" زیبای بیدار ! "

چه خوشگل تر شدی امشب عزیزم ! …. روی لبهات چه ماتیکی کشیدی !
رو بومِ چشـــم من ، از فِیسِ زیبـــــات … چه پرتره ی رمانتیکی کشیـــدی !

تو اون قدّیســـه ی پـــاک و نجیبــــی … کــه عمری قلبم اونو آرزو داشت
نمیشه ساده از عشقت گذر کــــرد … واسه لمس تنت بایـد وضو داشت !

میتونم از چشــــــم تو شابیت غزل بسازم
با قند لبهای تو صـــد شیشه عسل بسازم

بـــذار تو دستــــم اون دست ظریفُ … با اون انگشتــــرای پُـــــــر نگینــــت
لونــــدی کن بـــا موهــــای شرابیت … با اون پیــــــــراهن بـــی آستینــــت

هــزاران بار بایـــــد آفـــــرین گفـت … خـــدایی رو که خلقِت کـرده خانــوم
بیــــا نــــزدیکتـــر زیبـــای بیـــــدار … بایــــد اینجـــــا بشینــــی روی زانـوم

میتونـم از چشم تو شا بیت غزل بســــازم
با قند لبهای تو صد شیشـه عسل بسازم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

875
۷۸

درباره‌ی م ع

در روز الست چون جهان ساخته شد .. حوا به ابوالبشر چو دلباخته شد ... روی اولین برگ کتاب زندگی .. از برکت عشق نام من "مرسده" شد golebaroonzade29@yahoo.com لطفا تقاضای ترانه رایگان نفرمایید . ممنون