عکسای تا خورده

((عکسای تا خورده))
ابری که بارونش بهاری بود
موجی که از موندن فراری بود
برگی که با پاییز می جنگید
بادی که ذاتش بی قراری بود

غمگین ترین حالم رو می فهمید
با خنده قلبم رو جلا می داد
دردای پنهونیمو حس می کرد
با مرهم حرفاش شفا می داد

توو خلوتم حس می کنم گاهی
لحن صمیمیشو توی گوشم
وقتی که می خوابم هنوز انگار
شکل تنش مونده توو آغوشم

هر شب غم از یاد بردن رو
با واژه ی هرگز می پوشونم
رو طرح اندامش حریری از
گلبوسه ی قرمز می پوشونم

هرچند اسمش روو کس دیگست
با اینکه دستاش سهم دستم نیست
چیزی بجز عکسای تاخوردش
تسکین این قلب شکستم نیست

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درود بر شما یاسر عزیز. تصویر سازیه کارت فوق العاده بود @};- @};- @};- =D>
    • مرسی امیر عزیز. ممنون از نظر لطفت. باز از یلدا: سرما زبون فصل چشماته با لهجه ی پاییز میخندی تا دستمُ سمتِ تو میگیرم تو چشمهاتُ باز میبندی سرگرم میشم با خودم بی تو تنهاییامُ قاب میگیرم حالِ من از این بدترم بوده این چندمین باره که میمیرم جز فال چشمای سیاه تو باور نکردم هیچ فالی رو فنجونُ برگردون، نگیر از من خوشبختیای احتمالی رو با شعله ی عکسات میسوزم رو استخونم برف میشینه کی جز منِ دیوونه ی عاشق یک عمرُ پای حرف میشینه؟! از یاد بردم طعم لبخندُ من خاطراتم حیف ! محدوده تا خاطرم هست توی این خونه تنهایی تنها همدمم بوده تو فال چشمای سیاه تو دیدم جواب هر سوالی رو فنجونُ برگردون.. نگیر از من خوشبختیای احتمالی رو @};- @};- @};-
  • لایک @};-
    • ممنون از حضورتون لاله خانم. باز هم از یلدا خانم: نزدیک تر میبینمت حالا که دوری تکرار ِ حسرت پشتِ حسرت در وجودم حسرت برای لحظه هایی که نبودی حسرت برای لحظه هایی که نبودم این فاصله تقصیر من ، تو یا کسی نیست فرقِ من و تو از زمین تا ناکجا بود تو هیچوقت آسون به هیشکی دل ندادی من زود می مردم برای هر کسی.. زود! فرق من و تو از زمین تا آسمونه از" بی تفاوت" بودنت تا "بی قراریم" بینِ من و تو یک تفاهم بیشتر نیست: هر دو پذیرفتیم با هم فرق داریم! من اشتباهاتِ قشنگُ دوست دارم باز اشتباه میگیرمت با یه فرشته داری دوباره خط به خط الهام میشی جای تمامِ آیه های نانوشته
  • سلام.من تازه عضو آکادمی ترانه شدم.ترانه دل نشینی بود.چون با خوندن ترانه هاتون متوجه شدم توانایی زیادی در ترانه سرایی دارین سعی میکنم بی رحمانه تر نقد کنم.به نظر من وقتی یه ترانه بسیار قوی شروع میشه مسئولیت و حساسیت شاعر برای ادامه ترانه باید خیلی بیشتر شه.چهار مصراع اول ترانه خیلی خوب بود.ولی بقیه ابیات به قدرت و استحکام چهار مصراع اول نبود.در ضمن تناسب موضوعی زیادی بین دو بیت اول و بقیه ابیات نبود.به نظر من یکی از مهم ترین ویزگی های این ترانه تازگی و پرهیز از کلیشه شدن ابیات بود. برگی که با پاییز میجنگید =D> @};-
    • خیِِــــــــــــلی بی رحمانه بود ;)) @};-
    • سلام آقا محسن. ممنون از لطفتون و نقد آگاهانه تون. درست می فرمایید. شروع قوی ادامه قوی رو هم می طلبه. من هم تا اونجا که قدرت ادبی و فکر و قریحه خودم یاری کرد سعی کردم قوی ادامه بدم. اگه موفق نشده به قدرت بند اول بشه بخاطر کم تجربگی من هست تو ترانه سرایی. کل ترانه های من به بیست تا نمی رسن در حالیکه مثلا ایمان جمشید پور از بچه های همین سایت بیش از دویست ترانه زیبا سروده. خوشحال میشم اگه خواننده و منتقد بقیه کارهای قبلیم هم باشید. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- واما سهم شما از نذری امروز. مجبور شدیم یه آشپز جدید بیاریم که اگه باز هم مهمون اومد برامون شرمندشون نشیم. اسمشون یلدا هست و فامیلشون انگالی. ببینید چقد دوس داشتنیه این دختر و ترانه هاش: تکیه گاهی که عاشقش بودم مثل آوار ریخت روی سرم عشق من یاد داد بعد از این گریه هامُ به بالشم ببرم دست من نیست .. یاد رویاهام خوابُ از من هنوز می دزده اشک هرکیُ پاک کردی بدون خنده هاتُ یه روز می دزده من که قبل از تمومِ رویاهام خنده های تو انتخابم بود از تو نزدیکتر به من شاید آینه های اتاق خوابم بود خونه مونُ خراب کردی ولی دلمُ هیچکس نمیبینه بعضی چیزا شکستنی ترن از پنجره... قاب عکس .. آیینه منُ هر سمتی با خودت بُردی بعد تو اعتماد ممکن نیست تو به من یاد دادی آرامش توی آغوش باد ممکن نیست یادِ کاری که با دلم کردی... آرزوهای رفته بر بادم.. من هنوزم امیدوارم به اینکه یک روز میری از یادم منُ زنده به گور کردی یه شب زیر ویرونه های این خونه تا مبادا کسی بفهمه که تو... نه عزیزم! کسی نمیدونه @};- @};- @};-
      • ممنون از این همه تواضع و ادب و صبر در برابر نقدِ منتقدی که تازه عضو آکادمی ترانه شده و تا به حال هیچ اثری از خودش ارائه نداده که مشخص شه واقعا صلاحیتِ نقدِ ترانه ای که همه ازش تعریف میکنن رو داره یا نه. @};- @};- @};- من تو این دو سه روز از شما وبعضی دوستانتون خیلی چیزا یاد گرفتم. @};-
      • @};- @};- @};- :-x
  • زیبا بود @};-
    • وای خانم جمشیدی شما آخرین نفر بودید ترانه هامون تموم شدن. چیکار کنم حالا که شرمندتون نشم؟؟؟؟؟ اشکال نداره میگم الان یه دونه سفارشی مخصوص خودتون بیارن. همین الان از تنور ذهن خودم دراومده. نوش جونتون: سکه سکه تنت فروخته شد تو به تعداد سکه می نازی تکه تکه دلم شکسته شد و منو یاد گذشته میندازی یاد بوسه به نقطه نقطه ی تو پشت چشم و رو گوش و زیر گلو … سیب چنده؟ مظنه دستت هست؟ چند وقته رسیده فصل هلو؟؟؟ پدرت تاجری رو یادت داد پدر من معلمی ساده س روح من از حریر و ابریشم قلب تو جنس سنگ و سمباده س درس "خوبی " واسه تو سخته گلم "بد شدن" رو به من تو یاد بده خاطراتت رو از دلم بردار عشق مجانی و به باد بده سکه سکه فروختی تنتو "بله" رو با طلا عوض کردی نوش جونت یه شاخه خرما که بی خبر با خدا عوض کردی *** شوهرت رو به سادگی نفروش ورشکستش نکن مث دل من دست کم تووو همین تجارتتون صادق و ساده باش ؛ خوشکل من @};- @};- @};-
      • عجب تنور داغی ;)) عمو هرچی ترانه تایید نشده داری بزار پای کامنتا.چه کلک خوبی یادمون دادی.اگه به آقا مدیر نگفتم :-)) حالا جدی داری پیشرفت میکنی بدجور :-) وایسا ما هم بیایم =D> @};-
      • خاله صداشو در نیار. مدیر فعلا درگیر چاپ کتابه و انتخاب دوره ای کاربران و .... ما هم گفتیم تا مدیر محترم سرش شلوغه چنتا ماهی از ین آب گل الود بگیریم. البته اگه تایید نکنن بهشون حق میدم.چون قرار بود بعضی ترانه هام بالای 18 سال باشن و بچه مچه ها نیان پای کارم. ولی از وقتی فرنود اومد تو ترانه همه رفیق رفقای فرنود هم پاشون به اینجا باز شد و باید دیگه سانسور رو قوی تر کرد.البته من چیزی نگفتم که... بعد از زیر گلو سه نقطه گذاشتم. @};- @};- @};-
  • آقا یاسر عزیز قلمت همیشه روون باشه @};- @};- @};- @};- @};- واقعا لذت بردم هم از شعر خودتون و هم از شعرایی که توو کامنتا گذاشتین :-x :-x :-x ولی ایراد اینجاس که آدم از کار و زندگی میفته :-)
    • سلام امیرجان. امروز دیگه باید تعطیل کرد کار و زندگی رو. آخه نذری داریم ترانه پخش می کنیم. اتفاقا آخرای دیگ بود. اگه دیرتر می اومدی شرمنده می شدیم. این ترانه رو با صدای رضا صادقی حتما گوش کردی ولی دوباره خونی اون خالی از لطف نیست: چراغارو خاموش کن هوا هوای درده دوست ندارم ببینی چشمی که گریه کرده چراغارو خاموش کن سرگرم گریه باشم می خوام به روم نیارم باید ازت جداشم فکر نبودن تو دنیامو می سوزونه چراغارو خاموش کن چشم و چراغ خونه یه خورده ارومم کن نشون نده که سردی حالا وقته دروغه بگو که بر میگردی،بگو که بر میگردی از شرم اشکایه من رفتی چرا یه گوشه ازم خجالت نکش چراغا که خاموشه اگه دلت هنوزم باهام یکم رفیقه یه خورده دیرتر برو فقط یه چند دقیقه فکر نبودن تو دنیامو می سوزونه چراغارو خاموش کن چشم و چراغ خونه یه خورده ارومم کن نشون نده که سردی حالا وقته دروغه بگو که بر میگردی بگو که بر میگردی @};- @};- @};- خود رضا صادقی این آهنگشو در حد "وایسا دنیا من میخوام پیاده شم" زیبا می دونه.
  • آقا یکم به فکر کار و زندگی ما باش! این چه وضعیتیه من از دیشب رو این پست به قول بچه ها "چتم" :-)) علاوه بر اینکه کارتونو پسندیدم تک تک شعرا و ترانه هارو خوندم هر چند بعضیاشو قبلا خونده بودم ولی علاوه بر ترانه ی خودتون از این همه شعر و ترانه هم لذت بردم.پایدار باشی آقا یاسر @};- @};- :-x واسه من لطفا یه حسین متولیان بی زحمت :-))
    • بابا خودمم از کار و زندگی افتادم. همون بنویسم "مرسی لطف کردید" و کپی پیست کنم واسه همه راحت تره. ;)) واما ترانه درخواستی .حالا چون یه دونه میخواید بدون صف بهتون میدم @};- @};-البته این ترانه ش یه خورده بدآموزی داره. یه نخ سیگار کافی بود که یادم باشه نامردی که یادم باشه این عشقو تو از سر شعله ور کردی یه نخ سیگار کافی بود که دنیامو بسوزونی بدونم با یکی دیگه داری شعرامو می خونی چقد این حلقه های دود شبیه حلقه ی داره! تو رفتی اما این سیگار منو تنها نمیذاره یکی پُک زد یکی کم شد با مرگم زندگی کردم تو مرگ ِ زندگی بودی نشد از مرگ برگردم نبودی و غرور ِ من دوباره کار دستم داد خدا خیرش بده هرکی یه نخ سیگار دستم داد فقط رفتم واسه اینکه یکی اینجا اضافی بود واسه فهمیدن ِ دوریت یه نخ سیگار کافی بود... @};- @};- @};-
  • زیبا بود داداش یاسر سبزباشید @};- @};- @};- @};-
    • ممنون شادی خانم. یه کار زیبا از عبدالمحمد مقتدایی راد که البته چون طولانی بود چند بیت که حذفشون به داستان کلی کار ضرر نمی زد رو کم کردم: زنگ خونتون .../ زده به سرم یه نفر می رسه به دیدن تو یه نفر ... / چای داغ می ریزی روی اعصاب زخمی ِ من ِ تو دسته گل، چای، میوه، شیرینی شب من بوی مرگ می گیره تو ولبخند گرم ... یخ کردم توو اتاقم تگرگ می گیره .. پدرت فکر دیه ی من نیست لخته های تو توو رگای منه پدرت خنده – مادرم گریه مهریه ات قد خون بهای منه سکه سکه سند زدن تنتو پدرت از معامله اش شاده ماهی تنگ خالی قلبم توی تور سفید افتاده ! تو به مردی که می رسه از راه من به مرگی که می رسه کم کم _ ما هنوزم شبیه هم هستیم _ " بله" گفتیم، هردومون با هم ریملت خط کشیده رو گونه ات می چکم قطره قطره از چشمات لب تختت نشتی و ... / رفتن ... تا رسیدم به اخر دنیات از در خونه می زنم بیرون که تورو پشت پنجره شاید ... به جهنم اگر گناهی هست این دفه بار آخره، شاید ... تپش قلب و بغض و سرگیجه توی تاکسی سرم پر از درده به گذشته نگاه میکنم و همه ی باورم پر از درده : به شنای نگام تو موج موآت به صداقت: به دونه های انار به شب و روز ِ بی قراری که بی قرارم برای روز قرار ! به چت عاشقانه تا دم صبح به شب ِ خواب دیدن فردا به دو تا بچه ای که نقشه ی ماس پسرت کوه – دخترم دریا ! به من ِ دست خالی تنها به تویی که اسیر " اذن پدر " به سکوتی که هر دو داغونیم به صدای شکستن دو نفر ! هاااا ... رسیدم ... به جای خالی تو ! من رسیدم به ... "پنجره ات بسته اس " زن ِ گوشیت می گه خاموشی روشنه عشق من ازم خسته اس !! می رم از کوچه ای که دنیامه نفسم دود میشه – چشمم خیس توی فکر منی که رد می شم از خیابون به سمت پارک تنیس از خیابون به اولین دیدار از خیابون به " عاشق تو منم " جیغ لاستیک/ بوق / ترمز/ من ... مرگ می پیچه توو تمام تنم مث موهای تو روی بالش پخش میشم کف خیابون و جمعیت حلقه می زنن دورم خیس میشه لباسم از خون و من و دلشوره ی دم آخر : مادری که شکسته شد کمرش اول از غصه آب شد کم کم بعد کلا بخار شد پسرش من و دلشوره ی دم آخر : تویی و خاطرات کهنه ی من من که راحت شدم عزیز دلم تویی و درد زندگی کردن مث بشقاب بعد ِ مهمونی خاطرات منو تمیززز بشور مادر بچه ها ! زن ِ مردم ! عشق دیروز ! دختر مجبور ! پدرت تیرگی ِ تاریخه تو رها شو از این شب خاموش بچه هاتو بغل بگیر و ببوس بچه هاتو به هیچکس نفروش !! جمعیت حلقه می زنن دورم مث حلقه ای که دست توئه من ِ تو ... / درد می کنی با من که سقوط من شکست توئه خواب می گیره قاب تصویرو از تماشای زندگی سیرم خسته ام / پلکهام و می بندم ته قصه اس ... یواش می میرم
  • واقعا لذت بردم =D> =D> =D> عالییییی بود @};-
    • تشکر مهشاد جان. ترانه ای از امید روزبهانی تقدیمت: وقتی خدا چشماشو رو ما بست وقتی دوباره خشک شد خنده م وقتی برای چندمین دفعه مرده به دنیا اومد آینده م وقتی بازم قالب تهی کردم تو پچ پچ تلخ پرستارا گفتن که پای فرمُ امضا کن گفتن که مادر سالمه اما... تو بازی دنیا کم آوردیم سخته دیگه این راه تنهایی خسته شدیم از این که هر دفعه تمدید شد نه ماه تنهایی طوماری از اسمای جور واجور خط میخورن از لیستمون حالا اسمایی که رو دستمون مونده باید بذاریم رو عروسک ها هر ثانیه جون میکًنیم اما... رفتن از این کابوس ممکن نیست ساکت نمیشه دردمون با قرص درمون جون کندن مُسکن نیست قسمت نشد تنهاییمون پر شه ما چشمه ای از جنس مردابیم یک عمر تو این خونه ی ساکت رو به اتاق بچه می خوابیم @};- @};- @};-
  • درود بسیار زیبا دوس داشتم پسندیدم یاد اهنگ زمستون از مهدی یراحی افتادم سبز باشی @};-
    • سلام آقای نوروزی. مرسی از توجهتون. بند اولش شباهت به بند اول ترانه زمستون یراحی داره.هرچند به پای اون ترانه قوی نمی رسه. کلا صدای این خواننده اهوازی رو از تمام صداهای دیگه بیشتر دوست دارم. بارها آهنگ "مادر" رو از ایشون گوش دادمو اشک ریختم. ترانه "مادر" از رستاک حلاج هست: از راه دوری اومدم کنارت نزار بگن دوباره دیر رسیدم بخاطر من که تمام عمرم به عشق این لحظه نفس کشیدم نفس بکش بزار یه بار دیگه عطر نفسهات تنم و بگیره پاشو می خوام صورتتو ببوسم بغض ِ که تا نبوسمت نمیره فکر غریبیه مسافرت باش اینجا کسی رو غیر تو ندارم پاشو اتاقم و نشونم بده بغضم و تو کدوم اتاق ببارم چی شده گلدونارو آب ندادی گل چه بلایی به سرت اومده پاشو عزیز حالا که وقت خواب نیست چشماتو واکن پسرت اومده چشماتو واکن پسرت اومده بوی خدا گرفته جانمازت تنها نمیزاره فرشته هاشو ببخش عزیز دوباره دیر رسیدم تورو به هرچی می پرستی پاشو فکر غریبیه مسافرت باش اینجا کسی رو غیر تو ندارم پاشو اتاقم و نشونم بده بغضمو تو.کدوم اتاق ببارم یعنی میشه ما هم یه روز ترانه هایی به این زیبایی بگیم؟؟؟؟ @};- @};- @};-
  • هرچند اسمش روو کس دیگست با اینکه دستاش سهم دستم نیست چیزی بجز عکسای تاخوردش تسکین این قلب شکستم نیست این قسمتش عالی بود =D>
    • سلام مهشاد خانم.ممنون از حضور و دلگرمیتون. این ترانه قوی حسین متولیان که اشک رو تو چشم آدم میاره تقدیمتون: بابا شغلش نگهبانی ِ دریاست ولی فانوس ِ دریایی نداره رفیق ِ موجه و طوفان و صخره میون ِ آدما جایی نداره بابا ماهه! یکی میگفت بابات هنوزم تووی ِ ماهش تیر داره! تموم ِ موجای دریا گواهن : بابا یه روح ِ ماهیگیر داره شمار ِ موجا توو دستای اونه یه موج از دست ِ بابا در نرفته میگن با شهر ِ ما خیلی غریبه س میگن از جبهه اونورتر نرفته همونایی که از دریا گذشتن میگن کشتی ِ بابا گیر کرده بابا صخره س که میره موج بازی! دل ِ بابا توو موجا گیر کرده... بجای تور و موج و تُنگ و ماهی واسه دریا ببین تابوت چیدن! کی میتونه بفهمه با کدوم رود یه دریا رو تو کوچه غسل میدن؟!! میترسن توو شب ِ تشییع ِ دریا بابا موجاش دنیا رو بگیره یه دریا موج داره توی سینه ش میترسن زلزله ما رو بگیره نبین دریا نشینا گوشه گیرن یه عالم خاطره از اوج دارن یه افسانه س توو شهر ِ ما که میگه : نگهبانای دریا موج دارن... @};- @};- @};-
  • یاسر جان لایک 12 رو با افتخار زدیم البته یه نظر شخصی کوچیک واسه کار دارم اشال.. سر فرصت مناسب ولی ممنونم که حالمونو خوب کردی با کارِت =D> @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام.ممنون رسول جان.منتظر نظراتت هستم. یه ترانه از عبدالمحمد مقتدایی راد: حالم خرابه مثل حال یه مسافر وقتی که از پرواز آخر جا بمونه حالم خرابه مثل حال یه خود آزار وقتی یه مدت با خودش تنها بمونه دلگیرم از تو از خودم از عقل از عشق از فکر دنیایی که از من نا امیده سیگار روشن می کنم توو فکر میرم سیگار واسه هضم تنهایی مفیده این چندمین روزه که توو آتیش رفتم ؟ این چندمین ماهه توو این غار غریبم ؟ این چندمین ساله سرم رو نیزه رفته ؟ این چندمین قرنه که من روی صلیبم ؟ من ناله های زخمی تاریخم امشب بغض دعاهایی که تاثیری نداره توو کار دنیا فاعل اول تو بودی اینجا کسی بیش از تو تقصیری نداره ما هر دو می دونیم پشت حکم تقدیر بحث گناه آدم و حوا نبوده تا روز آخر حال این دنیا همینه از روز اول جای ما اینجا نبوده از هر طرف دنیا رو می بینم همیشه تصویری از افسردگی و اضطرابه من دوستت دارم ولی دلگیرم از تو من دوستت دارم ولی حالم خرابه @};- @};- @};-
      • بسیار بسیار خوش سلیقه ای تو انتخاب ترانه چه تو سرودن چه تو نقل قول کردن =D> @};- @};- ممنونم
  • سلام آقای بهبهنی بازم مثل همیشه زیبای زیبای زیبا سرودین از این قسمت ترانتون واقعا خوشم اومد هرچند اسمش روو کس دیگست با اینکه دستاش سهم دستم نیست چیزی بجز عکسای تاخوردش تسکین این قلب شکستم نیست =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- لایک 11 تقدیمتون
    • سلام. وووووووی نسترن خانم هم اومد. بقول خودمون نبودت ؟؟؟یه ترانه از خودم تقدیمت: دسمال بستن رو چشای ما تا گم شدن تقدیر ما باشه مغزامونو انقدر شستن که هر چی بخوان چش بسته امضا شه حتی خدا رو رنگ خون دیدن ما رو ازین افسانه پر کردن از اسب افتادیم غذامونو ته مونده ی شیر شتر کردن از بچگی چیزی نفهمیدیم جز خط کش وتنبیه ومشق شب بیزارمون کردن از ین قصه بیزار از ین اجبار لامصب آفت توو کل مزرعه افتاد ما زیر لب با داریوش خوندیم دنیا هی از ماها جلو می زد ما قبض و بسطای سروش خوندیم یک عمر درگیری ذهن ما سازش میون علم و مذهب شد اسم یه خواهر پانته آ ژیلا اسم یکی زهرا و زینب شد ما جای فکر و نقد هر حرفی تو فکر این بودیم که " کی فرمود" سوژه برای اعتراضامون انگشت شیث بود و چیزفرنود آسون نشد این راه پر پیچ و هرچی جلو رفتیم بدتر شد آرامشو بستن به رگبار و دانشکده خاکریز و سنگر شد صد سال باید بگذره تا این ویرونه رو باهم بسازیم باز امروزو فردامون پر از عقده س ما هی به دیروزا می نازیم باز @};- @};- @};-
      • سلام آقای بهبهانی ممنون از لطفتون باز هم یه شعر قشنگ با اجازتون کپی کردم تو کامپیوترم تا بعدا با دقت بخونمش اما یه دور که خوندم واقعا زیبا بوددر ضمن متوجه این مصرع نشدم انگشت شیث بود و چیزفرنود @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام. کلا کنایه از بی ارزش بودن مباحثی که تو روزنامه ها و محافل و بین مردم رایج میشه هست.و اینکه بجای پرداختن به مسایل ریشه ای و مهم اینجور بحثا نقل محافل میشه. @};- @};- @};-
  • سلام آفرين مي پسندم دوست گرامي
    • خانم سید موسوی افتخار دادید تشریف آوردید. چقد شما محترمید آخه @};- @};- @};- کاری از گروس عبدالملکیان: حالا که رفته ای، بیا بیا برویم بعد مرگت قدمی بزنیم ماه را بیاوریم و پاهامان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم بعد ... موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار بعد موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار بعد موهایت را از روی لب هایت… لعنتی دستم از خواب بیرون مانده است ........................ @};- @};- @};-
      • اختيار داريد خوبي از خودتونه چقدر عالي من عاشق اشعار بسيار زيباي جناب عبدالمالكيان هستم خيلي خوشحالم از اين حسب ِ تصادف و حسن انتخابتون برقرار باشيد شاعر خوب
  • آفرین یاسرجان آفرین =D> =D>
    • ممنون امیر سینا. ترانه ای از رستاک حلاج: دنیای ما اندازه ی هم نیست من عاشق بارون و گیتارم من روزها تا ظهر میخوابم من هرشبو تا صبح بیدارم دنیای ما اندازه ی هم نیست من خیلی وقتا ساکتم ، سردم وقتی که میرم تو خودم شاید پاییز سال بعد برگردم دنیای ما اندازه ی هم نیست میبوسمت اما نمیمونم تو دائم از آینده میپرسی من حال فردامم نمیدونم تو فکر یه آغوش محکم باش آغوش این دیوونه محکم نیست صدبار گفتم باز یادت رفت دنیای ما اندازه ی هم نیست دنیای ما اندازه ی هم نیست
  • سلام ياسر جان كار خوب و زيبا و با احساسي رو خوندم واقعا زيبا بود مرسي
    • سلام به روی ماهت مجید جان. یه ترانه زیبا و اجتماعی از سید مهدی موسوی تقدیم داداش عزیزم: می شه خوابید تا ابد، بی درد! وسط ِ ساعتای دیواری می شه یه روسری سبزُ فروخت توو یه آهنگ کوچه بازاری می شه کافکا رو خوند با عجله می شه بحثُ به سمت مرگ کشید می شه با یه کلاه کج، چپ شد! توی ویلا، سیگار برگ کشید! می شه خوابیده باشی با مریم یه ترانه بسازی از سارا! با فوتوشاپ توی شهرک غرب عکس بندازی با چگوارا!! می شه یادت بره غم مردم می شه دل خوش کنی به این بازی قبل ِ مرگ ِ هر آدم ِ معروف بری باهاش عکس بندازی توی اخبار، اسمتُ ببرن یکهو گریه ت بگیره از شادی! می شه با پول بیت و تلویزیون یه موزیک ساخت واسه آزادی!! می شه بازی کنیم با کلمه می شه دردُ اسیر فلسفه کرد می شه با دستمالِ گردن ِ تو نعره ی نسل بعد رو خفه کرد می شه رؤیای یه جوونُ خرید بعد با پول اون مواد کشید وقتی مردم توو کوچه می میرن توی حمّوم رفت و داااد کشید! می شه یه نسل سبزُ بفروشی خون ما رو سس ِ کچاپ کنی! می شه از گریه کردن ِ تهران توو اروپا کتاب چاپ کنی می شه خیلی چیزا رو گفت و نگفت می شه یک عمر، پرده پوشی کرد جنده بودن شرف داره وقتی میشه با شعر، خودفروشی کرد
  • توو خلوتم حس می کنم گاهی لحن صمیمیشو توی گوشم وقتی که می خوابم هنوز انگار شکل تنش مونده توو آغوشم من هم لذت بردم. آفرین... @};- @};-
    • مرسی معین جون. از این غزل با احساس محمدسعید میرزایی هم لذت ببر. ببین ترکیدن یه توپ رو چجوری به تصویر کشیده: توپی سفید و صورتی اینجا در این غزل هی غلت می خورد ـ‌ همه ی مردم محل فریاد می زنند :کجا توپ می رود؟ و بین بچه ها سر آن می شود جدل آنوقت می رسد سر بیتی که کودکی با چوبدست می کند آن توپ را بغل: «من پا ندارم و تو بدردم نمی خوری اما بیا دوست من باش لا اقل بابای من اگر چه فقیر است ، بد که نیست چون قول داده پای مرا می کند عمل» می گرید و می افتدش از دست توپ و بعد جا می خورد به قهقه ی مردم محل این توپ پله پله می افتد ز بیتهام و مثل بغض می ترکد گوشه ی غزل
  • هرچند اسمش روو کس دیگست با اینکه دستاش سهم دستم نیست چیزی بجز عکسای تاخوردش تسکین این قلب شکستم نیست درود به یاسر عزیز از کارت بی اغراق خوشم اومد دوست من لایک @};- @};-
    • خوشحالم که خوشتون اومده آقای مقدم عزیز. این غزل زنده یاد نجمه زارع تقدیمتون: تا می‌کشم خطوطِ تو را پاک می‌شوی داری کمی فراتر از ادراک می‌شوی هرلحظه از نگاهِ دلم می‌چکی ولی با دستمالِ کاغذی‌ام پاک می‌شوی این عابران که می‌گذرند از خیال من مشکوک نیستند تو شکاک می‌شوی تو زنده‌ای هنوز برایم گمان نکن در گورِ خاطرات خوشم خاک می‌شوی باید به شهرِ عشق تو با احتیاط رفت وقتی که عاشقی چه خطرناک می‌شوی! @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • عالی بود... واقعا لذت بردم.. وقتی که می خوابم هنوز انگار شکل تنش مونده توو آغوشم @};- @};- @};-
    • سلام حمید رضای عزیز. شانس خودت بود داشتم یه شعر از فاطمه اختصاری می خوندم که اومدی. تقدیمش می کنم به شما: تهران زنی ست چادری و اخمو با چشم های گم شده در بازار با ساک خالی اش وسط کوچه از شهر، از ادامه ی خود بیزار تهران زنی ست پشت چراغی زرد که هیچ وقت سبز نخواهد شد تهران زنی ست که جلوی ماشین یک لحظه ایستاد، سپس رد شد تهران زنی ست توی کلاس درس چوب الف کشیده سر ِ تخته لای خطوط گم شده با گریه با آلت تناسلی ِ اخته تهران زنی ست حامله از میدان آزادی و رسالت و راه آهن سرگیجه دار ِ دور زدن در خود حال تهوعی ست میان ون تهران زنی ست حبس شده در بند دلخوش به روزهای ملاقاتی در اعتصاب های غذا همراه با گریه بعد سیلی و خون قاطی دیوار تکیه داده به پشت او پاییز زرد ریخته بر دوشش هر روز ترس ریختن آوار هر شب صدای زلزله در گوشش دنبال رفتن است به جایی دووور مثل پرنده ای ست ولی بی بال با مقصدی که گم شده در قلبش تهران زنی ست داخل ترمینال @};-
  • هرچند اسمش روو کس دیگست با اینکه دستاش سهم دستم نیست چیزی بجز عکسای تاخوردش تسکین این قلب شکستم نیست =D> =D> =D> @};- @};- @};- عالی تمومش کردی یاسر عزیز. لایک هشتم تقدیمت
    • به به مرسده خانم. امروز نذری ترانه داریم مجانی ترانه میدیم به هرکی سر بزنه بمون. یه آدم برفی ناز از خانم لاری پور تقدیمت: تو شب ساكت و برفی . ته كوچه تك و تنهاست با تموم انتظارش . چشم به راه صبح فرداست به سپیدی خیره مونده . با دو تا چشم زغالیش می‌خواد آسمون بخنده . توی فردای خیالیش رو تن ساكت و سردش دونه‌های برف می‌شینه اگر آدمك بخوابه خواب خورشیدو می‌بینه عشق خورشید توی قلبش داره آشیون می‌سازه نمی‌دونه پای این عشق باید عمرش رو ببازه نمی‌دونه چتر آفتاب هستیش رو ازش می‌گیره گم می‌شه تو دست خورشید، توی تنهایی می‌میره صبح فردا «ته كوچه» ساكت و سرده و خالی اون طرف‌تر روی برفا مونده چشم‌های زغالی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • عمو انقد ترانه قشنگ نزار پای کامنتا.اون وقت هیشکی ترانه خودتو نمیخونه ها از ما گفتن بود. ;)) حالا میشه یه ترانه دیگه برام بزاری :"> please
      • همیشه که اینجوری نیس خاله. یه بار تو مارمضون امسال گفتیم دل ملتو شاد کنیم هرکی اومد دست خالی نره. اینم ببر واسه پسر خوشکلت. هرچند اون خودش قشنگ ترین ترانه هست این غزلو میخواد چیکار؟ يه دل شكسته صد تا بي قرار مي خواد چيكار قفس كهنه من ميخ و زوار مي خواد چي كار آخه دوزار جيگرك سفره قلمكار نمي خواد ! يه حموم خرابه هفتا تا جومه دار مي خواد چيكار ما يه عمره ميون موندنو رفتن دو دليم يه مسافر آخه عشق موندگار مي خواد چي كار خودمو به خواب زدم تو هم چشاتو هم بزار آدم آبله رو، آيينه دار مي خواد چي كار اسمتو نكن رو اين درخت خشك و نيمه جون تن پوسيده و سردم يادگار مي خواد چي كار واسه ی شكستن من خودتو خسته نكن ! آدم مرده آخه چوبه دار مي خواد چي كار @};- @};- @};- @};- @};- @};- اینم از نیلوفر لاری پور بود.
      • اتفاقان کار خوبی کردی کلی ترانه خوب خوندیم اینم تقدیم به شما اگه گفتی از کیه؟ یه توپ با تردید می چرخه توو یه زمین سبز اون دورا یه حس خوب مشترک شاید بین من و زندون و مامورا! هر شب بدون شام می خوابی امشب ولی بی شام بیداری با اسم ایران اونور دنیا رویای سبز تازه ای داری بابا نشسته اون طرف، ساکت مامان توو فکر گریه ای تازه شاید بهار ما بیاد از راه امشب با یه گل توی دروازه شب لونه کرده توو دل و چشما هر جا میری انگار زندونه شاید یه شوت محکم جوندار این شهر غمگینو بخندونه واسه یه گل از شوق می میریم شاید تموم شه این زمستونا شاید برای بردن ایران مردم بریزن توو خیابونا بازی تموم میشه ولی مامان مثل همیشه بالشش خیسه دیگه کسی نیس توی این خونه شبها بلند شه شعر بنویسه بازی تموم میشه ولی بابا بیداره تا فردا کنار تخت رویای ما جام جهانی بود توو یه جهان واقعا خوشبخت... @};-
      • مهدی موسوی. ممنون ناهید جان @};- @};- @};-
    • یه شعر خونده نشده از نیلوفر لاری پور: مثل نسیم آمدی، پنجره معنا گرفت / آینه با دیدنت، رنگ تماشا گرفت / من همه تن خستگی، تو همه دل اشتیاق/ رخوت خاموش من، تشنه یك اتفاق/ صاعقه زد آسمان، باز به فرمان من/ گندم و سیب و دروغ، فرصت ویران شدن/ پشت نفس‌های باد، شعله‌ فانوس مرد/ هرم نگاهت مرا تا شب كابوس برد/ شب كه به فردا رسید، باد تو را برده بود / صبح دل آینه باز ترك خورده بود / كاش در آغوش باد، خانه نمی‌ساختم/ آخر این شعر باز، قافیه را باختم. @};- @};- @};-
  • سلام بسیار عالی کار زیبا و روونی بود پسندیدم7 @};- @};-
    • ممنون حسن جان. یه کار زیبا از احسان الدین رشیدی مهر آبادی یکشنبه روز عشق ورزی بود . . . سرما زده یکشنبه هامونو من رشته رشته بافتم عشقو تو رشته کردی پنبه هامونو من با تو فهمیدم که می تونه هر قصه ای تنها یه خط باشه هر قصه ای پیچیده تر می شه وقتی که پای زن وسط باشه من با تمام اعتقاداتم با چشم مستت داغ می کردم می گفتم این دختر پریزاده ست در موردت اغراق می کردم یک عمر دل بستم به عشقی که یک اتفاق ِ پوچ ِ آنی بود اغراق بود اینکه چشای تو انگیزه ی جنگ جهانی بود . . . یخ می کنم وقتی که می بینم تنها توو عکسا همسرت بودم تو انتخاب اولم بودی من انتخاب ( مادرت ) بودم من با تو فهمیدم که می تونه هر قصه ای تنها یه خط باشه هر قصه ای پیچیده تر می شه وقتی که پای زن وسط باشه . . . @};- @};- @};-
  • عالی بود لذت برم... موفق باشید
    • مرسی رقیه جان. این ترانه زیبای سید حسین متولیان هم واسه شما: توو موج ِ موهای تو گم می شم روشن تر از این شب کجا دیدی؟ من صخره بودم موی تو وا شد دریا شدی رو صخره پاشیدی سیلی ِ موجای ِ تو رو خوردم موج ِ تو لبهای منو تر کرد یه بچه صخره بودمو دریا من رو شبیه کوه باور کرد سنگای سخت ِ قلب ِ این کوهو تو ذره ذره آب میکردی با موج ِ موهای پریشونت هر بار می رفتی که برگردی اسم تو دریا بودو من صخره دریا منو توی خودش حل کرد دریا نوازش کرد ، آبم کرد دریا غرور ِ کوهو مختل کرد حالا منو هیشکی نمیشناسه تا غرق ِ عشقم جای من اینجاست هیشکی منو صخره نمی دونه من آب رفتم! اسم ِ من دریاست @};- @};- @};-
  • پسندیدم 6 دوست ترانه سرا بکر بود و زیبا آفرین @};- =D>
    • ترانه خانم حنانه حقیقت تقدیم تو دوست عزیز: خیابون و بارون بند اومده / خرابن ... خرابی ... خرابم ، خراب یکی توو ترافیک چمرانه و / یکی بین آزادی و انقلاب تو رد میشی از رو به روی همه / همه خیره میشن به این رد شدن تموم کسایی که عاشق بودن / واس چند لحظه مردد شدن ! چی میشه که دیوونه ای مثل تو به دنیای آروم ِ من تن بده د ِ دیوونه ! انــقــدر زیبا نباش ! به مــن فرصت فکر کردن بده ! د ِ دیوونه انقدر زیبا نباش !! / داری زندگیمو بهم میزنی پیاده رو که هست پس واس چی / رو اعصاب مردم قدم میزنی ؟ ! واس تو یکی مثل من کافیه / یه کم کمتر این صـحـنه رو بــِکر کن ببین ! جای این صحنه توو شهر نیست / به من نه ! به مردم یه کم فکر کن ! چی میشه که دیوونه ای مثل تو به دنیای آروم ِ من تن بده د ِ دیوونه ! انــقــدر زیبا نباش ! به مــن فرصت فکر کردن بده
      • این حنانه حقیقت چرا به این شدت از رستاک حلاج تقلید کرده؟؟؟؟؟؟؟اونم عیناً ؟ هر دوشون اعضای یه کارگاه ترانه ن؟
      • سلام. ترانه رستاک رو نخوندم. ممنون میشم اینجا کپیش کنید. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- :-x
  • کار زیبایی بود لایک تقدیمتون @};- :-)
  • عکسای تا خورده... @};-
    • ترانه "حراج" روزبه بمانی که خودم خیلی دوسش دارم تقدیم هم اسم عزیزم: زندگیمون حراج شد دیروز...هر چی بود ونبودو سوزوندیم دیگه چیزی نمونده تو خونه...غیر ما که رو دست هم موندیم درِ این خونه رو همه بازه...آدما از هجوم سر ریزن حال اون آدمی رو دارم که...زندگیشو تو کوچه می ریزن هر کی از راه می رسه انگار...چیزی از زندگیمو می گیره پیش چشم خودم تو این خونه...هر کسی تو اتاقمون می ره کاش می شد بدونم از فردا...عکس لبخندِ کی تو این قابه کی تو آینَت موهاشو می بافه...کی رو تخت من و تو می خوابه همه چیمون تو پنجره پیداست...بین ما هیچ پرده پوشی نیست به کسایی که ما رو می بینن...بگو این منظره فروشی نیست من واسه بند بندِ این خونه...واسه هر چی که توشه جنگیدم شب به شب دورِ خونه می گشتم...کعبه رو این اتاق می دیدم ما یه تاریخ پیش هم بودیم...من عتیقم آهای عتیقه فروش قیمت من هنوز دستت نیست...منو ارزون به هر کس نفروش @};- @};- @};-
  • سلام دوبیت اول تشبیه خیلی زیبایی بود لذ ت بردم @};- =D> لایک
  • @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> =D> سلام یاسر جان زیبا بود عزیز
  • @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
    • این ترانه روزبه بمانی هم بخاطر حضور ساکت و بی کلامتون تقدیم به شما: این سکوت و این هوا و این اتاق .. شب به شب به خاطرم میاردت توی این خونه هنوزم یه نفر .. نمیخواد باور کنه نداردت نمیخواد باور کنه تو این اتاق .. دیگه ما با هم نفس نمیکشیم زیر لب یه عمر میگه با خودش .. ما که از همدیگه دست نمیکشیم به هوای روز برگشتن تو .. سر هر راهی نشونه میکشه با تمام جاده های رو زمین .. رد پاتو سمت خونه میکشه من دارم هر روزمو بدون تو .. با تب یه خاطره سر میکنم با خودم به جای تو حرف میزنم .. خودمو جای تو باور میکنم توی این خونه به غیر از تو کسی .. دلشو با من یکی نمیکنه من یه دیوونم که جز خیال تو .. کسی با من زندگی نمیکنه تو سکوت بی هوای این اتاق .. شب به شب به خاطرم میارمت خودمم باور نمیکنم ولی .. دیگه باورم شده ندارمت @};- @};- @};- @};-
  • سلام یاسر جان. ترانه زیبایی بود آفرررین. =D> هرچند اسمش روو کس دیگست با اینکه دستاش سهم دستم نیست چیزی بجز عکسای تاخوردش تسکین این قلب شکستم نیست =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
    • این ترانه خانم زهرا عاملی هم تقدیم ناهید خاله عزیز: دلیل اینکه آرومم، امید لمس دستاته همین لبخند پنهانی، کنار لحن گیراته دلیل این که تنهایی، همین دستای تنهامه همین دنیای تاریکم، همین تردید چشمامه شبیه حس پژمردن، دچار شک و بی رنگی من آرومم تو تنهایی، حقیقت داره دلتنگی هنوزم می شه عاشق شد، هنوزم حال من خوبه ببین دنیا پر از رنگه، هنوزم عشق محبوبه تو دلگیری نمی دونی، چه رویایی به من دادی اگه فکر می کنی سردم، برو رد شو، تو آزادی نمی دونی چه قد سخته، تو پشت نبض دیواری نمی دونم تو این روزا، چه احساسی به من داری نه اینکه سرد و مغرورم، نه این که دور از احساسم بزار دست دلم رو شه، بزار رویا رو بشناسم تموم شهر خوابیدن، من از فکر تو بیدارم یه روز می فهمی از چشمام، چه احساسی به تو دارم @};- @};- @};-
      • ممنون از ترانه تقدیمی.دوسش داشتم @};- @};- @};- @};- @};- @};- :-)
  • با خنده قلبم رو جلا می داد. لایک!!!!! :-)
    • خانم فاطمه محاسن عزیز. چون می شناسم سلیقتونو این ترانه دکتر سید مهدی موسوی هم تقدیم شما: دارد صدایت می زنم... بشنو صدایم را! بیرون بکش از زندگی و مرگ! پایم را داری کنار شوهرت از بغض می میری شب ها که از درد تو می گیرم کجایم را هر بوسه ات یک قسمت از کا/بوس هایم شد از ابتدا معلوم بودم انتهایم را در هر خیابان گریه کردم، گریه من را کرد! شاید ببیند شوهر تو اشک هایم را هیچم! ولی دارم عزیزم «هیچ» را از تو مستیم از نوشابه ی مشکی ست یا از تو؟! دارم تلو... دارم تلو... از «نیستی» مستم حالا «دکارت» مسخره ثابت کند «هستم»! «بودم!» بله! مثل جهانی از تصوّرها «بودم!» بله! در رختخوابت، توی خرخرها «بودم» شبیه رفتنت هر صبح از پیشم «بودم» شبیه مشت کوبیدن به آجرها حالا منم! که پاک کرده ردّ پایم را می کوبم از شب ها به تو سردردهایم را با تخت صحبت می کنم از فرط تنهایی «هستم!» ولی در یاد تو وقت خودارضایی «بودم!» کنار شوهری که عاشق ِ زن بود خاموش کردم برق را... تکلیف، روشن بود خاموش ماندم از فشار بوسه بر لب هام از چشم های بچّه ات! که بچّه ی من بود!! خاموش ماندم مثل یک محکوم به اعدام خاموش/ ماندی توی گریه... وقت رفتن بود... روشن شدم مثل چراغی آن ور ِ دیوار سیگار با سیگار با سیگار با سیگار می ریخت اشک و ریملت بر سینه ی لختم با دست لرزانت برایش شام می پختم روحت دو قسمت شد... میان ما ترک خوردی خوردی به لب هایم... مرا نان و نمک خوردی بوسیدمت، بوسیدمت، بوسیدمت از دور هر شب کتک خوردی، کتک خوردی، کتک خوردی راه فراری نیست از این خواب پیچاپیچ از هیچ در رفتم برای گم شدن در هیچ! بالا بیاور آسمان را از خدا، از من مستیت از نوشابه ی مشکی ست یا از من؟! دست مرا از دورهای دووور می گیری داری تلو... داری تلو... از درد می میری خاموش گریه می کنی بر سینه ی دیوار با بغض روشن می کنی سیگار با سیگار باید بخوابی توی آغوشی که مجبوری داری تنت را داخل حمّام می شوری! با گریه، با خون، با صدای شوهرت در تخت کز می کند کنج خودش این سایه ی بدبخت «من» باختم... اما کسی جز «ما» نخواهد برد بوی مرا این آب و صابون ها نخواهد برد جای مرا خالی بکن وقت ِ هماغوشی از بچّه ای که سقط کردی در فراموشی از شوهرت از هر نفس از سردی لب هات جای مرا خالی بکن در گوشه ی شب هات بیدار شو از خرخرش در اوج تنهایی و گریه کن با یاد من وقت خودارضایی حس کن مرا که دست برده داخل گیست حس کن مرا بر لکه های بالش خیست حس کن مرا در «دوستت دارم» در ِ گوشت حس کن مرا در شیطنت هایم در آغوشت! حس کن مرا در آخرین سطر از تشنج هام حس کن مرا... حس کن مرا... که مثل تو تنهام! حس کن مرا و ذوب شو در داغی دستم بگذار تا دنیا بداند «هستی» و «هستم»
      • اقای بهبهانی چقدترانه دکترموسوی چقدزیبابود بخدااشکام بندنمیاد خوشحالم که امدم وخوندم ترانه ای که برای اردیبهشت بانو نوشتی نمیدونم چی بگم فقط باید اشکاموکنترل کنم
      • من دکتر موسوی رو نمیشناختم. از اردیبهشت بانو باید تشکر کنم که به من معرفی کرد ایشونو. @};- @};- @};-
      • سلیقه ی من خیلی وقته که از دکتر مهدی موسوی دور شده و فقط تکنیکاشو سعی می کنم یاد بگیرم، یعنی اینکه نگاهم به ترانه ش کاملا نگاه فنیه نه احساسی و مخصوصا از این ترانه ش خیلی بدم میاد!!!"گرچه یه زمانی انقدر می خوندمش که الان هم حفظم!!!"در اینکه ایشون قلم خییییلییی استادی دارن شکی نیست، من عقایدشونو که شدیدا توی ترانه هاشونم سعی در نمودشون دارن، نمی پسندم و نگاهم به مسائلی از قبیل آزادی با نگاه ایشون زمین تا آسمون فرق می کنه.در کل مرسی و این هم یکی از شاهکارای مهدی موسوی: معشوقه ام بودی و هستی و نخواهی بود...!!!
      • سلام. ممنون خانم محاسن.حضورتون همیشه مبارکه. خون می جهد از گردنت با عشق و بی رحمی در من دراکولای غمگینی ست… می فهمی؟! خون می خورم از آن کبودی ها که دیگر نیست در می روم این خانه را… هرچند که در نیست! عکس کسی افتاده ام در حوض نقاشی محبوب من! گه می خوری مال کسی باشی گه می خوری با او بخندی توی مهمانی می خواهمت بدجور و تو بدجور می دانی هذیان گرفته بالشم بس که تبم بالاست این زوزه های آخرین نسل ِ دراکولاست از بین خواهد رفت امّا نه به زودی ها! از گردن و آینده ات جای کبودی ها حل می شوم در استکان قرص ها، در سم محبوب من! خیلی از این کابوس می ترسم! زل می زنم با گریه در لیوان آبی که… حل می شوم توی سؤال بی جوابی که… می ترسم از این آسمان که تار خواهد شد از پنجره که عاقبت دیوار خواهد شد از دست های تو به دُور گردن این مرد که آخر قصّه طناب ِ دار خواهد شد! از خون تو پاشیده بر آینده ای نزدیک از عشق ما که سوژه ی اخبار خواهد شد! می چسبمت مثل ِ لب سیگار در مستی ثابت بکن: هستم که من ثابت کنم: هستی سرگیجه دارم مثل کابوس زمین خوردن روزی هزاران بار مردن! واقعا مردن!! بعد از تو الکل خورد من را… مست خوابیدم… بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم! بعد از تو لای زخم هایم استخوان کردم با هر که می شد هر چه می شد امتحان کردم! خاموش کردم توی لیوانت خدایم را شب ها بغل کردم به تو همجنس هایم را رنگین کمان کوچکی بر روی انگشتم در اوّلین بوسه، خودم را و تو را کشتم هی گریه می کردم به آن مردی که زن بودم شب ها دراکولای غمگینی که من بودم! و عشق، یک بیماری ِ بدخیم ِ روحی بود تنهایی ام محکوم به سـ-کس گروهی بود سیگار با مشروب با طعم هماغوشی یعنی فراموشی… فراموشی… فراموشی… تنهایی ِ در جمع، در تن های تنهایی با گریه و صابون و خون و تو، خودارضایی دلخسته از گنجشک ها و حوض نقاشی رنگ سفیدت را به روی بوم می پاشی! لیوان بعدی: قرص های حل شده در سم باور بکن از هیچ چی دیگر نمی ترسم پشت ِ سیاهی های دنیامان سیاهی بود معشوقه ام بودی و هستی و… نخواهی بود
      • خیلی زیبابودخیلی
      • البته این ترانه محسوب نمیشه. این یک غزل مثنویه پست مدرنه. :-)
      • درسته معین جون. ممنون از حضورت @};- @};- @};- @};- بحثای جدی واسه نقد غزلای پست مدرن هست که مطالعات مفصلی رو مطلبه. حتا تعریف غزل پست مدرن خودش موضوع بحث خیلیاس. @};-
    • این قسمت از ترانه جنتی عطایی هم تقدیم شما: گل گلدون من ، شکسته درباد تــو بیـا تـا دلـم ، نکـرده فــــریــــاد گل شببو دیگه ، شب بو نمیده کی گل شببو رو ، از شاخه چیده گوشة آسمون ، پر رنگین‌کمون من مثل تاریکی ، تـو مثـل مهتاب اگه باد از سر ، زلف تو نگذره من می‌رم گم می‌شم ، تو جنگل خواب گل ‌گلدون من ، ماه ایوون من از تو تنها شدم ، چو ماهی از آب گل هر آرزو ، رفته از رنگ و بو من شدم رودخونه ، دلم یه مرداب @};- @};- @};-
  • اول @};- @};- لایک @};- برمیگردم @};- @};-
    • @};- این ترانه که حتما با صدای شهره شنیدید تقدیمت: داره کم کم نفسم میگیره برگرد داره عطرت ازتو خونه میره برگرد تو که چشمات مهتابو دیونه میکرد تا ستارهاتو گم نکردی برگرد عشق تو رویاهامو سوزونده برگرد دیگه جونی به تنم نمونده برگرد یادته بغضت هوامو ابری میکرد — تا صدات یادم نرفته دیگه برگرد میونه این همه دلتنگی و دیوار — طپش قلب تو رو میشنوم انگار میدونم فاصه ای نمونده دیگه / حس من هیچ وقت به من دروغ نمیگه هنوزم وقتایی که بارون میگیره – نگرانم نکنه دلت بگیره پشت این پنجره ها چشم انتظارم . تا بیای و سر رو شونه هات بزارم @};- @};- @};-
      • مرسی یاسر جان @};- @};- @};- عاشق عاشقانه هاتم :-x @};- هرچند اسمش روو کس دیگست با اینکه دستاش سهم دستم نیست چیزی بجز عکسای تاخوردش تسکین این قلب شکستم نیست =D> =D> =D> با ترانه ت خیلی ارتباط گرفتم @};- @};- @};- مرسی @};- @};-
      • برای ترانه تقدیمی هم ممنونم ازت8-> منم یکی از شعرای پست مدرنمو که خیلیم دوسش دارم، برات میذارم، امید که خوشت بیاد @};- @};- @};- از این سفـــر دروغ برایــم بیاورید چشمـــان ِ بی­فـــروغ برایــم بیاورید دستان ِ من کم­ند برای گره شدن از تو شروع شد دل ِ در لحظه له شدن در ابتدای راه همین زندگی بس است در سینه یک کس است، به ولله یک کس است از متن ِ بیقرار فلش پشت ِ خاطره من در گیومه­ها من ِ در هر محاصره زندان شدم شبی و شبی در میان ِ من حل شد تمام شهر ِ تو در استکان ِ من یک خلسه بعد ِ خواب، توی تختی قاب ِ عکس یک لحظه فکرو بعد دو لحظه سکوت و مکث زندان حقیقت است در این جمعه­ی سیاه من پشت ِ میله­های شبی مانده زابه راه من فارغ از دلی که به تو بسته تر شده لعنت به عاشقی که تو را همسفر شده از بهت کردنم به صدایی که در گلوست شلیک قلب های تپنده که در پتوست شلیک ِ ذهن ِ شعر به دنیای گم شده دنیای دست و پا زدن و پای گم شده دنیای جر زدن به گناهی که عشق بود چشم ِ سیاه و قصه­ی بد، گنبد کبود زیر ِ پناه ِ چتر، بیابان کویر شد خورشید ِ بی گناه شبی سر به زیر شد البته مرده است گناهی که در من است شرمنده ام عزیز از آهی که در من است حسرت کشیده ام/قد و بالای ناز را یک حرف مانده تا که بفهمم نیاز را از این سفر دروغ برایم مقدّس است هرچه کشیده ا­م به خداوندی­َش بس است سراینده:آمنه نقدی پور
      • مرسی آمنه خانم. قابل توجه اعضای محترم آکادمی خانم نقدی پور شاعر معاصر هستن سراینده کتاب های" بیدومجنون" و "خفته ای برمزارعشق". @};- @};- @};-