اینجا زمینه

اینجا زمینه ، قتلگاه عشق
سیاره ای که خاکش از درده
باور نکن این گرمی و نورو
جنگ، این جهانو شعله ور کرده

اینجا تفاوت رنگ آدمهاست
از خوی انسانی نشونی نیست
حتی پرنده باشی ، این روزا
واسه پریدن آسمونی نیست

لعنت به تو حوا که من باید
تبعید این زندان خاکی شم
تو میوه ی ممنوعه رو خوردی
من باید اینجا ، در به در باشم

لعنت به آدم ، عشقبازی هاش
که حاصلش ، هابیل و قابیله
نفرین به آدمهای بعد از اون
که پُر شدن از نفرت و حیله

شاید خدا زمینو یادش رفت
سیاره ای که غرق در خونه
دنیایی که خالیه از احساس
تا آخرش تاریک می مونه

سمیرا اکبرزاده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: