تضاد…

برای زنده بودن گاهی باید مرد
باید غریبونه باخت تاکه شاید برد
برای جون گرفتن باید زخم خورد
برای درمون درد باید زهر خورد
برای فریاد زدن باید سکوت کرد
برای اوج گرفتن باید سقوط کرد
برای یجا موندن باید کوچ کرد
تو بازی دست پر رو باید پوچ کرد
گاهی باید بخندی تاکه آروم شی
گاهی باید بفهمی تاکه نادون شی
واسه نزدیک شدن بش باید دور شی
واسه تاریک شدن همسفر نور شی
واسه مهربون شدن باید سنگ شد
مث شعری که گفتم باید تلخ شد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: