بی خبر

وقتی رسیدم نبودی
تو بی خبر رفته بودی
چشام موندن خیره به در
به رد پای پشت سر

دیر رسیدم قسمت نشد بهت بگم دوست دارم
دستتاتو من بگیرمو سر روی شونه ات بذارم
گرمی رد پای تو مونده هنوز رو قلب من
سیاهی چشای تو مونده تو خاطرات من
کاش میتونستم یه دفعه فقط یه بار صدات کنم
سر بذارم رو شونتو با بوسه هات وداع کنم

وقتی رسیدم نبودی
توبی خبر رفته بودی
چشام موندن خیره به در
به رد پای پشت سر

طاقت ندارن ببینن رفتنتو چشمای من
اخه شده عادتشون که تو بیایی پیش من
وقتی بهونه میگیرن از من نگاهای تورو
چی بهشون بگم اخه دلواپسن برای تو
وقتی می بارن اشکاشون تو لحظه های انتظار
چطور بگم که رفتی و دیگه نمیرسه بهار

وقتی رسیدم نبودی
توبی خبر رفته بودی
چشام موندن خیره به در
به رد پای پشت سر

سهم من از دنیا اگه فقط یه ارزو باشه
اگه یه حاجت بکنم بخوام که زود ادا بشه
اگه یه ارزو بشه من بکنم پیش خدا
فقط میخوام که بمیرم لحظه ای که شدیم جدا

از این نویسنده بیشتر بخوانید: