آتیش بازی

نازنین چطـــــور باید شـــرو(ع) کنم
چجوری بگم که دنیــــــای منـــی؟
شب و روز همش به تو فک(ر) می کنم
تویی که تعبیر خــــواب(ه)ای منـــی

کاشکی پا بذاری توی رویاهــام
آرزوهـــــــــــامو تماشا بکنی
ببینی با تو کجاهــــا میشه رفت
ببینی میشه چه کـــــــارا بکنی

تویی اون جزیره ساکت و دنج
بهترین هدف ، برای سفـــرم
ولی واسه داشتن تمـــــومِ تو
باید از تموم دنیـــــــا بگذرم

نمی دونی چه هراسی با منــــه
وقتی که می خوام بهت زل بزنم
ترســــم از فاصله ی دوریه که
واسه داشتنت بایـــــد پل بزنم

نمی دونی که چه جنگ و صلحیه
تو دلم ، وقتی که می رسـم به تو
یه دلم میگه که ما مــال همیــم
یه دلم میگه نمـــی رســم به تو

واسه این بچه ی شیطــون و شلوغ
آتیشت همیشه روشنــــــــی داره
هی می خوام دست بزنم ، بگیـرمت
ترس گر گرفتنم نمی ذاره
.
.
.
من می خوام دست بزنم بگیرمت
ترس گر گرفتنم نمی ذاره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: