وقت خداحافظی

وقت خداحافظیه لحظه رفتن رسیده
باید برم تا انتها قصه به اخر رسیده
تموم شده قصه من قصه سر بسته من
بازم به خونش نرسید کلاغ تو قصه من
اول قصه یکی بود که اخرش دیگه نبود
رفت و منو تنها گذاشت به فکر غربتم نبود
اول قصه یادته من بودم و دلواپسی
تو بودی یه عالمه گلهای سرخ اطلسی
توی نگاه اولت عشق و وفا شعله میزد
تو اخرین نگاه تو حسرت و غصه پر میزد
دستای سرد زمون نگاهتو ازم گرفت
دستای گرم و مهربون همه چیزو ازمن گرفت
تا اخر قصه چشام به در بودن شاید بیایی
منتظرت موندم شاید با خنده هات از راه بیایی
قصه عشق من و تو تو هیچ کتابی نمیاد
مثل تموم قصه ها اونی که رفته نمیاد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: