از زندگی خسته شدم

مخاطبِ همیشگی
ای مثلِ جاده های خیس
شریکِ بی کسیِ من
خودکارو بردار بِنِویس

یه صندلی، یه متر طناب
میخام رها شم از خودم
خودکارو بردار بنویس
از زندگی خسته شدم

خودکارو بردار بنویس
از صخره ی رو دوشِ من
از قلبِ پر شکسته و
خستگیِ آغوشِ من

من از زمین خسته شدم
از آسِمونِ پیشِ رو
از لبِ سرخِ مرگ میخام
فقط یه بوسِ کوچولو

دور و برم دیواره و
شکسته مشتِ پنجره
مخاطبِ همیشگی
"زیبای پشتِ پنجره"

خودکارو بردار بنویس
یه مثنویِ خستگی
خودکارو بردار خط بکش
رو صفحه های زندگی

مخاطبِ همیشگی
ای مثلِ جاده های خیس
شریکِ بی کسیِ من
خودکارو بردار بِنِویس

یه صندلی، یه متر طناب
میخام رها شم از خودم
خودکارو بردار بنویس
از زندگی خسته شدم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: