دو قرن احساس!

مدتها قبل ترانه ای با نام" یک قرن احساس "رو تو آکادمی منتشر کردم…اون ترانه ضعف های بسیاری داشت و همون روزا بازنویسی و ویرایش کردم ولی ترانه ی ویرایش شده رو منتشر نکردم تا امروز که تصمیم گرفتم این کار رو با نام" دو قرن احساس " برای شما دوستان عزیزم منتشر کنم.
موفق باشین…

فک کن یه قرنی بعد عشق ما
بازم من و تو اوج میگیریم
اینبار نظامی راوی ماس و
ما تا هزاران سال نمیمیریم

صد سال بعد از حال این روزا
شیرین و فرهاد زمان میشیم
شاید نشه باور کنیم اما
ما حرف کل کهکشان میشیم

از ما ترانه،شعر میخونن
تنها گواه عاشقی ماییم
حالا کسی ما رو نمیشناسه
صد سال بعد،ما حرف دنیاییم

از بیخ و بن افسانه میشیم و
ما هم به این افسانه مینازیم
با اسم ما شعرا شروع میشه
ما محتوای عشقُ میسازیم

شاید نمیتونم بمونم پات
شاید نمیخوای و نمیتونی
یادت نره صد سال و خوردی بعد
پیشم میای و پام میمونی

تنها شدن پایان بازی نیست
من آخرش گیر تو می افتم
میگی نه اما من یقین دارم
حالا نگاه کن کی بهت گفتم…

"حمیدرضا زرگران پور"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: