بی راهه

خودت بی راهه رو از من گرفتی
خودت گفتی که خونه امنه برگرد
تا دستام و گرفتی باورم شد
ولی حالا همون دستا ردم کرد

می خوام بغضم تو سینه جا بمونه
می خوام تکلیف این حس و بدونم
خودت تعریف کن این ماجرا رو
تحمل می کنم شاید بتونم

شاید بازم دوباره باورم شه
یا اینکه رو غرورم پا بذارم
یا اینکه بین تردید و حقیقت
ندونسته دوباره کم بیارم

هنوز حرفات می پیچه توی گوشم
هنوزم خاطراتت پیش رومه
من هرشب کابوس رفتن می بینم
ولی چشمات می گن خوابت آرومه

خودت باعث ای وابستگیمی
تو این روزای بی احساس و دلسرد
من عادت کرده بودم بی تو باشم
خودت گفتی که خونه امنه برگرد

تـــرانه : مـرتضی رامـندی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مرتضی رامندی

شاعر و ترانه سرا دارای مدرک کارشناسی کامپیوتر ترانه را به صورت حرفه ای از کارگاه استاد کاکایی و بهروز یاسمی و امیر ارجینی و در جلسات استاد سعید بیابانکی آموخته است. morteza.ramandi@yahoo.com ramandimorteza@gmail.com