آورترین رابطه ها همین زناشویی های اجباریست که کم از تجاوز جنسی نداره. مرسی از حضورتون @};- @};- @};-
  • شما من یکی رو می کشید بلاخره ، آقا یاسر می شه -یه کم- ترانه هاتون ...- این همه- خوب نباشه ...‌؟؟؟؟؟ به عنوان اعتراض من هم از لایک کردن دست می کشم ، به جاش این شاخه گل تقدیم شما استاد @};-
    • نمی دونم چی بگم به جاش یه بار دیگه هم می خونمش .... تو امشب با تنم هم مرز می شی من از جسم خودم تبعید می شم =D> به سرب داغ چندش روی لبهام به اعدام دلم تهدید می شم :-( یه عمره سنگ بی احساس قانون غرور تُرد قلبم رو شکسته :-( =D> شکاف زخم شلاقای تبعیض رو پوست نازک من نقش بسته :-( =(( در و دیوار و تزئین کردن و من تو جشن مرگ رویاها نشستم میون جمعیت هیشکی نفهمید کنار تو چقد تنها نشستم =(( =D> پدر خوشحاله بعد از این مراسم یه نون خور کمتره تو خونه ی ما [-( بساط قربونی کامل مهیاس =D> =D> فقط یه "بله" مونده با یه امضا =D> =D> نگاهم خیره به فانوسِ روشن … من امشب با خدا هم قهر می شم =D> :< به روح مادرم سوگند امشب "عروس آتشِ" این شهر می شم @};-
    • من کجام شبیه قاتلاس علیرضا؟ ایشالا که صد سال زنده باشی و با کامنتای پر احساست دلگرمم کنی. تا حالا کامنتی با اینهمه احساس نداشتم. :-x
  • مرسی از ترانتون عالی بود یاسر جان =D> =D> =D> =D> @};-
  • خیلی زیبا بود، یاد فیلم عروس آتش خسرو سینایی افتادم. پسندیدم. =D> @};-
    • درود آقای شریفی. آره اسمش رو هم همون عروس آتش گذاشتم که یه اشاره به فانوس روشن کل منظور و ماجرا رو برسونه و نیاز به توضیح اضافه نباشه. @};- @};- @};- @};-
  • سلا عمو @};- همه چیز عالی بود خیلی زیبا همه چیز و رعایت کردین.عروس آتش ضربه خوب و جالبی بود آخر ترانه مرسی =D> =D> =D> =D> =D> =D> یه سوال تو شهر شما یه شبانه روز چند ساعته؟؟؟من که اصلان وقت نمیکنم ترانه بنویسم شما چطور زمان و مدیریت میکنی موندم :-/ :-?
  • در و دیوار و تزئین کردن و من تو جشن مرگ رویاها نشستم میون جمعیت هیشکی نفهمید کنار تو چقد تنها نشستم درود استاد بهبهاني عزيز مثه هميشه زيبا بود فقط جسارتا منظورت ر از سرب داغ چندش نفهميم لايك
    • سرب داغ چندش لبهای شوهر اجباریشه سلام اقای بهبهانی میبینم که این چند شب اخیر و مشغول تماشای فیلم عروس اتش بودینو کلی الهام گرفتید ازش بسیااااااار هم عالی لایک تقدیمت
      • درود بانو روناك عزيز البته من خيلي تخصص در ادبيات مثل شما و جناب بهبهاني ندارم منظور از اينكه شوهر هستند فهميدم ممنون از توضيحاتتون اما سرب داغ معمولا براي مهر و موم كرد و بستن چيزي به كار ميره و چندش تمفر فرد رو ميرسونه از چيزي ارتباط بين دو و تركيبشون برام ميهم بود اگه امكان داره شما بنده حقير رو روشن كنيد ممنون ميشم ازتون
      • آقای سکوت به نظر من تعبیر درستیه سرب داغ چون دیگه اون دختر رفته تو زندگی کسی که دوستش نداره و الان به اجبار باید تو زندگی اون طرف باشه و لبش مهر و موم بشه با اون چندشی که روی لبهاش احساس می کنه @};- @};- @};- @};- @};- @};- معذرت از روناک عزیزو جناب آقای بهبهانی که باز هم مداخله کردم و از این جهت نوشتم نظرمو که ببینم من درست برداشت کردم یا نه @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • درود و سپاس نیما جان. روناک عزیز و نسترن خانم خوب. شاید اگه میشد سرب مذاب رو تو وزن بگنجونم منظورمو بهتر می رسوندم. سرب مذاب برای عذاب و شکنجه استفاده میشه و چندش روی لب منظورم بوسه ها و لبهای شوهرش بود. اگه تشبیه زیاد رسا نیست عذر میخوام. @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود.عالی یاسر جان عالی.موضوع تصاویر و پرداخت بکر و عالی. =D> =D> لایک =D> از کارایی خوبی بود که امروز خوندم.از ته دل لذت بردم به خصوص پرداخت و موضوع =D> =D> =D> شاد باشی @};-
  • سلام آقای بهبهانی واقعا نمی دونم چی بگم بسیار زیبا واقعا چه جوری این همه فکر تو سرتون هست که می تونین به این شکل کلمات رو در انحصار خودتون در بیارین آفرین واقعا آفرین لایک 3 تقدیمتون =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقا یاسر @};- @};- @};- بازهم یه کار دلنشین و عااااالی ازتون خوندم @};- @};- @};- @};- میون جمعیت هیشکی نفهمید کنار تو چقد تنها نشستم =(( @};- =D>
  • هورا اول اول ;)) :"&GT; برمیگردم :-)
    • بساط قربونی کامل مهیاس فقط یه "بله" مونده با یه امضا بسیار عالی و پر محتوا سرودید جناب بهبهانی =D>
      • درود مریم خانم عزیز. چالاکی شما رو تو اول شدن پای ترانه من و دوستان دیگه تبریک میگم. تو اوج جوونی هستین دیگه. مثل ما آفتاب لب بوم نیستین. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-