قول مردونه

قول مردونه
قول مردونه دادی به بچه ها
که می ری و بر می گردی یادته
حق بچه ها رو از دل فرات
می گیری و بر می گردی یادته

یادته گفتی که با مشک پر آب
نگران من نباش خودم می یام
می رم و زود بر می گردم تا غروب
اگه حتی بی علم شدم می یام

می یام و اشکا رو از روگونه ی
طفل بی تاب رباب پاک می کنم
دوباره علم به دست می گیرم و
دلشوه ی زینب و خاک می کنم

می یام و پشت سرت مثه یه مرد
با غرور سرم رو بالا می گیرم
به همه می گم که ما برادریم
من اجازش و از زهرا می گیرم

حالا چی شده که شرمنده شدی
نگران بچه های من نباش
اگه آب ریخته زمین فدا سرت
پاشو برگردیم به خیمه ها داداش

بی تو آب بی معنی تو خیمه ها
به خدا این بچه ها عمو می خوان
قول تو همیشه مردونه بوده
پاشو که به غارت خیمه می یان

اسم تو یه اعتبار برا عشق
برا احساس و واسه وفا داری
رد دستات یه مسیره تا بهشت
تو همیشه تا عبد علمداری

تـــرانه : مـرتضی رامـندی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مرتضی رامندی

شاعر و ترانه سرا دارای مدرک کارشناسی کامپیوتر ترانه را به صورت حرفه ای از کارگاه استاد کاکایی و بهروز یاسمی و امیر ارجینی و در جلسات استاد سعید بیابانکی آموخته است. morteza.ramandi@yahoo.com ramandimorteza@gmail.com