یادش بخیر

تو خلوت شبونه حرفای عاشقونه
یادش بخیر عزیزم کاشکی بیای به خونه

جز تو کسی ندارم که پیش من بمونه
تنها و بی کسم من خدا خودش میدونه

وقتی تو نیستی حرفام همه ش تو دل میمونه
همدم و مونس من خدای مهربونه

از وقتی که تو رفتی حالی واسه م نمونده
قناری تو باغچه چیزی واسه م نخونده

بیا تو ای مسافر که خیلی مهربونی
اَزَت میخوام که پیشم تا آخرش بمونی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

557
۸

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره ی چشمانت را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. Reza.djks@yahoo.com