مریم

هنوزم لحظه هام خالی نمیشن
از اون عطر صمیمیِ تنِ تو
صدای خنده هات بازم می پیچه
چه رنگی داره راستی پیرهن تو

عزیزم عاشقت بودم همیشه
تو بودی مریمِ نازِ دلِ من
یه روز با رفتنت پژمرده کردی
توی گلدون تنهایی گلِ من

هنوزم عاشقی سخته؟ببینم
هنوزم هستی وسواسی و لجباز؟
یاکه میگی دلم لبریز از عشقه
میرقصی واسه ی هر ساز و آواز

باید باور کنم با تو نمی شد
که عاشق بود و با هم لونه ای ساخت
آخه چشمات همیشه پر توون بود
بگو قلبت چرا این بازی رو باخت؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی ائلشن تبریزی

19 ساله ، همشهری استاد شهریار... من شعر رو یک سالی هست که شروع کردم البته فقط شعر (بیشتر غزل) تورکی مینویسم ، اما به تازگی به ترانه ی فارسی علاقه مند شدم و میخوام یاد بگیرم و بنویسم.ممنون میشم کمکم کنید