نگاهِ غیر اخلاقی به آدم

یه بیماریه مسمومِ ، یه درده
یه ویروسیه که واگیر داره
با اینکه حق باهاشه اما بازم
یه جورایی خودش تقصیر داره
یه خود درگیریه محسوسه اما
توو بطن واژه نا محسوس میشه
یه سمه حل شده توو آبِ شُربه
که بعداً باعثِ افسوس میشه
یه بیماری که بدجوری کشندست
دلیل شعر ها و انتقادم
به لفظ شرم می تونم بگه که :
نگاه غیر اخلاقی به آدم
زنی که از درون محکوم درده
تنش صید نگاه هیز میشه
غرور نصفه نیمش مثلِ کاغذ
جلو چشمای مردم ریز میشه
به " زیبایی " که شکل جرم انگار
تنش میسوزه نقره داغ میشه
شعورش ، شرم و احساسش با چشمه …
… یه حیون ، شامل شلاغ میشه
ترانه کردنِ این درد سخته
تا اینجا هم فقط مجبور بودم
توو جمع گرگ های اجتماعم
فقط ای کاش میشد کور بودم …

———————————————-
بابت این ترانه باید گفت میپذیرم گاهی واژگانی رو شامل مشه که در ترانه کم تر
اما اندوهم از محتوی بقدری بود که به احساسم خدشه میزد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: