حالا که من عاشق شدم

برق نگات منو گرفت

از رو زمین که پرت شدم

سرم به آسمون که خورد

عاشق شدم

عاشق شدم

انگار یه فصل تازه بود

فصلی که هیچ رنگی نداشت

یه فصل پنجم از هزار

زمستونای سرد و گرم

تابستونای یخ و داغ

بهارای خزونی و

خزونای همش بهار

دیگه باید برن کنار

حالا که من عاشق شدم

عاشقی رو بلد شدم

تو اوج آسمون عشق

میشم پرنده می پرم

تا نزدیک عرش خدا

عطر نگاتو می برم

حالا که من عاشق شدم

عاشقی رو بلد شدم

قد تموم کهکشون

دور نگات میگردم و

اسم تو رو حک میکنم

روی تن ستاره ها

عشق تو رو جار میزنم

با همه ی ناقاره ها

حالا که من عاشق شدم

حالا که من عاشق شدم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: