سنت و مدرنیته

مثِ آخوندی که پشتِ رلِ یه دویست و شیشه
یه دهاتی مثِ من عاشقِ موهایِ تو میشه

یه دهاتی که منم بوی علف میده تنم
شلوارم زیپ نداره و وصله داره پیرهنم

یه دهاتی که دوتا پازلفیاش فانتزی نیست
سوادش قد نمیده به سوررئال و فمنیست

چه کنم که عاشقِ چشایِ مشکیتون شدم؟!
عاشقِ خنده ها و مویِ زرشکیتون شدم

بخدا نه پول دارم نه ماشین و لباس دارم
شونه هم واسه موهاتون ندارم، یه داس دارم

من تمومِ گندمایِ زیرِ شالتو میخام
یه دقیقه صب کنین داسمو بردارم بیام

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام...ترانه و نقدهارو خوندم.. مصرع اول داره از یه چیزی حرف میزنه که به شعر ربطی نداره....شما نمیتونین بگین چون من خاستم این معنارو بده پس این معنا رو داره...یعنی براش معنا بسازین...البته اینکه میگم نمیتونین یعنی از لحاظ منطقی نمیتونین وگرنه شما میتونین به جای کلمه شب از صابون استفاده کنین و کسی این حق رو نمیتونه از شما بگیره..این معنا که ساختین نه با شعرتون ارتباط داره نه با اسم کار و نه به مدرنیته و سنت..یه اخوند توی ماشینه..این نه تضاد مدرن و ۲۰۶ رو میرسونه نه هیچ چیز دیگه ای...فقط یه اخوند تو ۲۰۶ نشسته که در مصرع بعد باید دید سرانجامش چی میشه...که در مصرع بعد بحث عوض شده...پایان بندی هم به همین شکل...واسه گندمزار زیر روسری یه داس دارین...یعنی میخواین موهاشو درو کنین یا قیچی کنین..!!....این برعکس ترانه خوب افشین مقدمه که میگه ملخ افتاده توی خرمن گندم منم مثه همه از کار بیکارم.. بجای داس..شونه توی دستامه... فقط تو فکر گندمزار موهاتم این تقابل یه دختر شهری بود و یه مرد دهاتی..نه تقابل سنت و مدرنیته...سنت به مجموعه باورها ورفتارها گفته میشه..ولی شما از فقر حرف زدین..این در حالیه که ثروتمندا هم میتونن سنتی باشن..تو ایران خودمون مخصوصا شهرستان ها ثروتمندا عموما مردمایی سنتی و مذهبی هستن...و چه بسیار مردمای فقیری که باورهای دوران مدرن رو درونی کردن...اینکه مذهب و فقر تجلی سنت هستن از اساس اشتباهه...سنت به فقر ومذهب گفته نمیشه ..بهترین کار برای نجا این ترانه اینه که اولا اسمش عوض بشه دوما مصرع اول..بعد تازه میشه درمورد باقی مسایلش حرف زد..اینا نقد که نه نظرات من بود به عنوان یه مخاطب صرفا که سعی کرد همه کاراتو امشب بخونه....این نظر من درمورد فقط همین کارته..کارهای خیلیخوبی از شما امشب خوندم
  • ترانه خوبی بود سبز باشید لایک تقدیمتون
  • کارای جالبی ازتون خوندم منظورم ترانه های قبلیتونه...تفکرتون توو نوشته هاتون برام جالب بودودوست داشتم اماتوو این کارفک نکنم تماشای یه آخوندپشت فرمان یه دویست وشیش خیلی تعجب داشته باشه وبخواید برای دهاتی بودن وعاشق شدن ازاین تشبیه استفاده کنید :-) @};- @};- @};-
    • سلام من همیشه گفتم که هر ترانه مثل یه تیکه از روحمه...خوشحالم که کارای قبلیمو دوس داشتی آخوند پشت دویست و شیش تعجب نداره، صرفا بخاطر شروع کار بوده و بتونم سنت و مد و با هم تلفیق کنم بازم مرسی @};- @};- @};-
  • درود :-) کار قشنگی بود و من بیت اولت رو خیلی دوست داشتم :-) آفرین =D> @};- @};- @};-
  • درود برادر خوبم به امید کارای قوی تر و بهتر ه مردی از دیار ترانه نصف جهان(اصفهان ) که ظرفیت بالایی توی شعر و ترانه داره @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D>
