پر پرواز منو ، تو قفس طلا نبند

قبل از هر چیز بگم که این یکی از سروده های قدیمی و همچنین طولانی ترین اونهاست. خودم خیلی به این کارم علاقمندم و بخاطر همین هیچوقت نتونستم ویرایشش کنم. بخاطر ایرادات و همچنین طولانی بودنش از همه عذر میخوام . ممنون که حوصله میکنید .
************************************************************************

میدونم با رفتنم تنها میشی مثل قدیم … تو بگو چاره چیه وقتی نمیشه بمونیم
میدونم غصه میشه مهمون قلبت مثه من … باز شاید با این وجود می تپه قلبت واسه من
میدونم نمیشه اندازه ی خوبیتُ شمرد … ولی میشه عطر مریم رو به دست تو سپرد
میدونی رفتن من دلیل بی مهری نیست … بین ما صحبت بی وفایی و قهری نیست
میدونی خیلی عزیز بودی واسه من به خدا … به ضریح مرقد مقدس امام رضا (ع)
میدونی مثل تو دلتنگم و اشک میریزم … واسه پرپر شدن گلها منم میسوزم
میدونی باید برم ، آخه جام اینجا نیست … مثه رودم هدفم چیزی به جزدریا نیست
میدونی اگه بمونم مثه مرداب میپوسم … من باید برم ، باید برم به دریا برسم
تو به من میگفتی که ، میشه مردم رو شناخت … میشه تو دلهای سنگی کاخ مهربونی ساخت
تو به من میگفتی که زندگی دوس داشتنیه … فک میکردی همیشه ، حرفا همه گفتنیه
تو به من میگفتی که باید تحمل بکنم … تو زمستون وفا ،غنچه بدم ، گل بکنم
گفته بودم روز اول ، دل به آدما نبند … پرپرواز منو ، تو قفس طلا نبند
گفته بودم موندنم مساوی با مردنمه … به خدایی که بهونه ی قسم خوردنمه
گفته بودم تو دلم ،غمیه که گفتنی نیست … مثه پیشونی نوشت آدما دیدنی نیست
گفته بودم نمیشه وارد قلب سنگی شد … عاشق چهره های پشت کاغذ رنگی شد
گفته بودم که محبت دیگه بازار نداره … توی این دوره زمونه عشق خریدار نداره
گفته بودم آدما ، زود عشق و از یاد میبرن … خیلی راحت از کنار حق کشیا میگذرن
کاش بشه از غم دوری بتونیم تاب بیاریم … مثه وقتی که واسه تشنه گلی آب میاریم
کاش یه روزی بتونیم آدما رو عوض کنیم … خوبیو رواج بدیم ، قانون عشق و وضع کنیم
غافل از غصه ی شاپرک توی باد نباشیم … وقتی که پرنده ای اسیر ماست شاد نباشیم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1189
۶۰

درباره‌ی م ع

در روز الست چون جهان ساخته شد .. حوا به ابوالبشر چو دلباخته شد ... روی اولین برگ کتاب زندگی .. از برکت عشق نام من "مرسده" شد golebaroonzade29@yahoo.com لطفا تقاضای ترانه رایگان نفرمایید . ممنون