دوباره

تو مشق کوروش و بازی قاجار
که مونده کنج هجره توی بازار
یه نیمکت روبروی پارک لاله
شروع بیت بعدی حرف دالِ
دویدنهای بی مقصد و باطل
برادر شد یه روز واژ] قاتل
یه مشت گوش روی تن حالا شده کَر
بشر هم شده امروز واژه ی شر
نمیدونم برای زنده موندن
برای تا ابد پروانه موندن
چه شعر و قصه ای باید سرودن؟!
چه شعر و قصه ای باید سرودن

یه روز روئین تن و شرح از دل و خال
چی شد اون مردمان رستم و زال؟!
باید از نو بسازیم زندگی رو
باید ثابت کنیم این بندگی رو

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • @};- @};- @};-
  • هانیه جان زبان سروده اتو دوست داشتم مرسی =D> =D> @};- @};-
  • سلام.نماز روزتون قبول. اوایل کار داشتین خوب پیش میرفتین اما یهو قضیه عوض شد.چون اولین کاریه که دارم از شما میخونم نمیخوام زیاد وارد جزئیات بشم.اما از نظر بیان زیاد خوب نبود.مخصوصا بیت سه و چهار مصراع های دوم. به علاوه این کار شما هیچ چی نداشت که آدم رو بگیره. مصراع دوم بیت 2 و اون قضیه ی شر و بشر که خوبم بیان نشد،یکمی خوب بود. امیدوارم کارهای بهتری در بعد از شما بخونم. :-)
  • سلام منم با اردیبهشت بانو کاملا موافقم ..... در تصورات ذهنی من شما به دنبال خلق یه کار خاص بودید که تا حدی خوب و خاص از آب دراومده ولی نیاز به کار بیشتری داره به امید بهترین ها @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام هانيه عزيز خيلي عالي و زيبا بود كارت رو دوست داشتم مرسي
  • دوسش داشتم @};- پسند 5 تقدیمت @};- @};-
  • من حس می کنم می تونی قلم بهتری داشته باشی با کمی صبر و حوصله و اصلاح چند باره ی کار.یک نوع روون نبودن رو حس می کنم.مخصوصاً در "شروع بیت بعدی حرف دالِ" از سر کمبود قافیه نبوده اما واسه نوآوری این اتفاق رو انداختی! ولی خوب کار نکردی.این دال می تونست خییییلی عمیق و مو به تن سیخ کن باشه نه اینکه اول دال رو گفتی بعد خیلی واضحه که نشستی فک کردی واژه ای پیدا کنی که با دال شروع بشه و به سرعت دویدن رو انتخاب کردی.من انتظار واژه ی خیلی بهتری رو داشتم.بهتر این بود که یا واقعا از همون اول واژه ای با حرف دال مد نظرت می بود، یا اینکه حالا که خودتو محدود به این این حرف کردی، واژه ی بهتری رو با فکر کردن بیشتر انتخاب می کردی. ترانه ت حس خاصی نداد چون من به شخصه یه کوچولو زورکی بودن رو حس کردم.این واژه نبوده که تو رو وادار به نوشتن کرده، این تویی که یقه ی واژه ها رو گرفتی و آوردی نشوندیشون. اگر تو قلمت اینو نمی دیدم که بتونه خیییییلییییییی بهتر باشه هرگز اینهمه نظر نمی دادم و فقط به گفتن یک کلمه ی لایک اکتفا می کردم!! اگه الان جبهه بگیری حرفامو رد کنی یا ناراحت بشی اصلا برام مهم نیس و به دل هم نمی گیرم حتی اگه تو دلت فحشم بدی یا بگی: "دلم خواست اینجوری بنویسم حس و ترانه ی خودمه به تو چه!!" چون اینو مطمئنم دیر یا زود خود تو اینایی که گفتم رو با تموم وجود درک می کنی.البته اون زمانی مدت ها از نوشتنت گذشته باشه و خودتم بدونی پیشرفت کردی و یه شب برگردی این ترانه ت رو بخونی، تمام حرفای الان من رو درک می کنی و یه لبخند کوچیک خواهی زد!! مانا باش.
    • البته غرور کاذب و بی جامانع پیشرفته
    • اردیبهشت بانو سلام این اولین دلیل اشنایی ماشده . از این بابت خوشخحالم. اما در مورد شعرم باید عرض کنم جسارتا حضور شما که : من به شما تبریک میگم . شما کاملا تونستین ذهن من رو بخونین. من بین نظراتی که به این ترانه داده شده اولین جواب رو به شما میدم چون هیچ نظری قانعم نکرده بود بی تعارف. اینکه من بعد از حرف دال به فکر خلق کلمه دویدن افتادم دقیقا درست بود . راستش من به ساخت شعر اصلا وارد نیستم و این شعر رو به درخواست کسی نوشتم به خاطر همین ضعیفهو خودمم قبولش ندارم تا اون حد . دوستدارم دوباره بنویسمش . اما وقتیکه حسم خودش اجازه بده. برعکس تصوراتتون من به شما نه فحش دادم جسارت کنم و بی ادبی و نه ناراحتم از دستتون. بر عکس . ممنونم که با توضیح کامل انتقاد کردین نه اینکه یه جمله بپرونین و با دلیل یا بی دلیل ردم کنین. خوشحال میشم باز هم با هاتون در ارتباط باشم بانو. حالا من به شما یه لایک میدم =D> @};- :-x
  • سلام یه نیمکت روبروی پارک لاله شروع بیت بعدی حرف دالِ جالب بود پسندیدم3 @};- @};-
  • خوب بود انصافا =D>
  • کار خوبی از لحاظ ریتم و نحوه بیان بود دوست داشتم کارت رو ؛ اما میتونست بهتر هم باشه از لحاظ روایت. لایک تقدیمتون @};- :-)
  • یه روز روئین تن و شرح از دل و خال چی شد اون مردمان رستم و زال؟! جالب بود لایک @};- @};-
  • ترانه زیبا و ریتمیکی ازتون خوندم هانیه خانم @};- =D> تو مشق کوروش و بازی قاجار که مونده کنج هجره توی بازار یه نیمکت روبروی پارک لاله شروع بیت بعدی حرف دالِ @};- @};- @};- دوس دارم کاراتو @};- =D>