  • بخدا نه پول دارم نه ماشین و لباس دارم شونه هم واسه موهاتون ندارم، یه داس دارم من تمومِ گندمایِ زیرِ شالتو میخام یه دقیقه صب کنین داسمو بردارم بیام خیلی آهنگین بود =D> کار خوبی بود =D> لایک3 @};- @};-
  • مثِ آخوندی که پشتِ رلِ یه دویست و شیشه = مث آخوندی که پشت رل یه دیویس شیشه یه دهاتی مثِ من عاشقِ موهایِ تو میشه= یه دهاتی مث من عاشق موی تو میشه فک میکنم نظر دوستان از اشکال وزنی همین بیت بود . البته حق هم دارن. با تغییراتی که من دادم میبینی که چقدر روونتر شد ؟ البته ببخشید جسارت کردم دست بردم توی کار فانتزی و زیبات. من که از خوندنش لذت بردم حتی با همون اشکال وزنی کوچولو. :-) @};-
  • @};- @};- @};- گندمای زیر شالو واسه چی میخوای؟می خوای نون بپزی؟ @};- @};- @};-
  • وزن و قافیه مشکل داشتن دوست من موفق تر باشید
  • سلام مصرع اول که هیچ ربطی به ترانه ی شما نداشت مثه آخوندی که پشت رل یه دویست و شیشه یه دهاتی مثِ من عاشقِ موهایِ تو میشه نکته ی بعدی اسم ترانه ست . سنت و مدرنیته شما از سادگی حرف زدید . سادگی های یک بچه دهاتی و ربطی به سنت نداره وزن رو در ترانه اصلا رعایت نکردید و اصلا قابل خوندن نبود . ترانه ی خوب رو باید بشه بهش ریتم داد نه اینکه وسط راه ترمز دستیِ دویست و شیش رو کشید و یا دنده معکوس داد واسه خوندنش ببخشید که مستقیما رفتم سرِ اصل مطلب . نکته ی مثبتی توی این ترانه ندیدم که ازش تعریف کنم . البته این شاید نظر شخصی باشه آبادی ِ من قدِ دنیامه . آبادیِ من شکل یک رویاست هر وقت اینجایی توو این خونه . زیباترین جای جهان اینجاست توو شهر بارون شکلِ یک رویاست . توو شهر بارون عینِ تسکینه جایی برای بوی گندم نیست . وقتی هوای شهر سنگینه این هم یک ترانه ی فاخر از روزبه بمانی که تقریبا موضوع ترانه ی شماست بدرود
    • سلام ممنون که نظر دادین اتفاقا مصراع اول تمام ترانه را توضیح میده وقتی که حرف از سنت و مد و ارتباط و یا حتی تضاد این دو تا میشه معمولا از روستا و مذهب بعنوان نمادهای سنت یاد برده میشه و از شهر بعنوان نماد مد آخوند یا روحانی با لباس سنتی نماینده ی مذهب و سنته و ماشین و تکنولوژی نماینده ی مدرنیته ست، پس ارتباط آخوندی که 206 سوار میشه همان ارتباط سنت و مدرنیته و تضادها و تناقض هاشه حالا با این توضیحات، تو این ترانه، شاعر نماینده ی از ده و روستا و سنته که عاشق دختری از شهر شده توضیحات واضحه! کاش میگفتین که کجای ترانه اشتباه وزنی دارم و یک مطلب دیگه اینکه من اینو همینجوری و صرفا با نگاه طنز نوشتم و خودم میدونم ترانه ای متوسطه فقط خواستم تجربه ای باشه طنازانه و جدید در ضمن ترانه ترانه است، همانطور که فیلم، فیلم است، پس لباس فاخر و غیر فاخر به تن ترانه نپوشید و ترانه ی آقای بمانی متوسطه و ارتباط بین پاره ها حفظ نمیشه خیلی ممنون که نظرتو گفتی داداش ایشالا نقاط ضعفو برطرف کنم @};- @};- @};-
      • سلام روستا و مذهب ربطی به هم ندارن و نمیشه اونها رو در ردیف سنت قرار داد حرف شما مثل این می مونه که بخواهید لباس های دوران پیامبر رو با لباس های الان مقایسه کنید و این اسمش تناقض نیست مثه بلال حبشی که شلوار لی به پاشه یه دختر کوچولوی ناز که عاشق ِ باباشه شما با این تشبیه به سنت و مذهب اهانت کردید . ربطی نداره چون لباس روحانیت یک لباس ساده ست پس پسر دهاتی هم عاشق یک دختر شهری بشه برای رسوندن مفهومتون می تونستید از مثالهای دیگه بهره بگیرید و از همه بدتر در آخر گفته هاتون نوشتید این ترانه طنز بوده در حالی که ترانه یک گویش عامیانه با قابلیت موسیقیاییست و موضوع طنز رو معمولا دنبال نمی کنه ضمنا در تعریف طنز اومده بیان حقیقت های اجتماعی به زبان خنده رو طنز میگن و شما در این ترانه یکسری تناقضات فانتزی رو نشون دادین و یه جورایی با حال تمسخر حرفتون رو زدید داس مو بردارم بیام . پول ندارم لباس ندارم و ... اینها شبیه به طنز نیست فقط واژه ها و تعابیری برای به سخره گرفتنِ یک اجتماع است اونهم اجتماع دهاتی شما اگر میخواهید به مغوله ی طنز بپردازید نوشته ها و اشعاری که در این زمینه موجود هست رو دنبال کنید تا به کلیت کلام بنده برسید و اما درباره ی ایرادهای فراوان وزنی وزن در شعر یا همان ریتم در ترانه خوندنش رو ساده تر می کنه و در شعر یکی از اصول رعایت وزن هستش و در ترانه هم تا حدی میشه از رعایت وزن گریزان بود که شما از اونحد گذشتید شعرتون رو هم تقطیع هجایی می کنم و هم تقطیع عروض تا متوجه ایرادهای کار بشید م/ث/آ/خن/دی/ک/پش/ت/ر/ل/ی/د/ویس/تو/شی/شه = 16 هجا ی/د/ها/تی/م/ث/من/عا/ش/ق/مو/ها/ی/ت/می/شه = 16 هجا ی/د/ها/تی/ک/م/نم/بو/ی/ع/لف/می/د/ت/نم = 15 هجا شل/وا/رم/زیپ/ن/دا/ر/و/وص/ل/دا/ر/پیر/ه/نم = 15 هجا ی/د/ها/تی/ک/د/تا/پا/زل/ف/یاش/فان/ت/زی/نیست = 15 هجا س/وا/دش/قد/ن/می/د/به/سو/ر/ئا/لو/ف/م/نیست = 15 هجا چ/ک/نم/ک/عا/ش/ق/چ/شا/ی/مش/کی/تون/ش/دم = 15 هجا عا/ش/ق/خن/ده/ها/و/مو/ی/ز/رش/کی/تون/ش/دم = ب/خ/دا/ن/پول/دا/رم/ن/ما/شی/نو/ل/باس/دارم = 14 هجا شو/ن/هم/وا/س/مو/ها/تون/ن/دا/رم/ی/داس/دارم = 14 هجا من/ت/مو/م/گن/د/ما/ی/زی/ر/شا/ل/تو/می/خوام = 15 هجا ی/د/قی/ق/صب/ک/نین/دا/س/مو/بر/دا/رم/ب/یام = 15 هجا تمام هجاهای کشیده رو در این تقطیع بلند حساب کردم تا تونستم از نظر هجایی وزن رو مساوی در بیارم ولی از لحاظ عروض که همان آهنگ شعر است شما چندین مصرع هجاهای کوتاه رو کنار هم آوردید و همچنین در چند مصرع هجاهای بلند رو کنار هم چیدین که خوندنش رو سخت میکنه و ریتم رو به طور کامل از دست میده . سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه = 15 هجا آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه = 15 هجا غم دور از تو موندن یه بی بال و پرم کرد = 15 هجا با توجه به هجاهای کشیده نرف از یاد من عشق سفر عاشق ترم کرد = 15 هجا با توجه به هجاهای کشیده مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعل . ترانه ی شما 15 هجا داره ولی به هیچ عنوان نمیشه مثله مثالی که براتون زدم خوندش . در حالیکه تمام ترانه های هم وزن رو میشه با همون ملودی خوند مثلا این ترانه سراب رد پای تو . کجای جاده پیدا شد . کجا دستاتو گم کردم . که پایان من اینجا شد ترانه از داریوش .ریتم رو در ذهنت بیار و حالا این شعر و ترانه ها رو با همون ریتم بخون غروبم مرگه رو دوشم . طلوعم کن تو می تونی . تمومم سایه می پوشم . شروعم کن تو می تونی اگر آن ترک شیرازی . به دست آرد دل مارا . به خال هندویش بخشم . سمرقند و بخارا را اگه دلگیری از دنیا . منم مثله تو آشفتم . ولی من جای تو بودم . به مردم راست می گفتم رعایت وزن در ترانه یعنی رعایت ریتم و شما در ترانتون ریتم رو حفظ نکردید و این یعنی اشکال وزنی که با خوندن کاملا مشخصه . من مدعی نیستم و استاد عروض هم نیستم که بخوام بیشتر از این توضیح بدم امیدوارم خودتون بیشتر مطالعه کنید و متوجه گفته های بنده بشید در ضمن برای رسوندن منظورم اینهمه تایپ کردم و فکر می کنم به طور کامل منظورم رو رسونده باشم یا علی
      • سلام ممنون که نظرتونو دوباره بیان کردین ولی من هنوز نظرم همونه که نوشتم ممنون چیزای خوبی یاد گرفتم @};-
      • سلام..اتفاقا اگه روی این ترانه بیشتر کار بشه کار قشنگتری میشه.خیلی جای کار داره...مصرع اولش منو خیلی جذب کرد...من برداشتم این بود که روندن ۲۰۶توسط یه روحانی یه جور پارادوکسه! روحانی از نگاه مردم یعنی کسی که به جنبه های مادی زندگی بی اعتناست...و ۲۰۶٫٫٫٫! یه جور تضاد ایجاد میشه...حالا شما گفتین که منم نباید عاشق موهای تو باشم اما هستم...! مثل یه آدم مذهبی که به جنبه های جسمانی معشوق توجه کنه و عاشق موهای اون بشه:) خیلی زیبا بود... اما ضمیر مفرد "تو" یه جاهایی تبدیل به ضمیر پیوسته ی جمع میشه....اگه یکنواختی رو رعایت کنید بهتر هم میشه...توو بیت آخر از داس استفاده کردید که این واژه برای مو کاربرد نداره....یا اگه داشته باشه منفیه....باید با موهای معشوق مهربان بود:) : "به جای داس، شونه توی دستامه....فقط به فکر گندمزار موهاتم..." چقدر بیزارم از لحظه هایی که ترانه ام رو تقطیع میکنند و منو توو سلول انفرادی وزن و هجا هول میدن...وزن رو رها کنید...دغدغه تون فقط روان بودن و زیبایی کار باشه...مهم اینه که اگر بخوان روی ترانه تون ملودی بگذارند امکان هم آغوشی ترانه و ملودی به بهترین شکل فراهم بشه... روی این ترانه بیشتر کار کنید تا زیباییش بیشتر به چشم بیاد:) موفق باشید.
      • سلام. نه ترانه تا این حد که میفرمایید داغونه نه یاسر ما سلمان رشدی. کاش مهربون تر بود لحن نقداتون. @};- @};-
      • اتفاقا من دوست دارم اینجوری نقد بشم وممنونم از دلنواز که این کارمو نقد کردن @};-
      • من خودم دهاتیم و آغوش شالیزار بهترین جای دنیاست واسم و حرف شما بی دلیل و بی منطق و احساسیه که میگین من قصد تمسخر یک قوم و یک جامعه رو داشتم، اصلا اینطور نیست و این برداشت شماست جناب دلنواز باز هم میگم که روستا و مذهب نماینده ی سنتن، کافیه یه نگاه اجمالی به بحث انسان شناسی و ساختن روستا پس از ترک غار و شکل گرفتن بخش جلویی مغز و ساخت ابزار داشته باشیم که متوجه میشیم با پدید اومدن روستا، مذهب و باورهای متافیزیکی و ماورایی هم برای ایجاد سنگر و کمک از نیروی برتر برای حفظ محصولات و دسترنجها در دل روستا بوجود اومد، رابطه ی این دو بشدت طولیه نه عرضیه دو جا در ترانه اشتباه وزنی بوده که قبول دارم من به شخصه تلفیق قالبهای شعریو دوست دارم از غزل-مثنوی و ... این چنین قالبها خوشم میاد و دوست داشتم تجربه ی طنز تو ترانه داشته باشم همونطور به شکل غم انگیزی تراژدی در اوایل اسفندو سرودم به هر حال دوست دارم بازم نقدم کنید جناب دلنواز @};-
  • ;)) ;)) خیلی جالب بود. فقط مصرع اول یکم سخت خونده میشه :-) @};- لایک