دل نبند

دل به کسی نبند که وقت_ رفتن

بازم میگه دوست دارم تا مردن

فدا شدن ها این روزا نقابه

اسیر نشو پشت_ نقاب عقابه

مردی به جنس و هیکل و صدا نیس

تا یکی گفت دوست دارم خدا نیس

ساده نباش که ساده دل ببندی

وقتی که رف(ت) از رو جنون بخندی

مرد اونه که تا آخرش بمونه

نه اینکه فعلِ رفتنو بخونه

اونکه فقط پاک می کنه رژاتو

حیفه واسش گریون کنی چشاتو

مرد اونه که زمان_ غصه و غم

قد_ یه کوه واست باشه یه همدم

سرای عاشقی یه اقیانوسه

کمین نشسته دسته های کوسه

مرد اونه که وقتی چشاتو بستی

بیاد جلو پیشونیتو ببوسه
حسین عباسی بائی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: