غریبه ی تو کوچه ها

غریبه ی تو کوچه ها
میخوای کجا بری؟ بگو
تنهاتر از تنهاییام
مردِ بدونِ آرزو

تو پالتوی خاکستریت
روی پیاده رو میری
پاتو روی زمینِ سرد
میکشی و جلو میری

غریبه ی تو کوچه ها
تو از منم خسته تری
سمتِ یه شهرِ بی نشون
داری خودت رو میبری

تو مشتِ بستت، زندگی
یه ذره هم انگار نیست
ترکیبِ مرد و فلسفه
چیزی به جز سیگار نیست

غریبه ی تو کوچه ها
تو مثلِ من، شکلِ منی
تو سمفونیِ سرفه هات
آروم داری میشکنی

تنهاتر از تنهاییام
مردِ بدونِ آرزو
غریبه ی تو کوچه ها
میخوای کجا بری؟ بگو…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: