اکسیر مرگ

تو این خونه مردی نفس میکشه
که داره دل از زندگی می بره
تموم تنش شکل کابوسه و
پر از آرزوهای زجرآوزه

به یکباره برگشت ورق ، ناگهان
همه لحظه هاش پر شد از دلهره
تو این حادثه او مقصر نبود
ولی دلخوشیاش زمین می خوره

تو آیینه تصویر یه مرد که
تو چشماش وجودش داره می شکنه
با چشمای پر اشک و بغضی عجیب
داره زندگیش و ورق می زنه

((( شب و از نگاه تو پس می زنم
اگه یه نفس عاشق من بشی
همه آسمون سهم بال تویه
بزار لایق این شکفتن بشی

بمون آرزوی دل بی کسم
می خوام با تو دنیام و تزیین کنم
تو بال من و اوج پروازمی
کمک کن پریدن رو تمرین کنم )))

یه مردی تو تنهایی محض خود
سرش روی عکسای رو میزشه
داره تو توهم نفس می کشه
بهارش چقد شکل پاییزشه

تاوان چیو داره پس میده اون
فقط جرمش این بود که خون داده بود
همون یک دفه بود که اکسیر مرگ
توی خون او سر در آورده بود

یه برگه تو دستش گرفته حالا
که در حکم یه مرگ تدریجیه
با چه بغضی زل زد به اون واژه ای
که معنیش و سخته بفهمی چیه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مجید صادقی

رویایمان خوابیده و شب داخل تخت است...هر کس که بیدار است میداند که بدبخت است...سر را به دیواری که اصلا نیست میکوبم...فهمیدن این دردهای لعنتی سخت است www.shur.lxb.ir //////////sahari1352@gmail.com

  • آفرین آقا مجید =D> =D> بمون آرزوی دل بی کسم می خوام با تو دنیام و تزیین کنم تو بال من و اوج پروازمی کمک کن پریدن رو تمرین کنم )))
  • واقعا عالی بود =D>
  • زیباس داش مجید =D>
  • سلام دوست خوبم آفرين =D>
  • سلام استاد بزرگوار بسیار زیبا سرودید @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • خوب بود پسندیدیم 8->
  • زيبا بود مجيد عزيز لذت بردم از خوندنش موفق باشي داداش گلم @};- @};-
  • مجید گلم سلام ترانه هات از یه بغض ملموسی نشءت میگیره که هر بار میخونمش زیباتر و روون تر باهاش ارتباط میگیرم @};- @};- با چه بغضی زل زد به اون واژه ای که معنیش و سخته بفهمی چیه ..... بخدا معنیش رو میفهم و حس درون ترانتو عزیز @};- زیبا بود و دلنشین مجید گلم @};- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • درود مجید عزیزم :-) بعد از این همه مدت که نبودم الان که کارتو خوندم اومدم با توپ پر یه حالی بهت بدم ولی بیانیه ای که صادر کردی پاک آتیشمو خوابوند :-) ارادتمندم رفیق @};- @};- @};-
  • سلام مجيد عزيز و گل آفرين چقدر مضمون ترانت خوب و عميق بود دوستان خيلي خوب گفتنيهارو گفتن مثل تقاص به جاي تاوان بيت اول مصراع دوم دل بردن از زندگي كمي نامتعارفه ميدوني اصولن دل بردن چه از شخص و چه زندگي بار مثبت داره و تداعي گر دلبريه حس مي كنم از دل كندن بهره مي بردي بهتر بود كه البته منجر به تغيير قافيه مي شد تو این خونه مردی نفس میکشه که داره دل از زندگی می كنه تموم تنش شكل ِ کابوسه و قدمهاي رووياشو پلك مي زنه و اينجا به یکباره برگشت ورق ، ناگهان همونطور كه دوستان گفتن اينجا از زبان ترانه خارجه مثلن بشه ... توو يك لحظه برگشت ورق ، بي هوا ... يا بي صدا اين قسمت تو آیینه تصویر یه مرد که تو چشماش وجودش داره می شکنه آوردن ( توو) پشت هم به زيبايي ترانه لطمه ميزنه و براي ترانه استفاده از آينه بهتر از آيينه هست چون آيينه براي شعر و قالبهاي كلاسيك بكار ميره توو آيْنه يه تصوير ِ بي رنگه كه مجيد جان اينجا با توجه به اينكه توو ابيات پايينتر از نوع جنسيت ( مرد ) حرف زدي پس با حذف مرد ترانت لطمه نمي خوره و بي رنگ بودن اشاره اي ظريفتره به وخامت حال اين مرد تو چشماش وجودش داره می شکنه... اينجا با توجه به اينكه يكبار از ( توو ) استفاده كردي و غرور و وجود مرد رو توو چشماش داري منعكس ميكني اگه بگي ... غرور ِ نگاهش داره مي شكنه ... شايد شعريت بهتري بهش ببخشه اگه یه نفس عاشق من بشی... يك نفس ... وزن رو روونتر مي كنه همه آسمون سهم بال تویه بزار لایق این شکفتن بشی...... بسيار عالي آفرين محشره می خوام با تو دنیام و تزیین کنم تزيين رو من دوست داشتم تازه و لطيفه و به زشتي دنيا و زيبايي يار اشاره مي كنه ولي تضمين هم كاربرد خوبي داره كه البته با پرواز هم هماهنگه ولي سليقه اي محسوب ميشه و من بودم همون تزيين رو دوست داشتم یه مردی تو تنهایی محض خود.... خود...با زبون ترانه يكي نيست ... اگه مصّر به استفاده از ( محض ) نباشي بگي يه مردي توو تنهايياي خودش ... شايد بهتر باشه تاوان چیو داره پس میده اون... مجيد جان كمي جابجايي اركان داره و تقاص مناسبتره مثلن بشه خدايا ، تقاص چيو پس ميده... اون ... هم خوبه ولي اينطور حس ميشه كه براي پر كردن وزن به كار رفته البته جاي ( چيو ) واژه مناسبتري به كار بره بهتره یه برگه تو دستش گرفته حالا... حالا كمي حشوه و لحن خوبي هم آخر مصراع نداره ... حالا برگه اي بين دستاشه كه .. براش حكم يك ، مرگ تدريجيه آخرين مصراع ... با چه بغضي ... مجيد عزيز سعي كن توو شعر و ترانه حروف اضافه و متمم رو مثل به ، و ، كه ، با ، چه .و .... پشت سر هم نياري از زيبايي ترانه كم مي كنه و روو لحن خوانشي ترانه و ريتم گفتاريش تأثير منفي ميذاره ميدونم تعجب كردي بعد اين همه مدت انقدر مفصل نوشتم برادر خوبم ميدوني كه چه دوست با ارزشي برام هستي و با توجه به روحيه ي بزرگ و منش والا يي كه داري به خودم اجازه ي اين جسارت رو دارم خيليي ترانتو دوست داشتم و خوشحالم كه ميبينم از بهترينهاي اكادمي هستي أخلاق خوب ، مهربوني ، فروتني و در آخر ترانه هاي زيبايي كه مي نويسي باعث شده شخصيت محبوب و با ارزشي باشي هميشه موفقيتت آرزوي قلبيمه مانا باشي @};-
  • سلام رفیق. خیلی خوب بود. =D> فقط این مصرع از لحاظ زبان عامیانه شعر بهش نمیخوره به یکباره برگشت ورق ، ناگهان یعنی این مصرع زبانش عامیانه نیست. سرشار از موفقیات باشی @};-
  • سلام دوست عزيز @};- @};-
  • سلام مجید جان خیلی زیبا واحساسی بود داداشی لذت بردم موفق باشی @};- @};- @};- @};- @};-
  • مجید جان عزیزم عااااااالی بود واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.. بمون آرزوی دل بی کسم می خوام با تو دنیام و تزیین کنم تو بال من و اوج پروازمی کمک کن پریدن رو تمرین کنم =D> =D> @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- @};- آفرین مجید گلم
  • سلام مجید جان مثل همیشه زیبا قلم زدی موفق باشی، داداش گلم @};- @};- @};- @};-
  • سلام مجید جان خوشحالم بازم میخونم ازت داداشم کارت خوب بود به نظر من ، فقط با نظر عباس جان در مورد عجله تو انتشار کارت موافقم اما با شناختی که من از تو وقلمت دارم مطمئنم با یه پرداخت دیگه روی این کارت مشکلات کوچیکشو برطرف میکنی عزیزم . خیلی میخوامت @};- پسندیدمت @};- یا حق @};-
  • درود مجید جان موضوع قشنگی رو انتخاب کرده بودی فقط حیف که در انتشار این ترانه عجله کردی به امید بهترینها مجید عزیزم از نقد دوستان هم ناراحت نشو باور کن کمکت میکنه تا بهتر بنویسی سبز بمونی رفیق @};- @};-
  • @};- @};- @};- @};- @};- مجید جان .... زنده باشی داداااا @};- @};-
  • توضیحاتت که کاملا موضوع رو روشن کرد... خیلی هم عالی بود رفیق شاد باشی @};-
  • ز با بود @};- @};-
  • سلام ... موضوعی که انتخاب کردی خیلی خوب بود ... دغدغه های ذهنیت جالبه ... @};- من کلیت کارتو دوس داشتم ولی فک کنم رو پرداخت تصاویرت وقت نمی ذاری ... حیفه !! دو تا مشکل عمده توو کارت بود :‌1 - ایرادات مخوف وزنی (که من شخصن انتظار دارم تو که با تجربه ای این و نداشته باشی ) 2- دوگانگی زبان (...) *** زبان کارهات ، ساخت تصاویرت و اینکه نوآوری می کنی نقطه ی قوته ولی با ایراداتی که بالاتر گفتم خرابشون نکن ... please :-? پایداری رفاقت ... فدای تو ! @};-
    • سلام استاد خوبم در برابر شما من تسليم محضم زير همه كاراي من همين حرف رو زدي ولي اين وزن من درست نشد كه نشد ولي باور كن خودم ميخونم روون ها بابت همه راهنمايي هات ممنونم استاد عزيزم @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • قبل هر چی لایک به خاطر تصاویر زیبا و شاعرانه .. گفتنیا رو دوستان گفتن .. منم با قافیه بند اول البته که چه در ترانه و چه شعر اشتباهه مشکل داشتم و استفاده از کلماتی که مناسب فضای این ترانه نبود مثه ناگهان... یا تنهایی محض خود @};- @};- @};- @};-
  • تاوان چیو داره پس میده اون اگه بجای تاوان از "تقاص " یا " بهای " استفاده بشه مشکل وزنیش حل میشه. در کل لایکی . خیلی زیبا بود . :-) @};-
  • بمون آرزوی دل بی کسم می خوام با تو دنیام و تزیین کنم تو بال من و اوج پروازمی کمک کن پریدن رو تمرین کنم ))) =D> =D> =D> سلام.آفرین موضوع جالبی بود @};- @};- @};-
  • سلام مجید عزیز من به جز"به یکباره" وتاوان" بابقیه قسمتا مشکلی نداشتم...ووبه نظرم کار زیبایی نوشتین @};- @};- @};- "فقط جرمش این بود که خون داده بود همون یک دفه بود که اکسیر مرگ توی خون او سر در آورده بود..."راستش اینجا رو متوجه نشدم چراباید با خون دادن مرگ وارد خونش بشه...اگه خون بهش تزریق میشد فک کنم قابل قبول تربودبرام . دوبندوسط هم خیلی خوب بود... مرسی وهیشه شادباشی وقلمت نویسا..@};- @};- @};-
    • سلام فريباي عزيز ممنونم دوست و خواهر خوبم بابت همراهي هميشگيت با نظرت كاملا موافقم اما وقتي شانس نباشه پيش مياد ممنونم از محبتت
  • کار بسیار زیبا و متفاوتی خوندم =D> پسندیدم6 @};- @};-
  • سلام داداش مجيد نظرمو راجع به كارت با پيام ميگم فقط ميتونم بگم كار نقاط مثبت خيلي زيادي داشت از جمله انتخاب موضوع خيلي خوب كاش براي انتشارش عجله نميكردي اما خب خوبه كه باز هم در جمع دوستان هستي و مطمعنم آينده ي خيلي خوبي خواهي داشت شاد و پر ترانه باشي @};- @};- @};-
    • سلام نازنين عزيز آره نظرت رو قبلا گفته بودي و من هم واقعا به خاطر همراهيت ازت ممنون و متشكرم ممنون بابت محبتت مرسي @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام ترانه تون در کل خوبه اما یه جاهایی وزنش رو از دست میده، مثلاً مصرع های زیر وزن ترانه رو به هم زدن: «تاوان چیو داره پس میده اون» «یه برگه تو دستش گرفته حالا» زبان شعرت هم خیلی جاها هی عوض شده ، مثلاٌ یه جا گفتی «او» یه جا «اون» (تو این حادثه او مقصر نبود)، (توی خون او سر در آورده بود) یا جایی که گفتی (به یکباره برگشت ورق ناگهان) این اصلا با مصرع های دیگه از لحاظ زبانی نمی خونه مثل(سرش روی عکسای رو میزشه) یا (که معنیشُ سخته بفهمی چیه) موفق باشید :-)
    • سلام حسين جان ممنونم از محبت و وقتي كه گذاشتي مرسي
      • خواهش می کنم مجید جان به نظرم ایده ی خوبی داره شعرت اما همیشه سعی کن رو پرداخت کارهات وقت بذاری و اصلا عجله نکنی با آرزوی بهترین ها
  • سلام مجید @};- برمیگردم @};-
    • سلام عليرضا تو كه كلا گلي از اون گلاي خوشبويي كه هر وقت من يه مطلب ميزارم عطر خوبت تو فضاي خصوصي من مي پيچه و من واقعا استفاده ميكنم ممنونم ازت دوست و برادر هميشه همراه من @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • مجید عزیز منو شرمنده میکنی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • زیبا بود مجید جان مثل همیشه عالی متاسفانه نقد ابتا باید ترجمه شه و بعد به نقد یه اثر پرداخت نقد یعنی جدا کردن سره از ناسره یعنی نشاددن زیبایی های یک اثر در برابر ضعفهاش اما متاسفانه خیلی از دوستان زیبایی رو نمی بینند و و فقط بلدند با علم ناقص خودشون یک اثر و سرکوب کنند! در مورد کارت مثل همیشه عالی بود اما بهتر بود به جای واژه تاوان توی بیت تاوان چیو داره پس میده اون فقط جرمش این بود که خون داده بود .... از کلمه تقاص استفاده می کردی! نقد یعین اینکه وقتی میگیم کجای کار یه نا موزنه یه پیشنهاد هم بدیم نه اینکه یه اثر هنری و شرحه شرحه کنیم!
    • =D> =D> =D> =D> @};- @};-
      • اقای سلطانی مجید خودش میدونه قصد من از نقد کردن کارش چیه و خوبیای کارش رو به خودش میگم.من الکی نمیام تعریف بکنم تا کارش در همین حد بمونه.علم بنده ناقص و شما کامل.من پیشنهاد ندارم و شما داری. ولی بنده کار مجید رو به اشتباه نقد نکردم و گفتم که استعدادش زیاده.واسه همینم جرات کردم نقدشون کنم و فک میکنم ادبیات و لحن حرف شما درخور یک هنرمند نیست.حتی یه نفر به اصطلاح هنرمند هم اینطوری حرف نمیزنه پاینده باشید @};- @};-
    • سلام سعيد جان ممنونم از محبت و وقتي كه گذاشتي و خوندي دوستان همه به من محبت دارن اگه حرفي ميزنن از رو دلسوزيه قبول دارم نقد علم خودش رو ميخواد نظر همه دوستان براي من محترمه ممنون بابت نگاه مهربانت داداشم
  • سلام ترانه ی زیبایی بود تبریک میگم @};- @};-
  • اگه از بنده ناراحت نمیشید انشالله مجید جان من فقط با ترجیع بند کارت رو پسندیدم و درست میدونم بقیه جاهای کار هم نوعی دوگانگی خاص میبینم مثلا: استفاده از کلماتی مثل" او"، "به یکباره" و..... و کار رو نمیدونم دقیق چی میشه اسمش رو گذاشت :-/ مثلا چیزی شبیه به نوعی گزارش کتابی کرده. مثل این بند از لحاظ لحن: تاوان چیو داره پس میده اون فقط جرمش این بود که خون داده بود همون یک دفه بود که اکسیر مرگ توی خون او سر در آورده بود موضوع کارت و هدف و نیتت صددرصد مهم و قابل احترام هست اما نوع روایت.... باز هم ببخشید. ولی من میدونم مجید صادقی از این بهتر مینویسه. @};- :-)
    • سلام علي اصغر جان ممنونم از محبتت داداش گل من از هيچ كس ناراحت نميشم شما كه جاي خود داري يه نوشته ارزش ناراحتي رو نداره دوستان محبت ميكنن و نظراتشون رو ميگن و منم استفاده ميكنم ممنونم از همراهيت @};- @};- @};- @};-
  • ممنونم از دعوت @};- @};- @};- اومدم نقدت کنم آما ... بزنم به تخته آقا مسعود همه گفتنیا رو گفتن :-) ایشالله برای کار بعد در خدمتم قر بان8-> شاد باشی مجید جان @};- @};- @};-
    • من پوزش میطلبم استاد.واقعا زشت بود جایی که شما هستی من حرف بزنم.واقعا شرمندم بانو نقدی پور @};- @};-
      • آقای وزیری چوب کاری می فرمایید :"> اتفاقن نمی دونی چه کمک بزرگی بهم کردی 8-> یه باااااااار خییییییییییلی بزرگ از روو دوشم برداشتی :-) لا اقل امشب آه و نفرین کسی پشت سرم نیست :-)) :-)) :-)) اتفاقا خیلی هم قشنگ بود هم کارتون هم نقدتون @};- @};- @};- دشمنتون شرمنده باشه @};- @};-
      • زنده باشید استاد @};- @};-
      • @};- @};- @};-
    • بازم سلام آمنه عزيز حالا انشالله در كاراي بعدي منتظرت هستم من هستم شما هم هستي انشالله مرسي بابت محبتت دوست خوبم
  • به یکباره برگشت ورق ، ناگهان همه لحظه هاش پر شد از دلهره تو این حادثه او مقصر نبود ولی دلخوشیاش زمین می خوره ---------------------------------------داداش این بند فوق العاده بودا ...اما واژه ی "او" از زبان محاوره خارجه انگار... :-x ما هم از خانم دهقانی تشکر خیلی ویژه داریم که واقعا همدلی ها ی بسیار خوبی دارن...اصن کلا مهربونی تو ذاتشونه ها...بالاخره من استادمو میشناسم... حالا فکر کن منی که شاگردشم ... خودش چیه ;)) ;)) ;)) :-/ :-/ :-/ :-/
    • سلام داداشي ممنونم از محبتت اون واژه او رو هم بايد دارش زد الكي الكي از زبان محاوره خارج ميشه بي انصاف ممنون علي جان
      • داداش تیکه میندازی ؟؟؟ =(( =(( خب از زبان محاوره خارجه... :-( :-( شاید بهتر بود ... بجای او میگفتی اون...البته با حفظ وزن ... :-S :-S :-S
      • نه داداشم چه تكه اي جدي گفتم اين كار همه ي كلماتش از زبان محاوره خارجه اينم رو بقيه اش :-x :-x :-x :-x
  • سلام به نظر من واقعا زیبا بود من در حدی یستم که بتونم روی کار شما نقد کنم اما به نظرم رون بود خوندنش موفق باشین سومین لایک تقدیمتون =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- خوشحال میشم از ترانه ی من هم بازدید کنید
  • تو این خونه مردی نفس میکشه که داره دل از زندگی می بره تموم تنش شکل کابوسه و پر از آرزوهای زجرآوزه درود بر تو =D> کارت رو پسندیدم @};- @};- @};-
  • سلام با اجازه کارت رو نقد میکنم البته نسبت به علم خودم(پس نقدم اعتبار علمی نداره. ;)) ;)) ) ببین مجید جان استعدادت خوبه و تکنیک هم داری.ولی به یه نکاتی توجه کن یه ترانه باید اجرایی باشه و استفاده از یه کلماتی اصلا کارت رو خوب نمیکنه و برعکس ضرر میزنه.هرچند الان که استفاده میکنی به خودت میگی ایولا از چه کلمه ای استفاده کردم تو این خونه مردی نفس میکشه که داره دل از زندگی می بره تموم تنش شکل کابوسه و پر از آرزوهای زجرآوزه ببین توی این بند از کلمه ای استفاده کردی بعنوان قافیه که فقط توی شعر کلاسیک به این سبک ازش استفاده میکنن میبره و زجرآوره از لحاظ تلفظ بهم نزدیک هستن توی شعر کلاسیک هم قافیه میشن ولی نه توی ترانه @};- به یکباره برگشت ورق ، ناگهان همه لحظه هاش پر شد از دلهره تو این حادثه او مقصر نبود ولی دلخوشیاش زمین می خوره مصرع اولت از حالت ترانه محاوره خارج میشه و کاملا کلاسیک میشه.نمیگم مصرع زشتی هست ولی سبک ترانهت عوض میشه یهو که جالب نیست تو این حادثه یعنی کدوم حادثه؟؟؟وقتی میگی این حادثه یعنی قبلش توضیحی دادی که حالا میگی این. @};- تو آیینه تصویر یه مرد که تو چشماش وجودش داره می شکنه با چشمای پر اشک و بغضی عجیب داره زندگیش و ورق می زنه من کلا باین بند ارتباط برقرار نکردم ((( شب و از نگاه تو پس می زنم اگه یه نفس عاشق من بشی همه آسمون سهم بال تویه بزار لایق این شکفتن بشی این بند خوب بود.ولی میشد نیم مصرع سوم عوض بشه.و بجای یه نفس بگی یک نفس. بمون آرزوی دل بی کسم می خوام با تو دنیام و تزیین کنم تو بال من و اوج پروازمی کمک کن پریدن رو تمرین کنم ))) تزیین کردن توی ترانه جالب نیست و من دوسش نداشتم یه مردی تو تنهایی محض خود سرش روی عکسای رو میزشه داره تو توهم نفس می کشه بهارش چقد شکل پاییزشه بند خوبی هست از لحاظ تصویر سازی و فک کنم نیم مصرع آخرش خیلی خانوم دهقانی روش تاثیر داشته.البته فک کنم تاوان چیو داره پس میده اون فقط جرمش این بود که خون داده بود همون یک دفه بود که اکسیر مرگ توی خون او سر در آورده بود آوردن کلمه تاوان یه کم ریتم رو سخت کرده و کلا ارتباط معنایی این بند با کارت رو نفهمیدم یه برگه تو دستش گرفته حالا که در حکم یه مرگ تدریجیه با چه بغضی زل زد به اون واژه ای که معنیش و سخته بفهمی چیه این بند هم خوب بود فقط گفتن یه برگه از لحاظ قواعد ترانه اشتباس.آوردن صفت شمارش برای اینجا حشو حساب میشه ببخش مجید جان پاینده باشی @};- @};- اولین لایک
    • داداش کل شعرو ایراد گرفتی که....یکدفه بگو داش مجید و ادیت کنیم از کارنامه ی ترانه سراها...والا :-)) ;)) :-/ :-/
      • ببخشید قبلی یه واژه رو اشتباه گذاشتم...اشتباه تایپی بود...شرمنده: داداش کل شعرو ایراد گرفتی که….یکدفه بگو داش مجید و دیلیت کنیم از کارنامه ی ترانه سراها…والا :-)) ;)) :-/ :-/
      • سلام داداش علي خوبي آره احتمالا بايد دكمه ديليت رو بزنم و باي باي
    • سلام مسعود جان ممنون بابت وقتي كه گذاشتي نكات خوبي رو گفتي هميشه باش فقط زجر آوره اول يه مصرع ديگه بود با قافيه دلهره اما دلهره خيلي كمه براي اين جا راجع به حادثه از كدوم حادثه ؟ شايد قبلش اشاره نشده اما كل كار در مورد يه حادثه حرف ميزنه بهارش چقد شكل پاييزشه از خانم دهقاني نبود بيت آخر با مقداري تغيير از خانم دهقاني بود تاران رو قبول دارم به قول يكي از دوستان كه در پايين اشاره داشتن تقاص روون تر بود يه برگه اگه حشو محسوب ميشه بايد چطوري به برگه اي كه تو دستش بوده رو مي رسونم اميدوارم ناراحت نشي فقط قصدم آموختنه ببخش اگه جسارت كردم
      • بسیاااار هم عالی مجید جان به امید بهترین ها کارات خوبه و واقعا دوسشون دارم. مراقب خوبیات باش یاعلی @};- @};-
  • @};- @};- @};-
    • سلام به همه دوستان گل و عزيز و مهربون هميشه همراه همه حرفا درست همه انتقادها رو مي پذيرم و از راهنماييتون استفاده خواهم كرد اين ترانه عمدا به دو گونه ي زباني نوشته شده بود ترجيع بند كه زبان ترانه بود و ميشد بقيه كار هم زبان ترانه باشه اما از عمد اين جوري نوشتم حالا چرا اين داستان يه داستان كاملا واقعي بود اون هم براي كسي اتفاق افتاده كه دوسش دارم اين ترانه رو با عصبانيت خاصي نوشتم با زبان ترانه نمي تونستم عصابانيتم رو نشون بدم نميگم نميشه سعي كردم نتونستم دوست داشتم اين كار رو با وزن حماسي بخونيد با يه عصبانيت خاصي شايد اشكال وزني داره ولي اون جور كه من ميخونم اشكال وزني نديدم ترجيع بند يه فلش بك بود به خاطرات گذشته كه خوب دوست داشتم لطيف تر باشه در نوشتن اين كار و كلا در هيچ كاري من اصلا به اجرايي بودن و يا شايد يه روزي بخواد اجرا بشه فكر نكردم و نمي كنم دست همه دوستان رو مي بوسم و از همه همراهان گل به خاطر محبت و همراهي هاي زيباشون تشكر مي كنم