تبرزنِ شب طهران

تو یه کودتاگر بی رحمی / من یه شاهزاده ی دور از قصرم
تو تبرزنِ شبِ طهــرانی / من درختای ولیِّ عصرم
مث سرباز مغول می تازی / من یه جنگجوی بدون اسبم
تو تبر میزنی و رد میشی / من ولی به ریشه هام می چسبم
تو کمر بستی به نابودیم و… / کمرم از عشق تو خم میشه
شب از اینجا میگذری، فردا صبح… / از خیابون، یه درخت کم میشه
خاطراتمون زمین می افتن / رد پامونُ غبار می گیره
این خیابونا جهنم میشن / جای عشقُ انتظار می گیره
.
(هر درخت تبدیل به کاغذ میشه / کاغذا برگه ی ویزا میشن
برگه ها تو رو ازم می گیرن / مرگ تلخِ خیلی چیزا میشن)
.
خیلی چیزا ناتموم می میرن / مث رویایی که باور دارم
تو تبر می زنی و رد میشی / من نمیرم تا ترک بردارم
مرد این روزای سختم، اما… / چیُ داری قیمت چی میدی!؟
منُ زندونی عشق میذاری / خودتم مسافرِ تبعیدی…!؟
فاصله مثل قفس می مونه / واسه هر دومون قفس میسازی!؟
وقتی آسمون همش زندونه، / تو مسافرِ کدوم پروازی!؟
من یه صبح برفیِ دربندم / تو ترافیکِ سرِ آزادی
تو یه شعبون بی مخ زیبایی! / من یه شیرِ ناخوشِ مردادی
تخت جمشید رو تنم می سوزه / پای تو: اسکندرِ مقدونی!
من یه ابراهیم بی اعجازم / خشم نمرودی و می سوزونی
تو به پرواز می رسی، اما من… / مرد این روزای سخت می مونم
از ولی عصرِ لخت رد میشی / من همین جا یه درخت می مونم
.
(هر درخت تبدیل به کاغذ میشه / کاغذا برگه ی ویزا میشن
برگه ها تو رو ازم می گیرن / مرگ تلخِ خیلی چیزا میشن)
.
پ.ن:
نیمی از دغدغه ی مردم این آبادی…
درد رفتن هاست و /
نصف دیگر هم خوب!
ماندن آدمهاست…
/
رفتنت افسوس باد
ماندنم افسوس باد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: