لبخند ماه

عهد بستم که عاشقی نکنم …. اگه حتی کسی به مـــن رو زد
ولی دل با تموم سر سختیش … پیش چشمات دوباره زانـــــو زد

وقتی دنیا با تلخ کامیهـــــــــاش … بی امون حوصله م رو سر می برد
اون دو چشم خمار عاشق کش … پـــــدر قلــــــــب مـــــن رو در آورد

میدونستی چقدر عاشقشتـم ؟… میدونستی چقــدر نازِ چشات ؟!
حاضــرم کلّ زندگیمـــــــو بدم … حتی یک قطره اشک نریزه چشات

اگه با من ستـــــــــــاره ها قهرن … تو بخند و شبامو روشـــن کن
خالی کن لحظه هامو از تشویش … آره تن پوش عشقمـــو تن کن

ساده نگذر از این همه خواستن … من به یک تکیه گاه محتاجــم
تو شبــــــــای سیـــــــاه تنهایی … من به لبخنـــد ماه محتاجــم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: