محاله

واسم انقد عزیزی که نمیشه
رو تو غیر از نفس اسمی بزارم
محاله پیش من باشی عزیزم
به شوق دیدنت اشکی نبارم
دقیقا خلق هر واژه تویی تو
زمانیکه نگاهت قصه سازه
چشات مال منه هیچکس نباید
با چشمات خونه ای از شعر بسازه
ازم دلگیر نشو این بد دلی نیس
اخه دوس داشتت واسم زیاده
تو لب تر کن کنارت تا خود عشق
میام هر لحظه با پای پیاده
توی هر بیتی که گفتم یه چی بود
میخواستم سهم اغوش تو باشم
به دنیا پا زدم تا مطمئن شی
میتونم واسه عشقت جون فداشم
پر از احساس خوب و ناب چشمات
میشه با تو یه عمری عاشقی کرد
تملق نیس اینا بس که تو خوبی
خجالت میکشه از بودنش درد
نمیخوام گفته هام رو پس بگیرم
فقط هرچی که گفتم بود بهانه
ردیف و قافیه اینو نساختن
چشای ناز تو شد این ترانه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: