"رقص نور"

زیباترین لذت همین گفتن از عشق توست
با واژه های سرکشی که سر به را میشن
طعم عسل میگیرن از شیرینی چشمات
از ابتذال معنیشون کلا״ جدا میشن

زیبایی احساس من مدیون این عشقه
با هر ترانه عاشقیمو قاب میگیرم
روزا تموم لحظه ها شیرینه با یادت
شب میشه دستای تو رو تو خواب میگیرم

کنج دلم مهتاب یادت نور می پاشه
هیشکی نمی دونه چه جادویی تو مهتابه
تشویش مردم از هجوم کینه و حرصه
قلب من از آرامشِ عشق تو بی تابه

خوشبختیو حس میکنم با لمس دستاتو
وقتی صدات موسیقی متن دلم میشه
همراهتم تو رقص نور و آینه و اکریل
وقتی که ابرا بوسه میبارن روی شیشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: