مجرم

بازم شب و تنهایی و سردرد
بازم غم و روزای تکراری
تا کی میخوای ترکم کنی اما
هر شب کنار من گرفتاری
من با تو تویه یک اتاق نیستم
هیچکس این راز و نمیدونه
  با هر کسی از تو سخن میگم
میگه میره پیشت نمیمونه
این تخته خواب واسه تو ومن نیست
تو هیچ وقت اینجا نمیخوابی  
تو حتی یک بارم برای من
تو اسمونه عشق نمیتابی
من هر شبم غرقه یه طوفانه
ترس نبودت هی میاد پیشم
کاشکی که میشد دوستم داشتی
میدیدی که عاشق ترم میشم
میگی کناره من تو زندونی
من بی تو اما  درب و داغونمم
میگی که از اجبار اینجایی
باشه نگو من این ومیدونم
تو باعثه این درد مجهولی
تو خونمو غرقه عذاب کردی
وقتی دلت پیشه کسی گیر بود
باید میگفتی صبر نمیکردی
میخواستی که غرقه حسادت شه
میخواستی که مثله خودت باشه
اما گذاشت و رفت بی اینکه
سعیی کنه تا تو دلت جاشه
حالا میگی پیشم گرفتاری
مجرم منم که عاشقت هستم
حیفه من و احساسه پژمردم
دنیامو به چشمای تو بستم
اینم کلیده آرزوها ته
من غرقه خون تو وانه حمومم
حالا که میخوای پیش اون باشی
من بعد مرگم خیلی آرومم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: