"لُطف کردی گُلَم،،ازت ممنون…."

بسم ال..
شرمنده حوصله تونم…..

"لُطف کردی گُلَم،،ازت ممنون…."
—————————————————————-
روزگارِ غریبیـــــــــــه داداش/بگو امشب یه ذرّه وقت داری
حسُّ وحالِ قــــــدم زدن دارم/میشـــه امشب غمامو بشماری؟
خیلی وقتــه تمومِ دردامــــــــو/بُغــچه کردم رو شونَم انداختم
دردِ صد مردِ زخمی و یکجا/تو دلِ دخترونَم انداختــــــــم…
بعدِ مامان تمـــــومِ اُمّیــــــــــدم/از میونِ همه برادر بــــــود
از همــــــون بچِّگی نگاهِ تــــــو/چیزی مثلِ نگــــاهِ مادر بود
از همــون بچّگی تا غم داشتم/تنها به تو پناه میبـــــُـــــــردم
کاش تو دنیایِ بچّگی هامون/با همون حسِّ خــــوب میمُردم…

وقتی رفتی تو رختِ دامادی/وقتی جای ِتو خیلی خالی شد
دســــتِ بابا به قصدِ کُش میزد/جُمله هاشم همه سوالی شد
با کــی بودی؟کُجا؟چی میکردی؟/مردِ بالا سَرِت منم یا نه؟
لابـــِــلایِ کتک زدن میگفت:/قلمِ پاتو بشکنم یا نه؟؟؟؟؟؟؟
بچّـــــه آهویِ خسته رو تویِ/لونه یِ هر شُغال پیری برد
با رفیقایِ از خودِش بدتر/هرچی دوس داشت،روسرم اُوُرد..
روزگارِ غریبیه داداش/بیا امشب قدم بـــــــــــــــزن با من
همه یِ دخترایِ این کوچـــــه/عقد کردن از این محل رفتن
تنها من موندم و کبودی هام/دختری کــــــه بعدِ تو تنها شد
دختری که از آیینه میترسه/دختری که شبیهِ زن ها شد…

آرزوهای ساده ای داشتم/اما انگـــــــــــار قراره پر پر شن_
دخترا گاهی وقتا دوس دارن/تا با گــریه کمی سبُک تر شن_
بغلم کــــن بزار آروم شم/بویِ آغوشِ مادرو میــــــــــــدی
خوبه امشب کنارِ من بودی/خوبه امشب حالمـــــو فهمیدی…
"…آخر این مسیر بــُن بسته/بسته دیگه بهتره برگردیــــــــــم
بابا الان توکوچه ایستاده/کاری کن فک کنه که میخندیـــــم
خیلی میترسم از کمر بندو/از کتک خوردنم تو اون زندون
واسه امشب کافیـــــــه داداشی/لُطف کردی گلم،،ازت ممنون…."

1571
۵۶

  • چه کردی داداش رسول عالی بود... @};-
  • خیلی دوست داشتم ... همیشه شاعر باشی داداش ... لایک/
  • سلام گر چه دیر پیش من برگشتی بی نهایت سپاس داداشی خوبه این روزها که ویرونم مرهم دردهای من باشی ما ارادت داریم @};- @};- @};- @};-
  • سلام آفرين مي پسندم دوست گرامي
  • سلام رسول جان عالي بود
  • بسیار زیبا و ماهرانه به تصویر کشیدید پسندیدم12 @};- @};-
  • سلام دخترا گاهی وقتا دوس دارن/تا با گــریه کمی سبُک تر شن_ چقدر ماهرانه مفهومی به این تلخی رو به قامت واژه ها درآوردید . فقط میتونم بگم عالی بود @};- @};- @};- @};-
  • درود رسول کار تو این قسمت تموم شده ( دختری که از آیینه میترسه/دختری که شبیهِ زن ها شد…) و بقیه اضافه س هرچندخیلی طولانیِ تا همینجا هم همین شادزی
  • درود به رسول عزیز بار احساسی این کار خیلی به دلم نشست به جرات میتونم بگم بنظرم بهترین کاری بود که ازت خوندم سبز بمانی دوست هنرمند من لایک @};- @};- @};-
    • عباس جان عزیز دلی ما هر کاری کنیم حالا حالا باید دنبال ردِ پات بیفتیم ممنونم از توجه ت @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • چوبکاری میکنی ما مخلصیم داداش @};- فقط یه پیشنهاد لُطف کردی گلم،،ازت ممنون…." بنظر من ازت ممنون زیاد جالب در نیومد پیشنهاد من:لطف کردی گلم..بازم ممنون سبز بمانی رفیق @};-
      • پیشنهاد خوبیه عباس جان داداش گلم بازم ممنونم @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • :< @};- چه قصه ی دردناکی !!! لایک میدم. ولی چند تا نکته ! اول اینکه بابایی که رفیق بازه و دخترش رو با خودش اینور و اونور !!! میبره ، معمولا از این سوالای کجا بودی و با کی بودی نمی پرسه . شاید هم من منظور اون قسمت از ترانه رو بد متوجه شدم. یکی دو جا هم مشکل وزنی داره که با یکم ویرایش حل میشه. در کل ترانه زیبایی بود. لذت بردم . :-) @};-
    • ممنونم خواهر عزیزم @};- @};- @};- @};- @};- بابایی که آزادیِ دخترشو محدود کرده ومیدونه از لحاظِ شرع و قانون این اختیارو داره ورفت وآمدای آزادانه دخترشو کنترل میکنه... از سمت دیگه اونو وسیله ای میدونه برای رسیدن به نیّاتِ پلید خودش چه برای بدست اوردن مواد مخدر چه استفاده از اون بجای پول مواد ویا هر عمل حیوانی دیگه که اگه همه ی اینا رو بخوایم تو کار بیاریم واقعا طولانی میشه وشاید تکراری نمیدونم شایدم ضعف پرداخت از سمتِ من بوده ولی خیلی ممنونم بخاطر توجه و لطفت @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان. من خیلی از کارهای قبلیت رو هم خوندم. ترانه هاتو رو اوزان عروضی مشخصی می گی یا بیشتر اساسشون مساوی بودن هجاهاس؟مثلا این بند :تنها من موندم و کبودی هام/دختری کــــــه بعدِ تو تنها شد دختری که از آیینه میترسه/دختری که شبیهِ زن ها شد از نظر تعداد هجا درسته ولی شاید وزن خاصی مورد نظرت بوده که من متوجه نشدم. @};- @};- @};-
    • علیک سلام یاسر جان @};- @};- @};- @};- یاسر جان من سعی میکنم به اوزان عروضی رایج پایبند باشم ولی اوزان عروضی از نظر من وحیِ مُنزل نیستن فقط باید با یاد گرفتنشون چارچوب قرص و محکمی برای کار در نظر گرفت ولی هیچ وقت دوست ندارم دست و بالمو ببندن چیزی که از اون مهم تره حسِ کاره پس سعی میکنم حداقل هجاهای برابر در نظر بگیرم و به آهنگ خود کلمات پای بند باشم یعنی مصوت ها وصامت ها رو طوری کنار هم بچینم که آهنگ کار با آهنگکلمات پیش بره البته شاید خیلی از اهالِ فن و کاربلد ها اینو یه بدعتِ ناشیانه از روی فقر سوادِ ترانه گفتن بدونن ولی تنها راهیِ که تونستم باهاش کنار بیام وخودمو راضی کنه..... @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • حاجی ما که اشکمون دراومد...دس مریزاد...ایول... @};- :-)
    • سالها پیش در وِلاتــــــی دور.. یک جوانِ نپخته و مغــــــــرور.. حیله ای بست،محترم باشد.. نزدِ مردُم،اهلِ قَلَــــــم باشد.. یک قبایِ سفید بر تن کـــرد.. سمتِ مسجِد برفت و مامن کرد.. مردم این حیله را نفهمیدند... زان پس اورا مُراد نامیدند... "گردِ او آمدند دست پاچِ"_ "با هزار التماس،تا تاجِ"_ آیت اللهی بر سرش کردند.. صاحِبِ تخت و منبرش کردند.. وعظ میکرد و ماهِ مجلس شد.. با بزرگان انیس و مونس شد.. اینچنین بود،تا ملّبس شد.. پیش اهلِ قریه مقدس شد..(قریه=دِه) با همین حیله و فریبِ خود.. الغرض حج نرفته حاجی شد :"> .... خواهر گلم دیدم نوشتی حاجی یه لحظه مزمزه کردم دیدم چه طعمِ خوبی داره ها.....یه لحظه شیطون نشست رومخم و اینجوری جوابشو دادم گفتم در جریان باشین ;)) ممنونم اشال.. همیشه بخندین شرمنده دیگه ناراحت شدین با این کار... @};- @};-
  • =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> بـــــــــــــــــــــــه بــــــــــــــــــــــــــــــــه بسیار زیــــــــــــــــبــــــــــــــــــــــــا قلم زدید بسیار بسیار لذت بردم @};- @};- @};- @};- قلم رسول آدینه س دیگه چه میشه گفت؟! 8-> 8-> نگفته بودید با آقای مقدم همدست شدید؟ ;)) ;))
    • خواهر عزیزم سلام @};- بسیـــــــــار ممنون میشه گفت مثلا:بهترش کن،اینجای کار مشکل داره وخیلی چیزای دیگه :-) راستی سوالی برام مطرح شده وبه مشغولیات ذهنیم اضافه شده آقای همدست کی باشن؟؟ :-? :-?
      • آها آقای عباس مقدم دیگه ;)) تا به الان آقای مقدم از حقوق ما خانوما دفاع میکرد شما هم با اینکارتون همدستش شدید ;)) خوشمان آمد :-) ورود شمارا به انجمن همدستان آقای مقدم ارج مینهیم باشد که مارا بیش از پیش مشعوف گردانید ;)) مارو هم در این شبها فراموش نکنید التماس دعا @};-
      • عباس که همدست نمیخواد ماشال.. به یه دست زمین وزمون و حریفه گفتیم اینجوری شاید شما هم یه صندوق حمایت از حقوق مردان مظلوم تشکیل بدین که با همدیگه بی حساب بشیم :-) تا دیر نشده از حقوق ما دفاع کنید که هم صنفی هامون برچسب زن ذلیلی به ما نزنن حداقل اینجوری میتونیم کارمونو توجیه کنیم که از طرف آقایون طرد نشیم :-) :-)
  • آفر یییییییییین واقعا آفرین
  • سلام. خیلی زیبا بود.مرسی از این همه احساس @};- @};- @};- =D> =D> =D>
  • پسندیدم 5 دوست من برادر داشتن مثل نشستن پیش شومینس بهش دلگرم میشی و واسه اشکات یجور شونس...
  • جسارتا اون یکی کارت و کارهای قبلیت رو بیشتر میپسندم موفق باشی رسول جان @};- :-)
  • رسول جان =(( =(( =(( خيلي خووب بود اگه اسم تو پاي اينكار نبود ميگفتم ترانه حتما مال يه خانمه اخه اينقد خووب احساس دخترونه رو به تصوير كشيدي خيلي عالي بوود به شخصه عاشق اين ترانه ام =D> =D> لايك @};- @};-
    • تیام عزیز @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- واجب شد یه چکاب کامل کنم بفهمم مردم؟زنم؟چیَ م ;)) همیشه لطف داشتی بعضی دردا تو این جامعه فراتر از جنسیتن به صرف انسان بودن قابل لمسن شک ندارم تو این آکادمی خیلیا از جمله خودت میتونستین تو این موضوع خیلی هنرمندانه تر دردی که وجود داره رو منعکس کنین این حست به ترانه هم حاصل همین درد مشترکه اشال... یه روز همه چیز خوب خوب خوب شه @};- @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان اگر چه کار بلندی بود و انرژی زیادی میخواست اما خیلی وقته اون رسول قبلی رو تو کارات نمیبینم @};- @};- @};-
    • علیکم السلام :"> علی جون ما کی رو حرف تو حرف زدیم که این بار بخوام حرفی بزنم چون میدونم چی میگی و اعتقاد دارم خوب منو میفهمی کاملا وکاملا باهات موافقم میدونی که ما درک متقابل خوبی از هم داریم تحملم کن داداش یه تلنگر نیازه که نیستـــــــــــ @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • وقتی رفتی تو رختِ دامادی/وقتی جای ِتو خیلی خالی شد دســــتِ بابا به قصدِ کُش میزد/جُمله هاشم همه سوالی شد با کــی بودی؟کُجا؟چی میکردی؟/مردِ بالا سَرِت منم یا نه؟ لابـــِــلایِ کتک زدن میگفت:/قلمِ پاتو بشکنم یا نه؟؟؟؟؟؟؟ رسول جان بی حرف و حدیث یه دونه ای =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام لایک 2 تقدیمتون @};- @};- @};- @};- @};-
  • بچّـــــه آهویِ خسته رو تویِ/لونه یِ هر شُغال پیری برد با رفیقایِ از خودِش بدتر/هرچی دوس داشت،روسرم اُوُرد.. روزگارِ غریبیه داداش/بیا امشب قدم بـــــــــــــــزن با من همه یِ دخترایِ این کوچـــــه/عقد کردن از این محل رفتن تنها من موندم و کبودی هام/دختری کــــــه بعدِ تو تنها شد دختری که از آیینه میترسه/دختری که شبیهِ زن ها شد… =D> داداش معرکه س =D> @};- =D> @};-
    • امیر عزیزم فدای قلبت این معرکه بودن که میگی بخاطر همذات پنداری دل پاکت با موضوعِ کاره نه بخاطر پیاده کردنش با قلم من همیشه زاویه دیدت رو چه در نوشتن چه در خوندن کار خیلی دوست داشتم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- :-x :-x
  • اول @};- @};- @};- لایکی @};- زود بر میگردم @};- @};- @};-
    • شما واسه ما همیشه اولی @};- @};- @};- @};- @};-
      • بی نهایت لطف داری رسول عزیز @};- آقا ما ترانه تونو نه یه بار ، نه دو بار، نه سه بار، بلکه چندین بار خوندیمو و هر دفعه کلی کیف کردیم 8-> حظ بردیم از این همه استادی =D> @};- @};- و متاثر شدیم از این معزل خانمان سوز =(( =(( =(( =(( =(( :-( خیلی خوب از پس این ترانه براومدی، بهت تبریک میگم =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- میخوندمش بغض گلومو گرفت :-( واقعا تاثیر گذار بود آفرین =D> =D> =D> =D> =D>
      • مجدداً سلام @};- @};- @};- خواهش میکنم اینقد چوب کاری نکن مارا خواهر گلم همیشه میگم اگه با همه ی کمبودا کاری اینقد واسه ت حس خوب داره و همذات پنداری میکنی بخاطر نوع دیدگاه و وسعت قلبیِ که داری استاد این طرز نگاهِ نه این قلم این واژه صد هزار سال نوری با من فاصله داره اشال... تو این روزا و شبا هر چی از خدا میخوای بهت بده التماس دعا دارم @};- @};- @};- @};-