"بغضای خیس"

کدوم چرخ دنیا می لنگه همیشه؟
که این ناله ها ازجهان کم نمیشه
عجیبه که از درد روز جدایی
تن فاصله بین ما خم نمیشه

جدایی واسه من یه زخم عمیقه
شروع یه طوفان ؛ هجوم تگرگه
دلی که فراموش کنه عاشقی رو
شکستن که سهله سزاوار مرگه

قدم می زدم با تو بی چتر و هرگز
ازون بارونا سیر نمی شد دلامون
چه روزا نگشتیم ته فنجونا رو
به امید حل همه مشکلامون

ازون خاطرات قشنگ من و تو
یه دفتر ترانه واسم مونده باقی
دو خط موازی میشیم و می میریم
تو رویای لمس نقاط تلاقی

همیشه تو بارون چشام اشکی میشه
چه بغضای خیسی تو چاه گلومه
تموم جهان همیم و جداشیم
تمومم …
تمومی …
تمومیم …
تمومه……………….

از این نویسنده بیشتر بخوانید: