اتفاق نو

چن روزه آسمون یه رنگ دیگست
چن روزه دریا دیگه کولاک نیست
غرق سکوته هرچی نزدیکمه
آینه مث گذشته ها پاک نیست

دستو دلم چن روزه پا نمیدن
دوباره از حس تو دیوونه شم
گمونم این روزا قراره بی تو
غرق یه تنهایی مردونه شم

هر دفه عکساتو ورق می زنم
که خاطرم باشه چقد می خوامت
اما یه چن روزه که گم می کنم
حسیو که خودم زدم به نامت

سر اومده حوصله ی دل من
آتیش این عشق فرو نشسته
این روزا دست به هر دری می زنم
حبس می شم پشت درای بسته

سخته ولی به خواهشم گوش کن
باید یه مدت از دلم رد بشی
شاید دوباره بیـــــــقرارم کنی
اگه توهم مثل خودم بد بشی

بایــد یه اتفــاق نو بیفته
چیزی شبیه حس سال تازه
باید بذاریم مث روزای قبل
عشق بیاد و زندگی بسازه

من نگران آخرش نیستم
عشق همیشه تو یه اتفاقه
بذار دوباره تو دلت بیفته
فاصله مرز ترس و اشتیاقه…………………………………………………………………………………………………………

از این نویسنده بیشتر بخوانید: