عدم شناخت اصول اولیه ( قافیه )

یکی از مهم ترین مشکلات ترانه ی ما عدم شناخت اصول اولیه است.

فلان پسر یا دختر جوان ادّعا می کند که ترانه فرزند موسیقی است و نباید وزن و قافیه

را فرا گرفت و یادش می رود که حتی «شهیار قنبری» نیز صدها تجربه ی موفق در

ترانه با استفاده از بکرترین قوافی و وزن ها داشت و بعد به سراغ تجربه های تازه و

شکستن ها رفت.

این گروه یادشان می رود که حتی در خارج از کشور و ترانه ی غیرفارسی هم استفاده

از قافیه های زیبا وقوی حتی در موسیقی راک کاربردهای بسیاری دارد.

یادشان می رود که مخاطب عام با وجود نشناختن قافیه اما ازترانه هایی استقبال می کند

که در آنها قافیه حضور چشمگیری دارد و اتفاقا در به کارگیری قوافی، بدعت و

تازگی به چشم می خورد.

نمی خواهم وارد جزئیات شوم اما

ایراد قافیه در آثار این دوستان جوان چند مرحله دارد:

۱) گاهی ترانه سرا در همان مرحله ی اول اصلا قافیه را نمی شناسد و به کار نمی برد!!

۲) گاهی تنها از ردیف استفاده می شود و مثلا ترانه سرایی « تنها می روم »

را با « با تو می روم » قافیه می کند!!

۳) گاهی قوافی غلط به کار رفته تنها شکل ظاهری مشابه دارند اما حتی یک حرف

مشترک ندارند.

مثلا « گریه » و « خنده »! که مشخصا آن ه انتهایی صدای کسره است و دو کلمه

هیچ حرف مشترکی ندارند!

۴) گاهی حروف مشابهی هم هست اما برای قافیه بودن کافی نیست مثلا «گریه» و «تکیه»

که در واقع «گری ِ» و «تکی ِ» هستند و به دلیل تفاوت حرف مابین مصوت و روی قافیه

نمی شوند.

اما مثلا « دنده » و « خنده » قافیه می شوند چون در « دند ِ» و « خند ِ » به جز حرف

روی « د » حرف « ن » هم یکسان به کار رفته است.

البته به نفع محتوا و در صورت به کارگیری ردیف و جبران موسیقی از دست رفته

گاهی می شود این اشکال را مورد اغماض قرار دارد.

۵) گاهی شاعر عزیز حروف جمع یا الحاقی را یکسان می گیرد و یادش می رود

که این حروف در دو کلمه معنای یکسان دارند و جزء ردیف محسوب می شوند.

مثلا « دستات » و « چشمات » که در واقع « دست و چشم + هات » هستند که می بینیم

هیچ حرف مشترکی ندارند.

یا مثلا « می زنم » و « می برم » که در واقع « می زن و می بر + م » هستند و

هیچ حرف مشترکی ندارند.

۶) گاهی مشکل کمی علمی تر است مثلا ترانه سرا می بیند « زانو » و « یارو »

قافیه می شوند وبه همین شکل با یکسان گرفتن مصوت بلند، « شادی » و « بازی »

را قافیه می کند.

اما بعضی از ترانه سرایان از این موضوع بی خبرند که « مصوت بلند ای » نمی تواند

به تنهایی ایجاد قافیه کند ودر حکم مصوت کوتاه است.

چون هم کشیدگی بسیار کمتری نسبت به « ا » و « او » دارد هم اینکه اکثر « ای » ها در

انتهای کلمه نوعی پسوند یاحروف الحاقی محسوب می شوند.

۷) گاهی قافیه از لحاظ علم قافیه درست است اما ترانه سرا یادش می رود که اینجا

وارد بخش موسیقی هم شده است و مثلا کلمه ی « شدّت » و « زحمت » شاید از

لحاظ قافیه ای درست باشند اما موسیقی مناسب را (حداقل بدون ردیف) برای بکارگیری

در جایگاه قافیه ندارند.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

مطالب پیشنهادی