تو یادم دادی که می شه

سکوتِ لحظه ی رفتن
به من غم داد و ( دا..دُ ) ماتم داد
ولی یادت هنوزم هست
نترسیدم!! نجاتم داد

برای بودن و موندن
تو جزئی از تنم بودی
به وقتِ رفتن و دوری
تو محو ِدیدنم بودی

صدایِ گرمِ احساسیت
پناهِ هرشبِ گوشم
تنِ زیبایِ پر مهرت
لباسِ گرمِ آغوشم

—تو یادم دادی، که میشه
با این شعرا، یه کاسِت* ساخت
با این عکسا، که می گیرم
میشه، یه فیلمِ صامِت ساخت—-

تمومه خواهشم اینه
که یادت مال من باشه
نمیذارم تو که باشی
کسی تو قلب من جا شه

تو خورشیدِ زمینی و
منم ،بذرِ تو گلدونم
نگاهِ آسمونیتِ
نیازم، راحتِ جونم

هنوزم میشه تا ساحل
موج موهاتو شنا کرد
نمی ترسم من از دریا
که گیسوتو یهو وا کرد

—تو یادم دادی که می شه
با تلسکوپ ماهو رد کرد
تو یِ گیسو** هم که باشی
میشه چشماتو رَسَد کرد—-

—————————————————
*:نوار کاسِت
**: گیسو یکی از ۸۸صورت فلکی امروزی هست، که نشان دهنده ی گیسوی ملکه مصر،یعنی برنیکه دوم می باشد.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام حال و هوای خاصی داشت دوست داشتم ترانه رو ممنون علیرضا جان @};- می پسندم @};-
  • کاش دو قسمت پایانی ترانه رو نمی نوشتی به بقیه ی اثر نمیاد موفق باشی
  • مرسی علیرضا =D> =D> =D>
    • سلام جناب بهبهانی عزیز. :-) باور کنید بسیار خوشحالم که اینجا حضور دارید و ترانه من رو خوندین،این باعث افتخار منه.من عاشق کاراتون هستم و همیشه سعی کردم یاد بگیرم ازشون.لطف کردید استاد. @};- @};-
  • —تو یادم دادی، که میشه با این شعرا، یه کاسِت* ساخت با این عکسا، که می گیرم میشه، یه فیلمِ صامِت ساخت—- مرسی زیباست @};-
  • سلام علیرضای عزیز کار زیبایی بود...آفرین... =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام ... شما در مسیر پیشرفت هستید ... این کاملن مشخصه / براتون آرزوی موفقیت دارم @};-
  • جناب سرمديان ، ترانه زيبايي بود از بكار بردن بعضي واژه هاي جديد در شعرتون لذت بردم . ممنون @};-
  • @};- @};- @};-
  • سلام علیرضا خان. زیبا بود. اگه یه تقسیم بندی نادرست بکنیم و همه بیت ها رو جدا ارزیابی کنیم. بیت های بسیار زیبا در کنار یه بیت های معمولی به چشم می خورن اما بیتهای زیبای تو از نظر من همه ترانتو خریده. موفق باشی دادا
  • سلام کارتون زیبا بود لایک @};- @};-
  • سلام آقای سرمدیان ترانتونو خوندم واقعا زیبا بود موفق باشین لایک8 تقدیمتون =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقای سرمدیان استارت کار خوب بود/ تو محو دیدنم بودی/کسی که داره از شما جدا میشه چه طور میشه محو دیدنتون باشه. پناه هر شب گوشم /این قافیه رو زیاد باهاش موافق نبودم./ مصرع با این شعرا یه کاست ساخت/این قسمت برام دور از ذهن بود چون شعر از جنس خیال و احساس و تکنیکِ نیازم راحت جونم /این مصرع رو متوجه نشدم. قسمتهایی که از وزن خارج شدی رو دوستان بهش اشاره کردن. رسد=رصد اگه چهار مصرع بالا حذف میشد موضوع یکدست تر میشد. ممنون از دعوتت برات بهترینها رو آرزو دارم @};- @};- @};-
    • سلام آقای عباسی عزیز :-) بسیار بسیار ممنون از حضورت و بیش از همه ممنون از نقد خوبت. به وقتِ رفتن و دوری تو محو دیدنم بودی/ با توجه به مصرع بالایی،قصد داشتم تصویر سازی کنم که لحظه ی رفتن تو داشتی بهم نگاه می کردی.این اتفاق زیاد رخ می ده،واسه خودم که تا حالا اتفاق افتاده :-) پناه هر شب گوشم/ قافیه توی این مصرع سالم هست، اما خب سلیقه ی شما قابل احترام هست و باعث می شه من به دیدگاه شما هم فک کنم و تلاش بیشتری داشته باشم. مصرع با این شعرا یه کاست ساخت/ راستشو بخوای قبل از اینکه ترانه رو منتشر کنم خیلی به این مصرع فک کردم و خیلی خیلی با نظر شما موافق بودم اما با نظر سنجی از دوستام سرانجام تصمیم گرفتم که به خاطر اینکه به هر حال شعر و موزیک به کاست مربوط می شه و چون یه جورایی جالب بود،بدون تغییر بمونه. تو خورشیدِ زمینی و منم ،بذرِ تو گلدونم نگاهِ آسمونیتِ نیازم، راحتِ جونم/ با توجه به این بند،من معشوق رو به خورشید تشبیه کردم و خودم رو به بذری که توی گلدون هست،همینطور که می دونیم،بذر به نور خورشید احتیاج داره برای رشد کردن.پس به موازات اون ،منم به نگاه خورشید زندگیم احتیاج دارم ،پس منظورم:نگاه آسمونی تو واسم یک نیاز هست و گرمی اون باعث آرامش جسم و جونم می شه. با عرض معذرت و یکم خجالت بله موافقم ،رصد، درسته و اصلا دوس ندارم غلط املایی داشته باشم.ممنون که بهم گفتی دوست خوبم. @};- :-) ازینکه وقتتو در اختیارم گذاشتی سپاس گذارم. :-)
  • درود کار احساسی خوبی بود فقط جسارتا یکم طولانی بود ترانه کوتاهتر باشه بهتره @};- @};-
  • سلام دوست محترم ترانه ی خوبی بود ولی بعضی مصراع ها از وزن خارج بود مثل ( موج موهاتو شنا کرد ) احساس زیبایی داشت ..برقرار باشید
    • سلام :-) @};- سلام استاد عزیز،ممنون از حضرتون،باعث افتخارمه :-) همینطور که توضیح دادم،موافقم با نظر شما و دوستان،سعی می کنم روی این بند یه ویرایش اساسی داشته باشم.ممنون از توجهتون.
      • علیرضا جان ترانه قشنگی بود لذت بردم @};- @};- @};-
      • ممنون از حضورتون خانم سلیمانی عزیز، :-) @};- @};-
  • سلام صدایِ گرمِ احساسیت پناهِ هرشبِ گوشم تنِ زیبایِ پر مهرت لباسِ گرمِ آغوشم با احساسبود و زیبا آفرین. =D> @};- @};- @};- ایشالا ارشد تهران قبول بشی :-) @};-
  • @};- @};- @};- =D> =D> =D>
  • سلام ..ترانه تون زیبایی و روونی رو در دست کم هفتاد درصد از روایت کارتون داشت .. اون سی درصد بخشی ش از نظر شخص من ..که البته نظر و نقد علمی و اصولی قطعا" نمیتونه باشه و بیشتر جنبه ی سلیقه ی خودم هست ..که خودمونی و بی تعارف عرض میشه ..برمیگرده به یه ناهمگونی در بافت خیال و اندیشه که از یک فضای رمانتیک ِ معیار در بعضی ابیات ..کلام منتقل میشه به یک گفتار رمانتیک ِ فانتزی ..که اجزای خیالش ..اونچنان که بافت ِ باقی ترانه .. ملموس ذهن و معتاد ِ درک است . نیست. فکر میکنم توضیحاتی که پایین صفحه فرمودین..موید ِ این برداشت ِ من بتونه باشه. ازنظر من بافت خیالی یک اثر تا حد ممکن باید همگون یا در حد اعلای تناسب باشند ..که به نظرم اینجا تا حدی مصدوم کرده کلامو از جهت ِ درک ِ در لحظه و حظ ِ آنی از دریافت تعبیرات. شاید هم خیر..سلیقه ی شخصی من است ودر دید دیگران چنین نباشد. به هرحال قبول کنید هم شما هم دوستان ..که ما سواد نقد رو نداریم به اون ترتیب که شما انتظارش رو دارید. چیزی از باب اطاعت امر و شرط ادب از اونچه ازمون درخواست شد انجام دادیم ..همین. بیشتر لذت بردیم ..برای همین هم اومدیم. بقیه رو دیگه جدی نگیرید. موفق و شاد باشید . بسیار هم پیشرفتتون محسوس است ..آفرین. =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • با سلام و درود فراوان خدمت شما بانوی بزرگوار من به قلم شما استاد عزیز و دانش شما ایمان کامل دارم و در ابتدا باید ازتون تشکر کنم که با در خواست من موافقت کردید. مطمئن باشید من تک تک حرفای شما رو چندین و چند بار می خونم حتی نظرات پای ترانه هاتونو و و تمام ترانه هاتونو کامل خوندم،چون معتقدم باید یاد گرفت و آموخت و از آموخته ها با استفاده از ذوق و استعداد درونی به ایجاد یک اثر بی نقص اقدام نمود.با توجه به اینکه کار من تا رسیدن به یک سطح مطلوب،خیلی فاصله داره،پس واسه سرعت دادن به اون،به نظرات و پیشنهادات شما احتیاج دارم. در مورد نظر شما برداشت من اینه که بهتره زبان و تعبیرات شعر به گونه ای باشه که خواننده درکِ سریعتر و راحت تری داشته باشه و همچنین وابستگیِ بند ها به هم بهتر باشه،چشم،بیشتر تحقیق خواهم کرد.:-) @};-
  • سلام ..ترانه تون زیبایی و روونی رو در دست کم هفتاد درصد از روایت کارتون داشت .. اون سی درصد بخشی ش از نظر شخص من ..که البته نظر و نقد علمی و اصولی قطعا" نمیتونه باشه و بیشتر جنبه ی سلیقه ی خودم هست ..که خودمونی و بی تعارف عرض میشه ..برمیگرده به یه ناهمگونی در بافت خیال و اندیشه که از یک فضای رمانتیک ِ معیار در بعضی ابیات ..کلام منتقل میشه به یک گفتار رمانتیک ِ فانتزی ..که اجزای خیالش ..اونچنان که بافت ِ باقی ترانه .. ملموس ذهن و معتاد ِ درک است . نیست. فکر میکنم توضیحاتی که پایین صفحه فرمودین..موید ِ این برداشت ِ من بتونه باشه. ازنظر من بافت خیالی یک اثر تا حد ممکن باید همگون با در حد اعلای تناسب باشند ..که به نظرم اینجا تا حدی مصدوم کرده کلامو از جهت ِ درک ِ در لحظه و حظ ِ آنی از دریافت تعبیرات. شاید هم خیر..سلیقه ی شخصی من است ودر دید دیگران چنین نباشد. به هرحال قبول کنید هم شما هم دوستان ..که ما سواد نقد رو نداریم به اون ترتیب که شما انتظارش رو دارید. چیزی از باب اطاعت امر و شرط ادب از اونچه ازمون درخواست شد انجام دادیم ..همین. بیشتر لذت بردیم ..برای همین هم اومدیم. بقیه رو دیگه جدی نگیرید. موفق و شاد باشید . بسیار هم پیشرفتتون محسوس است ..آفرین. =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • زیبا بود علیرضا جان تبریک @};- @};-
  • تمومه خواهشم اینه که یادت مال من باشه نمیذارم تو که باشی کسی تو قلب من جا شه =D> =D> =D> =D> دوست عزیز زیبا بود
    • :-) @};- علی جان بسیار بسیار ممنونم از حضورت،نظر لطفته،من کاراتو خوندم و ازشون بسیار لذت بردم،امید وارم بتونم ازت یاد بگیرم داداش.
      • عزیزم من خودم شاگردم و دانش اموز مسلما تو آکادمی استاد زیاده که ازش یاد بگیری :-x :-x :-x
      • شکست نفسی میکنه این داداشم کاراشوبخون چیزای زیادی دست گیرتون میشه جناب سرمدیان @};- @};-
  • سلام عليرضا جان كار خوب و زيبايي بود مرسي =D> =D> =D> =D>
  • پیشرفتت عالیه افرین خیلی قشنگ بود موفق باشی لایک3 @};- @};-
  • زیبا بود @};- @};- @};- پسندیدم @};- @};- @};-
  • آهاااان... ببخش ... مثل اینکه این بندا قراره ترجیع بند باشه ؟؟؟!!! اگه اینطوره که جاگذاریش صحیح نیست. البته من هنوز مطمئن نیستما @};-
    • سلام، :-) ، @};- بسیار بسیار از حضورتون متشکرم و از توجهتون متشکرم. در رابطه با بندِ ــتو یادم دادی که می شه با تلسکوپ ماهو رد کرد تو یِ گیسو** هم که باشی میشه چشماتو رَسَد کردــ همینطور که توضیح دادم،موافقم که ساختار وزنش با کل شعر متفاوته و به عنوان ترجیع بند در نظر گرفته بودم،اما دو مورد جا گذاریش از محدوده دانش من خارج هست،حتما تحقیق خواهم کرد.ممنون ازینکه بهش اشاره کردید اما در مورد بندِ --هنوزم میشه تا ساحل موج موهاتو شنا کرد نمی ترسم من از دریا که گیسوتو یهو وا کرد-- با رعایت اختیار اشباع و یه کوچولو چشم پوشی از -موج- در مصرع دوم،یعنی باید به صورت -مُج- خونده بشه!! :-S ،وزن مفاعیلن مفاعیلن کاملا رعایت شده. :-) البته باز هم خوشحال می شم که راهنماییم کنید به هر حال شما استادین و پر از تجربه خانم عباس زاده عزیز. خوشحالم که شما و دوستان آکادمی هستید،چون توی شیراز بر خلافِ انتظار که باید شهر شعر و ادب باشه هیچ کی نیست که ما ازش ترانه یاد بگیریم. :-( دعام کنید تهران قبول شم. :-)
  • ترانه زیبایی بود. خوب شروع کردی و خوب هم ادامه دادی اما توی دو بند آخر از وزن خارج شدی هنوزم میشه تا ساحل موج موهاتو شنا کرد نمی ترسم من از دریا که گیسوتو یهو وا کرد تو یادم دادی که می شه با تلسکوپ ماهو رد کرد تو یِ گیسو** هم که باشی میشه چشماتو رَسَد کرد این دو بندو ویرایش کنی ترانه خوبی میشه . :-) @};-
  • سلام علیرضای گل کار خوبی بود و به نظرم بهتر از کارای قبلیت بود فقط دو بند پایانی کارت به روونی بندهای قبلیت نیست عزیزم. لایک @};-
    • سلام سامان جان :-) ،صفا آوُردی کاکُو @};- ،اگه منظورت —تو یادم دادی که می شه با تلسکوپ ماهو رد کرد تو یِ گیسو** هم که باشی میشه چشماتو رَسَد کرد—- هست، باید بگم که این قسمت و —تو یادم دادی، که میشه با این شعرا، یه کاسِت* ساخت با این عکسا، که می گیرم میشه، یه فیلمِ صامِت ساخت—- رو یه جورایی به عنوان ترجیع بند در نطر گرفتم که هر کدومش بهتر بود رو انتخاب کنم اما از نظر معنایی دو تا شو دوس داشتم واسه همین گذاشتم. واسه روون نبودنشم احتمالا به دلیل این هست که ساختار وزنیش یکم متفاوت هست چون وزن کلی ترانم مفاعیلن مفاعیلن هست ولی توی بند آخر اینطور نیست.فک کنم واسه بهتر شدن اگه همون بند قبلیو به عنوان ترجیع بند در نظر بگیرم دیگه مشکل بر طرف شه.سامان حضورت باعث افتخارمه. @};-
      • منظورم از بند قبلی —تو یادم دادی، که میشه با این شعرا، یه کاسِت* ساخت با این عکسا، که می گیرم میشه، یه فیلمِ صامِت ساخت—- و حذف بند آخر