مرز بی تابی
از مرز بی تابی شکایت کن
تا باز شم من رو به تقدیرت
دستاتو پل کن تا نهایت تا
رد شم بشم دوباره درگیرت
اسیر کن دستامو تو دستات
لبخند بزن ببین چه غمگینم
آرومتر قدم بزن عشقم
امروز من یه بغض سنگینم
آغوشت جون میده واسه جون دادن
تو روزایی که از خودم سیرم
اگه نباشم تو هوای تو
هر لحظه بی وقفه می میرم
از زیر آوار بی سرانجامی
بیرون بکش این روح زخمی رو
مرهم بشو رو قلب داغونم
گردن بگیر دردی که دادی رو
وقتی تو خوابی چشم بیمارم
از فکر تو بیدار می مونه
امشب یه کاری کن نمیدونم
یاد تو بد پیچیده تو خونه
آغوشت جون میده واسه جون دادن
تو روزایی که از خودم سیرم
اگه نباشم تو هوای تو
هر لحظه بی وقفه می میرم
" من کاربر جدید آکادمی هستم و این اولین پست من هستش…امیدوارم خوشتون بیاد و حسن مطلعی باشه بر ادامه ماجرا "